غده اشکى اصلى که گاه با بلند کردن پلک فوقانى مى‌توان لوب پلکى آن را مشاهده کرد، بيشترين حجم مايع اشک را ترشح مى‌کند. هسته‌ اشکى در پونز از طريق عصب اينترمديوس (از اجزاء زوج Vll) و سپس شاخه ماگزيلارى زوج V کنترل اين غدد را به‌عهده دارد. نوروم اکوستيک و ساير تومورهاى زاويه مخچه‌اى - پلى باعث قطع عصب دهى اين غدد مى‌شوند. غدد کروز ولفرينگ (۱۰/۱ غده اصلى هستند) مشابه غدد اصلى هستند ولى سيستم مجارى ندارند و عمدتاً در ملتحمه فورنيکس فوقانى قرار دارند. موسين اشک را سلول‌هاى جامى ملتحمه و چربى اشک را غدد ميبومين و زايس مى‌سازند غدد مول نيز نقشى دارند. غدد اشکى فرعى مسئول ترشح پايه اشک هستند و بدون ترشح رفلکسى اشک (از غدد اصلي) مى‌توانند قرنيه را حفاظت کنند ولى فقدان تنهاى سلول‌هاى گابلت باعث خشکى قرنيه مى‌شود.

فقدان اشک (Alacrima)

علل فقدان اشک عبارت است از سندرم Riley -Day (ديس اتونومى خانوادگي)، ديسپلازى اکتودرمى آنهيدرتيک، قطع عصب ترشحى (نوروم آکوستيک، جراحى در زاويه CP) و تومور يا التهاب غدد اشکى.

ترشح زياد اشک

حالت اوليه آن نادر است و بايد از اختلال سيستم تخليه اشک تمايز داده شود. ترشح زياد ثانويه مى‌تواند به‌علت بيمارى‌هاى روانى يا تحريک اجزاء داخل چشمى باشد. بلوک عقده اسفنوپالاتين مى‌تواند ترشح را کاهش دهد.

اشکريزش متناقض (اشک تمساح)

اشکريزش متناقض (اشک تمساح) که با اشکريزش هنگام غذاخوردن مشخص مى‌شود به‌دنبال فلج Bell,s (نوسازى نادرست عصب زوج Vll) يا به‌ندرت به‌صورت مادرزادى ايجاد مى‌شود.

اشک خونى

اشک خونى نادر است و مى‌تواند با قاعدگي، خونريزى ملتحمه (ضربه، ديسکرازى خوني)، تومورهاى کيسه اشکى و خون دماغ (بالا آمدن خون از مجراء نازو لاکريمال) رابطه داشته باشد.

داکريوآدنيت (التهاب غده اشکى)

موارد حاد داکريوآدنيت (التهاب غده اشکي) اغلب در کودکان از اوريون، سرخک و آنفلونزا و در بزرگسالان از سوزاک ناشى مى‌شود. موارد مزمن آن از ارتشاح لنفوسيتى خوش‌خيم، لنفوم، لوسمى يا سل و در صورت دوطرفه بودن از سارکوئيدوز ناشى مى‌شود. سندرم ميکوليکز (Mikulicz) عبارت است از داکريوآدنيت همراه با تورم غده پاروتيد. علائم و نشانه‌هاى داکريوآدنيت، درد، تورم، پرخونى سطح گيجگاهى پلک فوقانى و S شکل شدن پلک مى‌باشد. در موارد باکتريال، آنتى‌بيوتيک سيستميک و گاه درناژ لازم مى‌شود.