امام رشيد‌الدين محمدبن‌محمد بن عبدالجليل عمربن کاتب ملقب به سعدالملک از فرزندان عمربن‌الخطاب، دبير اَتسز و ايل ارسلان خوارزمشاه، شاعر و اديب و فاضل و نويسندهٔ معروف صاحب تأليفاتى عديده که از آن‌جمله حدايق‌السحر فى دقايق‌الشعر در علم بديع به طبق رسيده است و رساله‌اى هم در عروض از او نزد مؤلف موجود است که سروته ندارد و معلوم نيست چه نام داشته است و نيز کتابى دارد به فارسى موسوم به ”نظراللئالى من کلام اميرالمؤمنين علي“ که آن را ”صد کلمه“ خوانند و اصلاً آن را عَمْروبن بحر حاحظ (متوفى به سال ۲۵۵) از کلمات على‌بن‌ابيطالب عليه‌السلام انتخاب کرده بود و رشيد وطواط هر يک از آن کلمات قصار را به نثر تازى و پارسى ترجمه کرده و تفسير نموده است و همان مضمون را نيز در قطعه‌اى دوبيتى به فارسى به نظم آورده است، اين کتاب مکرر چاپ شده و مختصرى از آن نيز به طبع رسيده است که فقط کلمهٔ قصار با قطعهٔ فارسى را دارد و ترجمه و تفسير از آن حذف گرديده است و مدتى در مکتب‌خانه‌ها درس داده مى‌شده است.

نمونه‌اى از صد کلمه

- اَغْنَى الغِنَى الَعْقَلُ:

معنى کلمه: الَعْلُ اَعْظَمُ الغَني، و به يُوصَلُ المُني، معنى کلمه به پارسي: هر که را خرد باشد او توانگرتر از همهٔ مالداران بُود از بهر آنکه [از مال] اگر هزينه کنى مال کم گردد و نيست شود و از خرد اگر هزينه کنى خرد بيفزايد و هر روز بسبب تجربت زيادت گردد.


قطعه

اى که خواهى توانگرى پيوست تا از آن ره رسى به مهترئى
از خرد جوى مهترى زيراک نيست همچون خرد توانگرى


و نيز رسائلى از رشيد وطواط در مجموعهٔ رسائل خطى در موزهٔ آسيائى انجمن علوم لنين‌گراد موجود است و فهرستى از آن رسائل به‌نظر رسيده و هنوز به طبع نرسيده است و از فهرست مذکور معلوم مى‌شود که قسمتى از آن رسائل نيز مصنوع و مرصع مى‌باشد و از قرينهٔ رسائل عربى رشيد که غالب آنها چاپ شده مى‌توان دانست که اين نويسنده نيز از آنهائى است که تحت تأثير نثر فنى تازى قرار گرفته و اين شيوه را وارد نثر پارسى نيز کرده است و از اين لحاظ بايد وى را پيشروان نثر فنى فارسى شمرد و بهاءالدين و محمد نسوى را از پيروان او محسوب داشت.