کتاب‌هائى هم در تعليم فن ترسل و انشاء از اين دوره داريم که ارزش آنها بيشتر در بيان فرنهادهاى نگارندگى است نه در ذات انشاء و نويسندگى مثل رساله‌اى ”در احکام دانستن انشاء و املائى که ضرور است“ يا ”رساله در بيان الفاظى که در ترسّلات به‌کار آيد“ و رساله‌اى ديگر در همين گونه مطلب‌ها از ابوالقاسم بن محمدرضا مجلس‌ نويس نصيرى.


مجموعه‌اى ديگر در دست است که به شيوهٔ مؤلفان پيشين در آنها گذشته از بيان فرنهادهاى انشاء، نمونه‌هاى منشآت به‌عنوان سرمشق نامه‌نگارى و بيان دستورهائى در چگونگى عنوان‌ها و خطاب‌ها و لقب‌ها و صفت‌هائى که بايد براى هر يک از طبقات مردم در نامه‌نگارى به‌کار برد و لحنى که بايد هنگام خطاب به آنان داشت آمده است. از جملهٔ آنها است:


- لطائف‌الانشاء که دفترى است در يک مقدمه متضمن فرنهادها و دستورهاى نامه‌نگارى، و سه ”مطلب“ که به ترتيب به زبان فارسى، ترکى و عربى اختصاص يافته است.


- ديگر صحيفةالاخلاص که مجموعه‌اى است از چند نامهٔ خوش عبارت از عبدالغفّار صديقى حسينى خراسانى نيشابورى هروى. عبدالغفار در نگارش نامه‌هاى اين مجموعه از نورالدين عبدالرحمن جامى تقليد کرده است.


- ديگر کتاب بدايع‌الانشاء معروف به ”انشاء يوسفى“ است از مولانا حکيم يوسفى منشى همايون (۹۳۷-۹۶۳ هـ) حاوى مقدارى نامه به‌عنوان سرمشق.


- کتاب ديگر از اين قبيل ارشادالطّالبين يا ”انشاء هرکَرن“ است از هرکرن پسر متهراداس کنبوه مولتانى در فن نامه‌نگارى در هفت باب داراى سرمشق‌هاى لازم دربارهٔ نوشتن نامه‌هاى سلطانى، فرمان‌ها، پروانه‌ها، عريضه‌ها، نامه‌هاى اخوانى، تمسک‌نامه‌ها و قباله‌نامه‌هاى شرعى، دستک‌ها و سرنامه‌ها و جزء آنها. هرکرن در ۱۰۳۳ درگذشت.


- کتاب ديگر ”تَرَسُلِ منصورى“ است از منصور بن محمد بن على براى استفادهٔ طالبان فن انشاء حاوى مقدارى از نامه‌هاى ”امناء“ عهد خويش.


- کتاب‌هاى ديگرى هم در اين زمينه وجود دارد مانند تحفةالسلطانيه از حسن پسر گل محمد (سدهٔ يازدهم هجرى)، ضوابط‌ الانشاء از سيدعلى نقى‌خان پسر سيد حشمت على (سدهٔ دوازدهم هـ) و جز آنها که همگى برگَردهٔ کارهائى است که ديده‌ايم و تقريباً دربر دارندهٔ همان مطلب‌ها با نمونه‌هاى ديگر از انشاء اين و آن.