دوره نهفتگى

به ‌ميزان کمبود يُد بستگى دارد. گواتر به ‌طور معمول تا سنين ۶ تا ۷ سالگى تشخيص داده نمى‌شود. اختلال‌هاى خفيف ذهنى و عصبى و رشدى ممکن است در سال‌هاى اوليه زندگى و حتى در دوران نوجوانى و جوانى شناخته نشوند. اختلالات شديد ذهنى و رشد جسمى و دماغى از روهاى اول زندگى بروز مى‌کنند.

سير طبيعى

گواتر شايع‌ترين عارضه کمبود يُد است. در مناطقى که کمبود يُد دارند، گواتر از سنين کودکى ظاهر مى‌شود و با افزايش سن بزرگ‌تر شده، پس از ۲۰ سالگى معمولاً به صورت گواترهاى گره‌دار درمى‌آيد. در بيشتر کسانى که در مناطق کمبود يُد زندگى مى‌کنند، تنها عارضه‌اى که ديده مى‌شود، يک گواتر درست‌کار (Euthyroid) است که ترشح هورمون‌هاى تيروئيد و TSH و غلظت آنها در سرم طبيعى مى‌مانند. اگر در جائى کمبود يُد شدت داشته باشد، علايم شديد عصبي، ذهنى يا کم‌کارى تيروئيد و يا هر دو مشاهده مى‌شوند و شکل‌هاى گوناگون کرتينيسم را نمايان مى‌کنند. بين گواتر سادهٔ درست‌کار و کرتينيسم، طيفى از اختلال‌هاى خفيف تا شديد ناشى از کمبود يُد وجود دارند که بسته به شدت کمبود يُد، عوامل گواترزا، عوامل ژنتيکى و محيطى در افراد مختلف ظاهر مى‌شوند. ازنظر آزمايشگاهى هرچه شدت کمبود يُد بيشتر شود، از غلظت T4 سرم کاسته شده، غلظت TSH و تيروگلوبولين سرم بالا مى‌رود. در مواردى که کمبود يُد خفيف تا متوسط است، غلظت T3 افزايش يافته ولى در کمبودهاى شديد T3 نيز کاهش مى‌يابد.


روش‌هاى بررسى اختلال‌هاى ناشى از کمبود يُد:

شاخص‌هاى عمدهٔ بررسى اختلال‌هاى ناشى از کمبود يُد (IDD) شامل شيوع گواتر، غلظت يُد ادرار و آزمون‌هاى هورمونى هستند.


۱. شيوع گواتر:

بررسى شيوع گواتر به دو صورت انجام مى‌گيرد؛ معاينهٔ بالينى و سونوگرافي. براى تعيين شيوع گواتر، جامعهٔ مورد بررسى کودکان و نوجوانان مدارس (اولويت با افراد ۸ تا ۱۰ ساله) است. زيرا در دسترس‌تر از ساير اقشار، در معرض خطر بيمارى و نيز نماينده کل جامعه در مورد شيوع گواتر هستند. به‌طور معمول ۴۰ خوشهٔ ۳۰ نفرى انتخاب مى‌شوند.


۱-۱. معاينه باليني:

بررسى شيوع گواتر در کودکان و نوجوانان در مدارس روشى متداول است. طبقه‌بندى روش معاينه بالينى ارزان، سريع، در دسترس و عملى است و مى‌تواند در طى چند روز به پرسنل بهداشتى درمانى آموزش داده شود. با اين وجود اين روش از دقت بالائى برخوردار نيست و تفاوت‌هاى يک معاينه‌کننده در زمان‌هاى متفاوت و مابين معاينه‌کنندگان مختلف زياد است و امکان دارد به ۳۰% بالغ شود. با همه اينها به ‌علت آسانى و در دسترس نبودن و سرعت آن، به ‌عنوان اولين اقدام جهت بررسى شيوع گواتر در اکثر کشورها به‌ کار مى‌رود.


۱-۲. سونوگرافي:

اين روش با دقت حجم تيروئيد را مشخص مى‌کند. روش دقيق و عملى است ولى در دسترس نبوده، گران است و عملاً در بسيارى از کشورها به ‌کار نمى‌رود. به علاوه نورم‌هاى بين‌المللى وجود ندارد. اگرچه تورم حجم تيروئيد براى سنين مختلف در اروپا مشخص شده است، ولى مطالعه‌هاى ما و ديگران نشان مى‌دهد که به‌علت کمبود يُد ملايم تا متوسط در اروپا، حجم‌هاى طبيعى اعلام‌شده بيشتر از حجم طبيعى تيروئيد در بسيارى از کشورها است. گواتربومى (آندميک) به مواردى اطلاق مى‌شود که بيش از ۱۰% مردم يک منطقه دچار بزرگى تيروئيد باشند. چنانچه در منطقه‌اى بيش از ۴۰% پسران و متجاوز از ۵۰% دختران دچار گواتر باشند، آنجا را فرابومى (هيپرآندميک) مى‌گويند.


