ابومحمد منصوربن على منطقى رازى از معاصران صاحب بن عباد و در شعر درى استاد بوده است و شايد بتوان او را قديمى‌ترين شاعر پارسى‌گوى عراق دانست. وى ظاهراً در بين سنوات ۳۶۷ (ابتداى وزارت صاحب) و ۳۸۰ (يعنى سالى که بديع‌الزمان همدانى به‌خدمت صاحب پيوسته و قطعه‌اى از منطقى را به خواهش او به‌عربى ترجمه و نظم کرده بود) وفات يافت. از ابيات او است:


يک موى بدزديدم از دو زلفت چون زلف زدى اى صنم بشانه
چونانش بسختى همى کشيدم چون مور که گندم کشد بخانه
با موى بخانه شدم، پدر گفت منصور کدامست ازين دوگانه


(اين قطعه را بديع‌الزمان همدانى بخواهش صاحب‌بن عباد به‌عربى نقل کرد.)


يک لفظ نايد از دل من و ز دهان تو يک موى نايد از تن من و ز ميان تو
شايد بُدَن که آيد جفتى کمان خوب زين خم گرفته پشت من و ابروان تو
شيز و شبه نديدم و مشک سياه و قير مانند روزگار من و زلفکان تو
مانا عقيق نارد هرگز کس از يمن هم رنگ اين سرشک من و دو لبان تو
مه گردون مگر بيمار گشتست بناليد و تنش بگرفت نقصان
سپرکردار سيمين بود و اکنون برآمد بر فلک چون نوک چوگان
تو گفتى خنگ صاحب تاختن کرد فگند اين نعل زرين در بيابان