پاتوژنز

لاروهاى سيستى‌سرکا (Cysticerca) در گوشت کم پخته شده گاو (تنياساژيناتا) Taenia Saginata، خوک (تنياسولويم) T. Solium، يا ماهى (دى‌فيلوبوتريوم لاتوم Diphylobothrium Latum) خورده و در ميزبان انسانى معين به کرم نوارى بالغ تبديل مى‌شود. در مورد تنياسوليوم انسان مى‌تواند واسط هم باشد: خوردن تخم‌هاى تنياسوليوم، تبديل شدن آنها به جنين، و انتشار لارو باعث سيستى سرکوز مى‌شود.

تظاهرات بالينى

عفونت‌هاى تنياساژيناتا و تنياسوليوم مى‌تواند بدون علامت باشد يا اينکه ناراحتى‌هاى خفيف شکمي، تهوع، تغيير در اشتها و / يا کاهش وزن ايجاد نمايد. گاهى اوقات قطعات بدن کرم (Proglottid) در مدفوع ديده مى‌شوند. عفونت‌هاى دى‌فيلوبرتريوم لاتوم با کمبود B12 همراهند. سيستى‌سرکاهاى تنياسوليوم را مى‌توان در هر جاى بدن به‌ويژه در مغز و عضلات اسکلتي، يافت. سيستى‌سرکوز CNS مى‌تواند باعث تشنج، هيدروسفالي، و نشانه‌هاى افزايش فشار داخل مغز شود.

تشخيص

تشخيص عفونت يا تنياساژيناتا و تنياسوليوم از طريق يافتن تخم يا قطعات بدن کرم در مدفوع تشخيص داده مى‌شوند؛ افتراق بين دو گونه نياز به بررسى قطعات رسيده بدن يا اسکولکس دارد. معيارهاى تشخيص سيستى سکروز در جدول (معيارهاى تشخيصى پيشنهادى براى سيستى سرکوز در انسان، ۱۹۹۶) آورده شده است.

جدول معيارهاى تشخيصى پيشنهادى براى سيستى سرکوز در انسان، ۱۹۹۶

۱. معيارهاى مطلق
  a. نشان دادن سيستى‌سرکرها در بافت‌شناسى يا بررسى ميکروسکوپى نتايج بيوپسى
b. ديدن انگل در چشم با کمک فوندوسکوپي
c. ديدن ضايعات کسيتيک محتوى يک اسکولکس در نوروراديولوژي
۲. معيارهاى اصلى
a. ضايعات مطرح‌کننده نوروسيستى‌سرکوز در نوروراديولوژى
b. يافتن آنتى‌بادى ضدٌ سيستى‌سرکر در سرم با کمک  ايمونوبلات يا در CSF با کمک ايمونويلات يا اليزا
c. ديدن کلسيفيکاسيون‌هاى مشخص سيگارى شکل در گرافى ساده از بافت نرم
۳. معيارهاى فرعى
a. وجود ندول‌هاى زيرجلدى مطرح‌کننده سيستى‌سرکر
b. کلسيفيکاسيون‌هاى نقطه‌نقطه در راديوگرافى
c. تظاهرات بالينى مطرح‌کننده نوروسيستى سرکوز
d. از بين رفتن ضايعات داخل جمجمه حين درمان با داروهاى ضدٌ سيستى‌سرکر
۴. معيارهاى اپيدميولوژى
a. اقامت در مناطق اندميک از نظر سيستى‌سرکوز
b. مسافرت به مناطق اندميک از نظر سيستى‌سرکوز
c. تماس در منزل با فرد آلوده به تنياسوليوم

درمان

در مورد عفونت با کرم‌هاى بالغ، تنها يک دوز از پرازى‌کوآنتل (۱۰-۵ mg/kg) بسيار مؤثر است. در صورت کمبود B12 بايد از ويتامين B12 تزريقى استفاده نمود. در چهار مطالعه کنترل شده با پلاسبو، داروهاى ضدٌ انگلى در نوروسيستى‌سرکوز پارانشيمى بدون تأثير بالينى بودند. البته بعضى از متخصصين با توجه به بهبود سريع‌تر يافته‌هاى نوروراديولوژيک علاقه‌مند به استفاده از اين داروها مى‌باشند. درمان علائم نوروسيستى سرکوز شامل پرازى‌کوآنتل (۶۰-۵۰ mg/kg روزانه در سه دوز براى ۱۵ روز يا ۱۰۰mg/kg در سه دوز طى يک روز) يا آلبندازول (روزانه ۱۵mg/kg در ۳ دوز براى ۲۸-۸ روز) مى‌باشد. در صورت تشديد علائم در حين درمان بهتر است بيمار بسترى گردد و گلوکوکورتيکويد هم دريافت نمايد. ضايعات چشم، نخاع يا بطن‌هاى مغز ممکن است نياز به برداشتن از طريق جراحى داشته باشند.