سکه‌هاى هخامنشى مطلب ندارند، و سکّهٔ داريوش و فرزندان او جز نقش مردى که زانو زده و تاجى بر سر نهاده و کمان در دست دارد چيزى نيست.


سکّه اشکانيان تا عهد ولخش اول به يونانى تقليد از القاب يونانيان بوده است و سکّه‌هاى بعد از آن مهم آشفته و پريشان است و نام شاه تنها بر آن منقوش است چون ”ولخش‌ملکا“ و امثال آن.


سکه‌هاى امراى مستقل پارس را مى‌توان مقدمه و پيش آهنگ سکهٔ ساسانى شمرد اين سکه‌ها از زمان ”بغ‌دات“ پسر ”بغ‌کرت“ مقاون ۲۲۰ ق‌م آغاز شده به ”پاپک“ مقارن ۲۰۰ و ۲۱۰ ب‌م انجام مى‌پذيرد.


بر يک روى اين سکه‌ها صورت شاه يا امير نقش شده و بر طرف ديگر مردى که نشسته و نيزه در دست دارد و پيش روى او علم و درفشى است که پردهٔ آن چهارگوشه و در ميان آن نقش خورشيد و در زير آن پيرايه‌ها آويخته است و در سکه‌هاى بعد مردى ايستاده و در پيش درگاهى که در آتشکده است نماز مى‌برد و بر کنارى از آن در درگاه باز همان درفش برپاى است که شايد درفش کاويان باشد و گاهى بالاى درگاه، نقش فروهر و گاهى بالاى درفش يا بالاى چارچوبه‌اى صورت مرغى است و نيز صورت مجمر و ماه و ستاره هم در پشت سکه‌هاى ديده مى‌شود. امّا بر طرف ديگر همه جا صورت نيم‌تنهٔ شاه رسم شده است.


- خطوط اين سکه‌ها:

خطوط سکه‌هاى همه جا آرامي، يعنى پهلوى کهنه است و هر چه پائين مى‌آيد صورت خطّ پهلوى تازه‌تر مى‌شود و سکه‌هاى اخير به پهلوى اشکانى است.


سکّهٔ بغ‌دات به قرار ذيل است “بَغْ‌دَتْ، پرتَرَکَه، زى بغى بغ کرت“ نام اين پادشاه يا امير ”بغ‌دات“ است يعنى خدداد و نام پدرش ”بغ‌کرت“ يعنى خداکرد، و لقب سلسلهٔ آنان پرت‌رکه Pratraka يا فرت‌داره (بنا به قرائت پرفسورهرتسفلد آلماني) بوده است که خاورشناسان آن را والى معنى کرده‌اند، و يکى از اين شهرياران نيز ”وُتافْرَهْ‌دات“ اول است که تصوير فروهر يا هرمز در بالاى درگاه آتشکده‌اى نقش کرده است ـ و يکى ديگر که پى از او تا فره‌ٔات بوده است وَهُوبُرز Vahuborz است که به قول استاد کريستن‌سن مورخ همان ”اوبُرز“ است که در زمان مقدونيان ساخلو يونانى پارس را در قرن سوم ق‌م قتل عام کرد (۱)


(۱) . براى تکميل اطلاعات رجوع کنيد ب:. ساسانيان کريستن‌سن ص ۵۰ طبع تهران و تاريخ سکه‌هاى شرقى تأليف دمورگان طبع پاريس ص ۲۷۰ ـ ۲۸۸