در پايان اين مقال لازمست به نوعى ديگر از نثر که آن را اثر ادبى مى‌ناميم اشاره‌اى بشود. در اين نوع از نثر نويسنده بيشتر مى‌خواهد خود را به بيان اوصاف و احوال از طريق بيانات بلاغى و ادبى سرگرم کند، و به بيان ديگر قصدش شرح واقعه يا اثبات قضيه يا نفى مطلب يا توضيح موضوع معينى نيست بلکه مطلبى هر چند کوچک براى او کافى است تا بر آن شاخ و برگ نهد و آن را به شعر و مثل و تشبيهات و استعارات و کنايات بيارايد و در مجموع اثرى هنرى به‌وجود آورد و خواننده را مجذوب هنرنمائى‌هاى خود کند.


پيشواى نويسندگانى از اين گروه در سده ۱۰ و ميانه ۱۲ ظهورى ترشيزى است که به پنج قسمت از نثر‌هاى آراسته و مصنوع خود معروف شده و آثارش به‌صورت سرمشق‌هاى درسى ميان فرا گيرندگان پارسى و پارسى‌نويسان هند دست به‌دست گشته و مى‌گردد.


دومين کسى که نوشته‌هاى ادبى او رواج روزافزون يافت ملاطغراى مشهدى (سدهٔ يازدهم هجرى) است که پيرامون سى دفتر از او برجاى مانده است که در غالب آنها به شيوهٔ شاعرانه‌اى به توصيف جاى‌ها و منظره‌ها و افراد و نظير اينها پرداخته و نثرهاى لطيف‌ همراه با نظم که هر دو از خود او است در آنها آورده است.


نعمت‌خان عالى يعنى ميرزا محمد شيرازى (م ۱۱۲۱هـ) متخلص به عالى و مخاطب به نعمت‌خان و مقرب‌خان و دانشمندخان، يکى ديگر از اين نثرنويسان هنرمند است.


بيدل عظيم‌آبادى شاعر نوآور و تواناى اين عهد مجموعه‌اى از رقعات و منشآت دارد با نثر مزين مصنوع که او را در شمار پاسى‌نويسان عهد درآورده است.