حمايت حيات پايه (BLS) بلافاصله آغاز مى‌شود . (شکل قدم‌هاى اصلى در احياء قلبى - ريوي)


قدم‌هاى اصلى در احياء قلبى - ريوي. A. مطمئن شود که مجراى هوائى باز است. B. بلافاصله احياء و تنفسى را آغاز کنيد. C. نبض کاروتيد را در شيار کنار ”سيب آدم“ يا غضروف تيروئيد لمس کنيد. D. اگر پالس وجود ندارد ماساژ قلبى را آغاز کنيد. ۶۰ فشار در دقيقه با يک بار پر کردن ريه از هوا بعد از هر گروه ۵ تائى فشار به سينه وقتى دو نفر عمليات احياء را انجام مى‌دهند.يا دو بار به‌صورت متوالى براى هر ۱۵ فشار وقتى يک نفر هم ونتيلاسيون و هم فشار را انجام مى‌دهد.


قدم‌هاى اصلى در احياء قلبى - ريوى
قدم‌هاى اصلى در احياء قلبى - ريوى

۱. دهان بيمار را باز کنيد و اجسام يا دندان‌هاى مشهور را خارج کنيد. اگر استريدور تنفسى وجود دارد آسپيراسيون جسم خارجى را در نظر داشته باشيد و مانور هايم‌ليخ انجام دهيد.


۲. سر را به طرف عقب خم کنيد، چانه را بلند کنيد و اگر تجهيزات نجات در دسترس نيست تنفس دهان به دهان را آغاز کنيد (ماسک صورت جهت پيشگيرى از انتقال عفونت مطلوب‌تر است). ريه‌ها بايد به ازاءِ هر ۵ فشار بر روى سينه يک بار پر باد شوند اگر دو نفر عمليات احياء را انجام دهند و اگر يک نفر هم ونيتلاسيون و هم فشار بر روى سينه را انجام مى‌دهد ريه‌ها بايد دو بار پى‌درپى پر باد شوند و در ازاءِ آن ۱۵ بار سينه تحت فشار قرار گيرد.


۳. اگر نبض کاروتيد وجود نداشته باشد، عمل تحت فشار قرار دادن سينه را انجام دهيد (فرو بردن استرنوم به ميزان ۵-۳ سانتى‌متر) و سرعت آن بايد ۱۰۰-۸۰ در دقيقه باشد. اگر نجات‌دهنده يک نفر باشد ۱۵ فشار بايد قبل از دو بار ونيتلاسيون انجام شود.


به‌محض آنکه تجهيزات احياء در دسترس قرار گرفت حفظ حيات پيشرفته را با ادامه دادن فشار بر روى سينه ونتيلاسيون شروع کنيد. دفيبريلاسيون بايد تا آنجا که ممکن است همزمان با اين عمليات انجام شود، اما داراى بيشترين اولويت است و به‌دنبال آن بايد دستيابى به رگ وانتوباسيون انجام شود. بايد به‌وسيله لوله اندوتراکئال O2 ۱۰۰% به‌کار برده شود يا اگر نتوان سريعاً انتوباسيون انجام داد اکسيژن بايد به‌وسيله ماسک شيردار به بيمار داده شود. تنفس نبايد بيشتر از ۳۰ ثانيه در هنگام تلاش براى انتوباسيون متوقف گردد. دستيابى اوليه وريدى بايد از طريق وريد آنته‌کوبيتال انجام شود ولى اگر تجويز دارو مؤثر نيست بايد يک خط مرکزى (داخل جوگولار يا ساب‌کلاوين) قرار داده شود. تنها اگر على‌رغم ونيتلاسيون کافي، اسيدوز شديد دائمى وجود داشته باشد (۱۵/۷ >pH) NaHCO3 وريدى بايد تجويز گردد. کلسيم به طور روتين تجويز نمى‌شود ولى بايد به بيماران دچار هيپوکلسمى شناخته شده، بيمارانى که دوزهاى توکسيک آنتاگونيست‌هاى کانال کلسيمى دريافت کرده‌اند، يا اگر به‌نظر مى‌رسد هيپرکالمى حاد آغازگر فيبريلاسيون بطنى مقاوم است، داده شود.




الگوريتم حفظ حيات پيشرفته. مسير آنته‌کوبيتال ارجح است. اگر انفوريون مؤثر نباشد، خط سانترال را جايگزين کنيد. + اگر هيپومنيزيمى وجود داشته باشد يا اگر ريتم تورسادوپوئن باشد. + بيکربنات سديم را در همان وريد که کلسيم، اپينفرين، يا دوپمين تزريق مى‌شود تزريق نکنيد (LVEF = اجکشن فرکشن بطن چب، VF = فيبريلاسيون بطني، VT = تاکياردى بطني، PEA = فعاليت الکتريکى بدون نبض (قبلاً به آن جدائى الکتريکى - مکانيکى مى‌گفتند)، SVT = تاکيکاردى سوپراونتريکولار.