توانائی محاکمه شدن

روانپزشک ممکن است در هر مرحله‌ای از دادرسی جنائی برای اظهارنظر در خصوص مواردی نظیر صلاحیت کنونی متهم برای احضار شدن، مورد بازجوئی قرار گرفتن، وارد روند محاکمه شدن، محکوم شدن و یا مجازات شدن اظهارنظر کند. مسائل اساسی در مورد صلاحیت محاکمه شدن شامل آن می‌شوند که در صورت وجود بیماری روانی آیا متهم


۱. موارد التهابی را بر علیه خود درک می‌کند.

۲. می‌تواند به دفاع از خود کمک کند یا خیر.


دادگاه عالی، استانداردهای بیشتری را نیز تصویب کرده است. در پرونده ”داسکی علیه U.S ـ Dusky v.U.S“، (سال ۱۹۶۰) دادگاه عالی تصویب کرد که مسائل اساسی برای صلاحیت محاکمه شدن، تنها محدود به‌وجود موقعیت‌یابی و به یادآوری نسبی واقعه نمی‌شود. متهم باید بتواند با ”حد معقولی از درک منطقی“ با وکیل خود مشورت کند و ”در مورد اقداماتی که علیه او صورت می‌گیرد یک درک منطقی و یز واقعی داشته باشد“. در پرونده پیت علیه رابینسون (”Pate v.Robinson“ ـ سال ۱۹۶۶) دادگاه عالی تصویب کرد که درخواست معاینه روانپزشکی برای سنجش توانائی تحمل محاکمه جزء حقوق اساسی به حساب می‌آید. و بالاخره در پرونده جکسون علیه ایندیانا (”Jackson v. Indiana“ ـ سال ۱۹۷۲) دادگاه عالی تصویب نمود که فرد فاقد صلاحیت دائمی (که در آن مورد یک فرد عقب‌مانده ذهنی کر و لال بود) باید از نظام دادرسی جنائی خارج شود.

شرایط لازم برای اعدام

این شرایط بر سه قانون کلی استوار هستند:


۱. باور بر این است که آگاهی فرد از ماوقع، عنصر کیفری مجازات را بالا می‌برد.


۲. باور بر این است که به فرد صلاحیتداری که در آستانه اعدام قرار گرفته است باید بهترین فرصت داده شود تا مطابق باورهای مذهبی خود هر آئینی را که بخواهد به‌جا آورد که شامل اعتراف و استغفار نیز می‌گردد.


۳. به فرد صلاحیت‌داری که در آستانه اعدام شدن است، تا آخر این فرصت داده می‌شود که جزئیاتی از حوادث یا جنایت را که شاید موجب آزادی وی شود به یاد آورد. شرکت کردن در انجام اعدام‌های دولتی برای هیچ پزشکی اخلاقی نیست. وظیفه پزشک برای نجات جان انسان‌ها برتر از تمامی دیگر تکالیف مقابل است.

مسئولیت جنائی (دفاع مبتنی بر جنون ـ the insanity defence)

دو مسئله قانونی ”توانائی محاکمه شدن“ و ”مسئولیت جنائی“ از برخی جهات با هم متفاوت هستند و نباید با هم اشتباه شوند. برخلاف ”تونائی محاکمه شدن“، در مورد ”مسئولیت جنائی“، در خصوص زمانی از گذشته بررسی صورت می‌گیرد که جرم در آن اتفاق افتاده است. نتیجه دو نوع بررسی متفاوت است: در صورت اثبات ”عدم تونائی محاکمه شدن“ معمولاً تنها مراحل قانونی قدری به تأخیر می‌افتند، حال آنکه در صورت اثبات موفقیت‌آمیز ”عدم مسئولیت جنائی“، متهم با استناد به بی‌گناهی به قابلیت متهم کردن فرد از نظر اخلاقی برمی‌گردد. شرایط لازم برای احراز ”مسئولیت جنائی“ برخلاف شرایط ”صلاحیت محاکمه شدن، شامل دو جنبه جداگانه می‌گردد. این دو جنبه بدین‌‌صورت بیان می‌شوند که متهم در لحظه ارتکاب جرم به‌دلیل یک بیماری روانی ۱. از ماهیت عمل یا جرم بودن آن بی‌اطلاع بوده است (یک آزمون‌ شناختی) و ۲. نمی‌توانسته است رفتار خود را با مقتضیات قانونی وفق دهد (یک آزمون ارادی).


