در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم دورهٔ بسيار مهمى در تاريخ علوم است. در اين دوره ايرانيان که از نتايج مجاهدات علمى خود در دوران‌هاى پيشين برخوردارى تمام داشتند، توانستند در ابواب مختلف حکمت و دانش‌هاى عقلى به ترقيات بزرگى نائل گردند و مردان مشهورى از آغاز تا پايان اين عهد سرگرم تأليف در علوم گوناگون باشند و به چنان مرتبه‌اى از اقتدار علمى برسند که هيچ‌گاه از شهرت جهانى آنان کاسته نشود.


از اين دانشمندان بعضى منحصراً در فنون خاصى از علوم مانند طب يا تنجيم و رياضيات و فلسفه و يا در همهٔ آنها مهارت داشته و تأليفاتى نموده و عده‌اى از آنان نيز در ادب فارسى اعم از نثر يا نظم صاحب مقام و مرتبه‌اى شده‌اند.


در فلسفه استادان بزرگ اين عصر محمدبن زکرياى‌ رازى (م ۳۱۳ هـ.) و ابونصر محمدبن محمد فارابى (۳۳۹ هـ.) و ابوسليمان محمدبن طاهر منطقى سيستانى (م بعد از ۳۹۱ هـ.) و ابوعلى احمدبن محمد معروف به ابن‌مسکويه (م ۴۲۱ هـ.) و ابوالفرج ابن هندو (م ۴۱۰ يا ۴۲۰ هـ.) و ابوعلى سينا (م ۴۲۸ هـ.) و ”اخوان‌الصفا“ هستند. دربارهٔ اين بزرگان جداگانه سخن خواهيم گفت.