زبان اصلى دوره ده تا دوازده هجرى در دانش‌هاى شرعى عربى بود و فارسى در اين مورد عنوان زبان درجهٔ دوم داشت. تقريباً تمام کتاب‌هاى اصلى که در همهٔ دانش‌هاى شرعى، مگر تفسير قرآن، نوشته شده و يا کتاب‌هاى اساسى حکمت، به تازى است و آنچه در اين رشته‌ها به زبان فارسى نوشته‌اند، اگرچه کم نيست، ليکن هميشه در شمار کتاب‌ها و رساله‌هاى درجهٔ دوم و سوم است، و يا ترجمه‌هائى است از کتاب‌هاى اساسى شيعه براى آنکه عامهٔ اهل ايران را به‌کار آيد، و به‌ندرت کتابى مشهور مثل جامع عباسى به فارسى تدوين شده است.


در پاره‌اى از دانش‌ها مانند رياضيات و هئيت و نجوم و پزشکى و داروشناسى غلبه با کتاب‌هاى فارسى است چنانکه مى‌توان در اينگونه علوم زبان فارسى را مقدم بر زبان عربى دانست و البته اين نهضتى است که از دوران پيش به عهد صفوى انتقال يافت.