- قانون مک‌ناتن (M'Naghten):

مشهورترین مجموعه شرایط لازم برای عدم مسئولیت جنائی در سال ۱۸۴۳ در مجلس اعیان انگلستان بعد از آن تصویب شد که متهم در قضیه مک‌ناتن تبرئه گردید. قانون مک‌ناتن می‌گوید که متهم باید تبرئه شود اگر ”در زمان ارتکاب جرم به‌علت بیماری روانی تحت چنان نقص عقلی باشد که ماهیت عملکرد خود را درک نکند و یا اگر درک کند، نداند که عمل او جرم محسوب می‌شود“. بنابراین، قانون مک‌ناتن یک آزمون شناختی به‌شمار می‌آید.


- تکانه غیرقابل مقاومت:

کمیته‌ای از اعضاء هیئت‌منصفه در سال ۱۹۲۲ تصویب کرد که مسئله عدم مسئولیت در موارد جنائی گسترش پیدا کند و ب”آزمون تکانه غیرقابل مقاومت“ را نیز دربربگیرد. براساس این عقیده، در ارتکاب جنایت در صورتی‌که آن عمل، تحت فشار تکانه‌ای صورت گرفته باشد که فرد به‌علت بیماری روانی قادر به مقاومت در برابر آن نبود است، شخص مسئول آن عمل تلقی نمی‌شود. دادگاه تنها زمانی‌ یک تکانه را غیرقابل مقاومت تلقی می‌کند که ثابت شود متهم حتی در همراهی یک پلیس نیز آن عمل را انجام می‌داد.


- قانون ALI:

مؤسسه قانون آمریکا (American Law Institute ـ ALI) در نمونه قوانین کیفری خود، هم آزمون شناختی و هم آزمون ارادی را جای داده است. این قانون در تعداد قابل‌توجهی از ایالات مورد پذیرش قرار گرفته است. شرط لازم برای عدم مسئولیت قانونی در این قانون، عبارت است از: ”فرد، مسئول جنایت نیست در صورتی‌که توانائی وی در هنگام ارتکاب آن، برای فهم جنایت‌آمیز بودن (قُبح) عملکرد خود (جنبه شناختی). یا برای تطبیق دادن عملکرد خود با مقتضیات قانونی (جنبه ارادی) به شدت افت پیدا کرده باشد“.


قانون ALI برای اجتناب از دربرگرفتن رفتار ضداجتماعی اضافه می‌کند: عبارت ”نقص یا بیماری روانی“ که در این نوشته به‌کار رفته است شامل اختلالی که تنها علامت آن، تکرار جنایت یا دیگر رفتارهای ضداجتماعی باشد نمی‌شود“.


در قضیه جان‌هینکلی (”John Hinckley“ ـ سال ۱۹۸۲) از قانون ALI استفاده شد. تبرئه هینکلی موجی از مخالفت‌ها را برانگیخت. مشخص به‌نظر می‌رسید که بنا بر نظر هیئت‌منصفه، اگرچه هینکلی می‌دانست در هنگام اقدام برای قتل پرزیدنت رونالد ریگان چه می‌کند، نمی‌توانست خود را کنترل نماید، و بنابراین می‌بایست با استناد به جنبه ارادی قانون تبرئه می‌گردید. در پاسخ به فشارهای نیرومند سیاسی، هم مؤسسه روانپزشکی آمریکا و هم مؤسسه ”بار ـ Bar“ آمریکا خواستار بازگشت به قانون مک‌ناتن شدند (یعنی فقط آزمون شناختی). مؤسسه طب آمریکا تا آنجا پیش رفت که خواستار لغو کلی قانون دفاع مبتنی بر جنون گردید.