- علل گردش‌ها و تطور ادبى:

بايد دانست که اصل و بنياد نويسندگى براى ابقاء فکر و برجاى گذاشتن علوم و يا بيان مقصود خاصى است که يک تن يا جماعتى از آن بهره گيرند يا آن را دريابند، بنابراين به هر حال نويسنده بايد سعى کند که مقصود يا فکر خود را به ساده‌ترين وجهى بيان کند تا دريافتن آن براى مردم دشوار نباشد.


پس دانستيم که بنياد و اصل نويسندگى بر سادگى و روانى و آسانى لفظ و معنى‌ است، مگر در جائى که قصد نويسنده اظهار ذوق و هنر و پيدا کردن شگفتى و حيرت در خواننده باشد، يا مخصوصاً بخواهد طرف مقابل خود را در ضمن اَلْغاز و مُعيّات و مطالب پيچيده و دشخوار به زحمت بيندازد و از اين راه مقصود ديگرى که نويسنده دارد حاصل آيد ـ اين شق اخير فعلاً از موضوع بحث ما خارج است و آن را در فصل مربوط به نثر فنى وانمود خواهيم کرد.


به ‌همين سبب بدون اينکه محتاج باشيم که از روى زمينه‌هاى محسوس شاهدى اقامه کنيم از خارج مى‌دانيم که کتب تاريخِ و اخوانيّات و توقعيات و مراسلات دربارى و خطابيان و کتب علمى هر دوره به تناسب همان دوره به ساده‌ترين طريقهٔ معمول عصر نوشته مى‌شده است، مگر در عصرى که همهٔ امور از حال طبيعى خارج از انقلاب کلى در احوال يک جامعه راه يافته باشد که بالطبع نويسندگان نيز برخلاف اين دستور طبيعى به مشکل‌نويسى و فضل‌فروشى يا تقليد از گذشتگان مى‌پردازند.


پس در زمان‌هائى که علوم عقلى و ساير شئون اجتماعى بر وفق طبيعى روى به نمو و تکامل است، سبک نويسندگى نيز به حال طبيعى خود مشغول سير و حرکت است و ادبيات با اختلاف انواع و اجناس خود هر کدام ازين فيض (يعنى سادگى و روانى و سهل‌التناول بودن) بهره‌مند مى‌باشند ـ چنانکه در تاريخ قبل از اسلام نيز ديده شده که متن اوستا و متن‌هاى پهلوى در نهايت سادگى و روانى بود ـ و نيز از همين لحاظ مى‌دانيم که سبک نويسندگى در دوره‌هاى نخستين ظهور نثر درى يعنى قرن چهارم و پنجم ساده و روان و آسان و همه کس فهم بوده است.


ليکن نظر به انقلابات مختلف که از راه عوامل نامرئى و مؤثر خارجى و عوامل مؤثر و مرئى داخلى در مجموع حالات ملل راه مى‌يابد، در هر عصرى (که لااقل مدت تأثير آن عوامل از يک قرن نمى‌تواند کمتر باشد) آثارى در صنعت نثر و نظم از خود برجاى مى‌نهد که در ابتدا غيرمحسوس است و به‌تدريج که آن آثار انبوه مى‌شود نتيجهٔ آن محسوس‌تر مى‌گردد و در پايان مدت ديده مى‌شود که طرز تحرير يا شيوهٔ شعر تغيير يافت، و همين عوامل با همين طرز وقتى که پى‌درپى تکرار يابد، ادوار مختلفى در تطور و گردش‌هاى ادبى به‌وجود مى‌آورد و سبک‌هاى مختلف در نظم پيدا مى‌آيد، چنانکه در ايران قبل از اسلام ديدم و اينک ادوار بعد از اسلام را نيز خواهيم ديد.