دورهٔ قرن ۴ و نيمه اول قرن ۵ ما از حيث تکامل و رواج علوم و ظهور علماء بزرگ و تنوع افکار و کثرت تأليفات اساسي، در شعب مختلف دانش، مهمترين دوره از ادوار تمدن اسلامى ايران است.تعداد مراکز تحقيق و کتابخانه‌ها و مدارس در سراسر ايران اين عهد بسيار زياد و تشويق پادشاهان و امراء و وزراء و خاندان‌هاى متمکن نسبت به اهل علم و تحريض آنان به تعليم و تأليف قابل توجه و تحسين است.


خدمات ايرانيان در اين دوره دنبالهٔ خدماتى است که آنان در دورهٔ پيشين نسبت به پيشرفت علوم انجام داده و خاورشناسان قرن نوزدهم و قرن بيستم ميلادي، يا از جهل و عدم اطلاع و يا به غرض و مقاصد خاص، همهٔ آنها را به‌حساب ”عرب“ گذاشته و کسانى را که از فارس و خوزستان و رى و اصفهان و خراسان و سمرقند و خوارزم و گرگان و ديگر نواحى پشتهٔ ايران و از نژاد خالص آريائى برخاسته و از پيشرفت‌هاى علمى عهد ساسانى برخوردار بوده‌اند، فقط به‌ گناه آنکه زبان علمى نوساخته‌اشان زبان عربى بود، عرب شمرده و در اين راه پافشارى کرده‌اند و هنوز هم مى‌کنند!