عبدالله‌ حسينى بلخى

(عبدالله‌بن محمدبن قاسم) از مترجمان قرن هفتم هجرى و از خاندان نقيبان سادات بلخ بود. وى کتاب ”فضائل بلخ“ تأليف شيخ‌الاسلام صفى‌الدّين ابوبکر عبدالله‌بن عمربن محمدبن داود واعظ بلخى را به تشويق حکمران بلخ ابوبکر عبدالله‌بن ابى‌الفرايد بلخى و به‌نام او به پارسى ترجمه کرد و ترجمهٔ خود را به سال ۶۷۶ به پايان برد. نثر اين ترجمه بسيار سليس و روان و پخته است و از اصل عربى کتاب فعلاً اطلاعى در دست نيست.

قاضى بَيضاوى

(ناصرالدّين عبدالله‌بن عمر م ۶۸۵ هـ) از عالمان به‌نام اسلام در دانش‌هاى شرعى على‌الخصوص تفسير و کلام است. وى علاوه بر تأليف‌هاى مهم خود در آن دانش‌ها کتابى به فارسى دارد به‌نام نظام‌التواريخ که شامل خلاصه‌اى است از تاريخ جهان از عهد آدم تا سال تأليف آن.

صدر

(ابوبکر زکى قونوى) از منشيان بليغ آسياى صغير در قرن هفتم هجرى است. مولد و مقام اصلى او شهر قونيه بوده است. در طب و ادب و انشاء و ترسل مهارت داشت و مدتى عهده‌دار کارهاى ديوانى و شغل دبيرى بود. مهم‌ترين اثر صدر کتاب ”روضةالکتّاب و حديقةالالباب“ است که مجموعه‌اى از نامه‌ها و مسوّده‌هاى او است که به شيوهٔ مترسلان قرن هفتم و آراسته و خوش عبارت نوشته شده است. کتاب ديگرى به‌نام ”ريحانة الکتّاب فى رسائل الاصحاب“ به او نسبت داده شده است که مجموعه‌اى است از مکتوب‌هاى مترسلان مختلف.

علاءمُنَجِم

(على شاه‌بن شمس‌الدّين) از منجمان و مؤلفان قرن هفتم هجرى و اهل خوارزم بود. ولادتش به سال ۶۲۴هـ اتفاق افتاد. اثر معروف او ”اشجار و اثمار“ نام دارد و در علم نجوم نوشته شده است. کتاب ديگر او ”احکام الاعوام“ دربارهٔ تسييرها و احکام نجوم است. نسخه‌اى از کتاب الاثمار او به خط عُبَيد زاکانى مشهور در کتابخانهٔ ملک موجود است.

سيفى هروى

(سيف‌بن محمدبن يعقوب) شاعر و نويسندهٔ مشهور خراسان در قرن هفتم و هشتم هجرى است. ولاتش به سال ۶۸۱ اتفاق افتاد. وى علاوه بر منظومهٔ ”سام‌نامه“ کتابى به نثر فارسى به‌نام ”مجموعهٔ غياثي“ در علم آداب دارد اما مهم‌ترين اثر او ”تاريخ‌نامهٔ هرات“ يا ”تاريخ هرات“ است. نثر کتاب از نمونه‌هاى خوب نثر فارسى و در بسيارى جاى‌ها همراه با شعرهاى فارسى و عربى است.

هندوشاه

(ابن سنجربن عبدالله صاحبى نخجواني) از منشيان معروف و از مؤلفان قرن هفتم و هشتم است. اثر معروف او کتاب تجارب‌السلف در تاريخ خلفا و وزيران اسلام تا پايان عهد عباسى است. انشاء اين کتاب مقرون به سلاست و روانى و سهولت است و آثار تکلف در آن مشهود نيست. هندوشاه اين کتاب خود را با استفاده از ”مُنيةالفُضَلاء فى تواريخ الخُلفاء و الوزراء“ تأليف ابن الطقطقى ترتيب داد.

فريدون سپهسالار

(فريدون‌بن احمد) از نويسندگان آخرهاى قرن هفتم و نيمهٔ اول قرن هشتم هجرى است وى از پيروان و نزديکان مولوى و از جملهٔ “متأخران اصحاب“ او بود و مدتى بعد از وفات مولانا به تأليف کتابى در شرح احوال او مبادرت کرد. اين رسالهٔ فريدون سپهسالار مانند مناقب‌العارفين افلاکى از جملهٔ کتاب‌هاى بسيار مهم در بيان احوال پيشروان سلسلهٔ مولويه است. انشاء کتاب استوار و استادانه و به اقتضاء زمان همراه با استفادهٔ فراوان از کلمه‌ها و ترکيب‌هاى عربى است.

