با خواندن مبحث شعرهاى دوره ده تا دوازده هجرى، نخستين نکته‌اى که مى‌تواند به‌خاطر خواننده خطور کند فراوانى عهدهٔ شاعران است در اين عهد، به نحوى که برشمردن همهٔ آنان نيازمند وقتى بسيار باشد. بيشتر شاعران اين سال‌هاى دراز و سرزمين‌هاى پهناور که نامشان در تذکره‌ها و فهرست‌هاى ايران و هند و روم آمده داراى ديوان يا منظومه‌هاى گوناگون هستند و از آنها نسخه‌هائى در کتابخانه‌هاى ايران و انيران يافته مى‌شود. برخى از اين ديوان‌ها يا منظومه‌ها به طبع رسيده و از بعضى نسخه‌هاى متعدد يا منحصر در دست است و از دسته‌اى ديگر که اکنون نسخه‌اى نمى‌شناسيم دور نيست که نمونه‌هائى بازمانده باشد و روزى شناخته و مشهور گردد. از بعضى شاعران هم آنقدر شعر در جُنگ‌ها و بياض‌ها و تذکره‌ها نقل شده است که مى‌توان در ذيل حال هر يک صفحه‌هائى را از بازماندهٔ اثرشان انباشت، و گروهى از آنان هم صاحب‌ذوقانى بودند که نامشان به تصادف در تذکره‌ها آمده و هر يک چند بيت شعر مشهور دارند و بس.


از مجموع شاعران ياد شده معدودى تالى استادان سده‌هاى هشتم و نهم هستند و بعضى اگرچه گويندگانى متوسط هستند اما نمى‌توان اثرهايشان را ناديده گرفت زيرا در حکم دانه‌‌هاى زنجير تحول زبان و فکر در عهد خود هستند و نبايد ناشناخته بمانند، و اگر دايرهٔ تحقيق را محدود به همين دو دستهٔ اخير کنيم باز هم بايد به ترجمهٔ حال و ذکر اثرهاى گروهى بزرگ بپردازيم، ولى از ميان آنان در اين مبحث به ذکر عدهٔ معينى، بسنده مى‌کنيم و به اختصار معرفى مى‌نمائيم و مى‌کوشيم تا از هر يک مقدارى شعر بياوريم تا خواننده را در شناخت شيوهٔ سخنورى آنان ياورى کند.


در ترجمهٔ حال و ذکر اثرهاى شاعران، به قدر وسع و گنجايش اين مبحث، به شناساندن اسلوب بيان آنان نيز اشاره خواهيم کرد.