پرسش:

شیطان چه ماهیتی دارد و با چه بسترها و زمینه ها و روش هایی می تواند موجبات سقوط اخلاقی انسان را فراهم آورد؟

پاسخ:

در بسیاری از آیات قرآن کریم، پیروی از شیطان سمبل ضداخلاق دانسته شده و راه خدا در برابر راه شیطان به شمار آمده است. شیطان پرستی در برابر خداپرستی است: «ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نبستم که شیطان را مپرستید. زیرا دشمن آشکار شما است و این که مرا بپرستید، این است راه راست». (یس-۶۰)

حقیقت شیطان

کسانی بر این عقیده اند که شیطان همان نفس اماره و قوه واهمه یا هوای نفس است. اما قرآن کریم، شیطان یا ابلیس را موجودی از گروه جن می داند که از آتش آفریده شده و مستقل از انسان است. البته گاهی واژه شیطان بر انسان شرور نیز اطلاق می گردد و شاید از نظر لغوی هر موجود شریری، مانند هوای نفس را نیز پوشش دهد. اما آن جا که ابلیس و سپاه ابلیس گفته می شود - که شیطان انصراف به همان ابلیس دارد-بی تردید مراد از آن، هوای نفس، نفس اماره و مانند آن نیست؛ مثل آن جا که می فرماید: «ای فرزندان آدم [مراقب باشیدکه] شیطان فریبتان ندهد، چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون راند.» (اعراف-۲۷)

کارهای شیطان

کار عمده شیطان وسوسه کردن است که در چند آیه به آن اشاره شده است. (طه-۱۲۰) و این وسوسه از چند راه صورت می پذیرد:

۱) آراستن کارهای زشت: شیطان با زیبا جلوه دادن کارهای زشت انسان، او را به ادامه آن ترغیب می کند: «سوگند به خدا که به سوی امت های پیش از تو ]رسولانی[فرستادیم ]اما[شیطان اعمالشان را برایشان آراست.» (نحل-۶۳)

۲) وعده های دروغ: «شیطان به آنان وعده می دهد و ایشان را در آرزوها می افکند و جز فریب به آنان وعده نمی دهد.» (نساء-۱۲۰)

۳) ترساندن انسان از آینده خویش: «شیطان شما را به تهی دستی بیم می دهد.» (بقره-۲۶۸)

آری شیطان حقیقتی خارجی است که ما را می بیند و در خیال ما نفوذ دارد و از طریق وسوسه ها ما را به کژ راهه ها می خواند. بنابر آنچه از آیات قرآن استفاده می شود، شیطان در هرگونه خیالی که از انجام خیر، منع می کند و یا به ارتکاب شر فرا می خواند، نقش دارد، و ای بسا اگر دخالت او نبود، آن اندیشه باطل به ذهن انسان خطور نمی کرد.

تردید بسیاری از افراد در وجود شیطان به سبب آن است که این موجود گمراه ساز همیشه و همه جا در کنار ما و با ما است و چیزی که همیشه با انسان است، همچون آب برای ماهی، پنهان و پوشیده می گردد. وجود شیطان آنگاه برای ما ملموس می گردد که در دوره ای از عمر، جدای از او و خالی از وسوسه های او زیسته باشیم و سپس او در ما نفوذ کرده باشد؛ درحالی که شیطان از بدو ولادت تا لحظه مرگ در ما و اطراف ما است.

شیطان و هوای نفس

از آیات قرآن کریم به دست می آید که نفوذ و تاثیر شیطان در آدمی از رهگذر هوای نفس است. شیطان از این راه رفتار فرد را تایید می کند و یا تغییر می دهد. او کارهای زشت را در نظر فرد می آراید، تا به آنها تداوم بخشد و او را نسبت به آینده اش می ترساند، تا از انجام کارهای نیک باز ایستد.

به گزارش قرآن کریم، وقتی روز قیامت فرا رسد، شیطان به کسانی که فریب او را خورده اند می گوید: «]مرا دشنام ندهید که [در حقیقت خدا به شما وعده راست داد و من به شما وعده دروغ دادم، و مرا بر شما هیچ تسلطی نبود، جز این که شما را دعوت کردم و شما اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. (ابراهیم-۲۲)

پیروی از شیطان موجب می گردد توجه شخص به لذت های دنیا جلب و از یاد خدا غافل گردد و دیگر جایی در دل او برای یاد خدا باقی نماند. آنگاه اندک اندک شیطان بر او چیره می شود و عامل این تسلط، سوءاختیار خود شخص است، که «تسلط شیطان تنها بر کسانی است که وی را به سرپرستی برمی گیرند و بر کسانی که به خدا شرک می ورزند. (اعراف-۲۷)

«و او را بر کسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلطی نیست (النمل-۹۹) نخست انسان خود از یاد خدا غافل می گردد، آن گاه شیطان همدم او می گردد.