ابوالحسن نظام‌الدين يا نجم‌الدين احمدبن‌عمر بن على‌السمرقندى معروف به نظامى عروضي، از شعر وى جز چند قطعه که پايگاه شعرى ندارد چيزى به‌دست نيست، ولى در نثر مقامى بس عالى داشته و چهارمقالهٔ او يکى از بهترين نمونهٔ انشاء نثر مُرسل و غيرمتکلّفانهٔ فارسى است، گذشته از شيوهٔ شاعري، و صنعت دبيري، در فن طب و نجوم نيز مهارتى داشته است - اين مرد از ملازمان و مخصوصاً ملوک غوريه بوده است و کتاب ”مجمع‌النوادرش معروف به ”چهارمقاله“ را در سنهٔ بين ۵۵۱-۵۵۲ هجرى به نام يکى از شاهزادگان اين سلسله ابوالحسن حسام‌الدين على تأليف کرده است.


شهرت اين نويسندهٔ فاضل در نصف اول قرن ششم هجرى و تولد او قطعاً مدتى قبل از سنهٔ ۵۰۰ هجرى بود و اقلاً تا حدود سنهٔ ۵۵۲ در حيات بوده است؛ قديم‌ترين کتابى که ترجمهٔ حالى از نظامى عروضى نوشته است لباب‌البا نورالدّين محمد عوفى است که در حدود سنة ۶۱۷ تأليف شده است و بعد از عوفي، حمدالله مستوفى در تاريخ گزيده که در سنهٔ ۷۳۰ تأليف گرديده و در آخر کتاب در هر فصل مخصوص به شعرا ترجمه‌اى از او نوشته است؛ و پس از او در تذکرةالشعراء دولتشاه سمرقندى که در سنهٔ ۸۹۲ تأليف شده ترجمه‌اى از او مى‌نويسد؛ و بعد از دولتشاه امين احمد رازى در تذکرهٔ هفت‌اقليم که در سنهٔ ۱۰۰۲ تأليف شده و شرح حالات شعرا در آن کتاب به ترتيب اسماء بلاد است در ذيل سمرقند ترجمه‌اى از او نوشته و اين قطعه را هم به اسم او آورده است.


قطعه

سلام زير گردون گام ننهاد خدا راحت درين ايام ننهاد
ز گردون آرميده چون بود خلق که خود ايزد در او آرام ننهاد
جهان بر وفق نام خود جهانست خرد او را گزاف اين نام ننهاد
خنک آن را که از ميدان ارواح قدم در عالم اجسام ننهاد (۱)


(۱) . براى تفصيل رجوع کنيد به: مقدمهٔ آقاى محمد قزوينى بر چهارمقاله طبع ليدن.