شاعران پارسى‌گوى عهد ۷ و ۸ نستاً بسيار هستند. عده‌اى از آنان بازماندگان دورانى هستند که هنوز حملهٔ مغول به ايران، يا بر محيط‌هاى تربيت آن شاعران، صورت نگرفته بود و يا از کسانى که اگرچه در دورهٔ مغول مى‌زيسته‌اند ولى محيط تربيت و زندگانى آنان دور از آسيب مغول قرار داشت؛ دستهٔ دوم در عهد مغول و در دورهٔ غلبهٔ آنان در گوشه و کنار ايران تربيت شده و در دستگاه امارت‌هاى کوچک و يا در خدمت بعضى از خاندان‌هاى بزرگ اين عهد زندگانى کرده و يا در خانقاه‌هاى متصوفه زير دست مشايخ بزرگان ايران و خارج از ايران تربيت شده‌اند؛ و آخرين دسته کسانى هستند که در فترت بين حکومت ايلخانان و حملهٔ امير تيمور در خدمت ملوک طوايف ايران و ناحيت‌هاى مجاور اين کشور به‌سر مى‌بردند مانند شاعران پارسى‌گوى آسياى صغير و هندوستان. از غالب شاعرانى که به اين دسته‌هاى مختلف بستگى دارند ديوان‌هاى شعر باقى مانده و تقريباً از همگى آثارى در سفينه‌ها و جُنگ‌ها باقى است.

- ساير شاعران:

به شرح احوال، ذکر آثار و نمونه اشعار سى و چهار تن از شاعران پرداختيم. براى گزير از افزونى حجم اين مبحث ناگزير، از باقى سخن سرايان نام‌آور اين عصر فقط نام مى‌بريم: رُکن‌دَعوايدار، شهاب مُهَمَّره، فريد اَحْوَلْ، نجيب‌جُرفادقاني، افضل‌الدين کاشاني، سيّد ذوالفقار، امامي، بَدرِ جاجرومي، ناصر بَجه‌اي، عمادِ لُر، پادشاه‌خاتون، ناصر سيواسي، پوربهاى جامي، ربيعي، حسن کاشي، حسن متکلّم، عصامي، سيّد عضد، جلال عضد، ناصر بخاري، عصّار تبريزي، جلال طبيب، مظفِّ خوافي، ميرکرماني، معين جويني، برهان بلخي، جنيد شيرازي، شاه‌شجاع، شيخ کجج تبريزي، جلال عُکاشه، شمس‌الدين کاشاني، ابن‌معين، روح عطّار، ابن نصوح، قطب عتيقي، جلال‌ عتيقي، عطار همداني، سعدبها، بهاءالدين ساوجي، ابن‌عماد، محمّد شيرين مغربي.