کريم آقسرائى

(خواجه کريم‌الدّين محمودبن محمد) از پارسى‌نويسان آسياى صغير در قرن هشتم و از منشيانى است که در کارهاى ديوانى شرکت داشت. وى به سال ۷۲۳ کتابى موسوم به ”مُسامرةالآخبار و مُسايرةالاَخيار“ به‌نام امير تيمور تاش نوين نوشت. قسمتى از اين کتاب که اينک در دست است متضمن حوادث عهد سلجوقيان از آغاز تا غلبهٔ مغول است. در انشاء کتاب نويسنده شيوهٔ عطاملک را پيروى کرده و عبارت‌هاى استوار و يکدست و آراسته به مثل‌ها و شعرهاى پارسى و تازى آورده است. آقسرائى شعر فارسى نيز مى‌سرود.

شبانکارى

(محمدبن على‌بن محمد) شاعر و مورخ قرن هشتم هجرى و از مداحان خواجه غياث‌الدّين محمدبن رشيد‌الدّين فضل‌الله است. تاريخ او مجمع‌الانساب نام دارد که به سال ۷۳۶ تأليف شده است اطلاعات اين کتاب تازه و نثر آن در همه جا ساده و روان است.

شمس‌الدّين آملى

(علامه ... محمد‌بن محمود) از عالمان و محققان معروف قرن هفتم و هشتم هجرى است. از وى اثرهاى معروفى چون شرح کليات قانون و شرح کليات ايلاقى در طب و شرح مختصر احوال ابن حاجب باقى مانده است اما اثر بسيار معروف او که از جملهٔ کتاب‌هاى معتبر فارسى شمرده مى‌شود ”نفائس الفنون فى عرائس العيون“ نام دارد که در حکم دايرةالمعارف جامع و مفصلى در دانش‌هاى قديم است. انشاء علامه در اين کتاب به شيوهٔ عمومى منشأت دانشمندان علوم معقول در قرن هفتم و هشتم هجرى است. آملى به فارسى و عربى شعر مى‌سرود. وفاتش بعد از سال ۷۵۳ اتفاق افتاده است.

شمس‌ فخرى

(شمس‌الدّين‌بن مولانا فخرالدّين اصفهاني) از شاعران و نويسندگان مشهور قرن هشتم هجرى است. اثر معروف او ”معيار جمالي“ نام دارد و آن کتابى است در چهار فن عروض، قافيه، بديع و لغت‌ فرس که به‌نام شاه شيخ ابواسحق اينجو تأليف کرده است. اثر ديگر او ”معيار نصرتي“ نام دارد و آن نيز مختصرى در فن عروض و قافيه است.

اميرحسينى سادات

معروف‌ترين اثر او به نثر فارسى کتاب ”نزهةالاَرواح“ است در موضوع عرفان و مشتمل بر ۲۸ فصل. نثر اين کتاب موزون و مسجع است اما به قوت نثرهاى موزون سابقان بر او نيست. از ديگر اثرهاى او روح‌الارواح و صراط‌المستقيم و طَرَب المَجالس را مى‌توان برشمرد.

علاءالدولهٔ سمنانى

اين عارف کامل قرن هفتم و هشتم از جمله اثرهاى منثور او به زبان پارسى يکى رسالهٔ ”سِرّالبال فى اطوار سکوک اهل الحال“ است و ديگر رسالهٔ سَلْوَة العاشقين و کتاب العروةلاهل الخلوة والجلوة و ديگر رساله‌اى دربارهٔ مکاشفات. علاءالدوله چند کتاب به نثر عربى دارد به نام‌هاى مطلع النقط و مجمع اللقط در تفسير، مشارع ابواب القدس و مراتع اصحاب الانس در کلام عرفان و مناظر المحاضر للناظر الحاضر و حاشيه‌هائى بر فتوحات مکيهٔ ابن‌العربي.

محمود شبسترى

از اثرهاى معروف او به نثر فارسى يکى کتاب ”مرآة المحققين“ است که با نثر ساده و روان و در هفت باب نگاشته شده است. ديگر ترجمهٔ مهناج العابدين غزالى است و ديگر رسالهٔ شاهد و رسالهٔ حق‌اليقين فى معرفةالله و العوالم است مشتمل بر هشت باب.