۲. غلظت يُد ادرار:

مطمئن‌ترين روش براى شناخت کمبود يُد در يک منطقه است. اگرچه تغييرات فردى در ميزان يُد ادرار در روزهاى مختلف وجود دارد، ولى در مطالعه‌هاى اپيدميولوژى که غلظت يُد ادرار در تعداد زيادى از افراد اندازه‌گيرى مى‌شود، اين تفاوت‌هاى فردى پوشانده مى‌شود. يک نمونه ادرار جهت بررسى کافى است و نياز به ادرار ۲۴ساعته و نيز اندازه‌گيرى کره‌آتينين نيست.


۳. غلظت سرمى هورمون‌ها:

به ‌طور معمول از انداز‌ه‌گيرى‌هاى هورمونى براى مطالعه‌هاى اپيدميولوژى استفاده نمى‌شود، با اين حال در مناطقى که دچار کمبود متوسط يا شديد هستند، مى‌توان با اندازه‌گيرى T4 و TSH موارد مبتلا به کم‌کارى تيروئيد را مشخص نمود. در صورتى که در کشور، برنامه غربال‌گرى کم‌کارى مادرزادى تيروئيد در نوزادان انجام شود، اگر درصد TSH>5mU/L در نوزادان بيشتر از ۵% باشد، مؤيد کمبود يُد است.


به ‌طور معمول دو روش ”بررسى شيوع گواتر“ و ”ميزان يُد ادرار“ به‌عنوان شاخص اصلى کمبود يُد بکار مى‌روند. بر اساس اين دو متغير مناطق کمبود يُد را مى‌توان به سه گروه خفيف، متوسط و شديد تقسيم نمود.

تأثير سن، جنس و موقعيت اجتماعي

دختران و پسران در سنين بلوغ از گروه‌هاى آسيب‌پذير اين بيمارى هستند. تفاوت‌هاى آسيب‌پذيرى دربين گروه‌هاى سنى مختلف، مربوط به اختلاف‌هاى موجود در نياز فيزيولوژيک به يد است. در مناطق به‌شدت مبتلا تقريباً همه، ازجمله شيرخواران، ممکن است دچار گواتر باشند. براى مثال، در بعضى روستاهاى نپال ميزان شيوع معادل ۹۲% گزارش شده است. در مناطقى که ميزان يد رژيم غذايى بينابينى است، اقشار آسيب‌پذيرتر جامعه مبتلا خواهند شد و اختلافات قابل ملاحظه‌اى در فراوانى گواتر برحسب سن و جنس يافت خواهد شد.


نياز بدن به يد در دوران آبستنى و شيردهى افزايش يافته، به ۱۵۰ تا ۱۷۵ ميکروگرم در روز مى‌رسد. وضعيت اقتصادى افراد اثر چندانى بر کمبود يد ندارد، مگر در مواردى که محصول‌هاى غذايى يددار توسط افراد غنى ساير مناطق يا کشورها مصرف شود. بديهى است در مناطقى که استفاده از محصول‌هاى دريايى زياد است، ممکن است اين محصول‌ها منابع اصلى دريافت يد باشد. با اين وجود بايد توجه کرد که مصرف اين محصول‌ها بايد مستمر و به‌اندازه کافى باشد (مانند جلبک‌هاى دريايى در غذاى روزانه افراد ژاپني). به‌عنوان مثال اگر فردى بخواهد تنها ازطريق مصرف ماهي، يد کافى را دريافت کند، بايد در حدود يک کيلوگرم ماهى در هفته مصرف نمايد.

تأثير عوامل مساعدکننده

به ‌طور اختصاصى برخى افراد در معرض بالاترين خطر ابتلاء به گواتر قرار دارند؛ از جملهٔ اين افراد مى‌توان به زنان در دوره آبستنى اشاره کرد و همچنين ممکن است با آبستنى‌هاى پياپى اندازهٔ غده افزايش يابد. تفاوت‌هاى ژنتيک و آنزيم‌هاى داخل تيروئيد نيز در ابتلاء به گواتر و عوارض ناشى از کمبود يُد نقش مؤثرى را بازى مى‌کنند. بنابر اين در منطقهٔ کمبود يُد خودنمائى‌هاى بالينى مختلفى در افراد ديده مى‌شود. مواد گواتروژن موجود در رژيم غذائي، بهتر اثر نقصان يُد را تشديد نمايند (مانند مصرف کاساوا در زئير) به هر جهت بايد توجه داشت که اين مواد به ‌تقريب تنها در زمينه کمبود يُد اثر مى‌کنند! همچنين دريافت مقادير کافى و روزانهٔ آنها سبب آثار تشديد کمبود يُد مى‌شود. مطالعه‌هاى ما و ديگران نشان داده بودند که تاکنون گواتروژن در مناطق مختلف کشور شناسائى نشده و مقادير معمولى مواد غذائى که در رژيم غذائى مردم ما مصرف مى‌شود، با آثار گواتروژنى همراه نيست.