تأثير سن، جنس، موقعيت اجتماعى

به‌ طور کلى ميزان بروز در شيرخواران از همه کمتر است که به ‌دليل نبودن گيرندهٔ فارنژيال براى اتصال به استرپتوکک مى‌باشد. عفونت‌هاى پوستى استرپتوککى در کودکان زير ۶ سال از ساير گروه‌هاى سنى شايع‌تر بوده، فارنژيت در سن ۵ تا ۱۵ سالگى شايع‌تر مى‌باشد. مخملک در کودکان زير ۳ سال شايع نيست، ولى در خانواده‌هائى که عفونت استرپتوککى شناخته‌شده دارند، گرفتارى استرپتوککى بصورت عفونت دستگاه تنفسى فوقانى غيراختصاصى فارنژيت، اوتيت‌ميانى با يا بدون زرد‌زخم مى‌باشد.


عفونت استرپتوککى در هر سنى اتفاق مى‌افتد، احتمال ابتلاء به استرپتوکک با افزايش تعداد افراد، جمعيت در مدرسه، مراکز نظامى و غيرنظامى افزايش پيدا مى‌نمايد.


با افزايش سن و ابتلاء به عفونت‌هاى استرپتوککى در انسان مقاومت بيشترى نسبت به تمام استرپتوکک‌ها بجز سوش‌هاى بسيار بيمارى‌زاى استرپتوکک گروه A حاصل مى‌شود. اين موضوع تاحدى توجيه‌کنندهٔ بروز سنى شخص در اپيدميولوژى فارنژيت و پيودرمى استرپتوککى است.


استرپتوکک در شيرخواران زير ۶ماه بصورت نازوفارنژيت همراه با ترشح‌هاى چرکي، چرکى سروزى و تب خفيف ديده مى‌شود و بيشتر در اطراف سوراخ‌هاى بينى ضايعه‌هاى زردزخمى ملاحظه مى‌گردد، علايم حاد به‌تقريب يک‌هفته طول مى‌کشد و ترشح‌ها و تحريک‌پذيرى بيمار براى ۶ هفته ادامه مى‌يابد، در اين حالت بيمارى از سرماخوردگى قابل افتراق نمى‌باشد و انجام کشت، وجود استرپتوکک را ثابت مى‌نمايد.


استرپتوکوکوزيس در کودکان ۶ ماهه تا سه ساله با تب کم، علايم خفيف نازوفازنژيت همراه با ترشح‌هاى سروزى بينى شروع مى‌شود؛ غدد لنفاوى قدام گردن بزرگ مى‌شوند، سينوزيت، اوتيت ميانى بصورت همراه ممکن است ديده شود و علايم بيمارى براى ۴ تا ۸ هفته ممکن است ادامه يابد.


در کودکان ۳ تا ۱۲ ساله عفونت دستگاه تنفسى فوقانى استرپتوککى با شروع حاد تانسيلوفارنژيت يا فارنژيت با يا بدون ضايعه‌هاى پوستى شروع مى‌شود.


جنس بيمار با شدت ابتلاء به آن ارتباطى ندارد.

حساسيت و مقاومت در مقابل بيمارى

استرپتوکک گروه A تعداد زيادى پادگن‌هاى خارج سلولى دارد که بعضى از آنها مانند پروتئين M و توکسين اريتروژنيک باعث ايجاد ايمنى در فرد مى‌شوند و پاسخ ايمنى در اين موارد براى چندين دهه ادامه مى‌يابد.


ثابت گرديده است که ايجاد ايمنى و حساسيت در افزايش بيمارى‌هاى استرپتوککى با افزايش‌ سن دخالت دارد و عفونت‌هاى آتيپيک شيرخوارگى به‌دنبال پاسخ اوليه سيستم ايمنى ايجاد مى‌گردد.


پاسخ ايمنى تا حدود زيادى بستگى به پروتئين M دارد و فردى که با يکى از ۵۰ سروتيپ خاص گرفتار شود در مقابل ساير انواع استرپتوکک‌ها نيز پادتن نمى‌سازد و نسبت به ساير انواع استرپتوکک حساس مى‌باشد.


انسان در طول عمر خويش چندين‌بار دچار عفونت استرپتوکک شده، هربار در مقابل يک سروتيپ ايمن مى‌گردد، بنابر اين با افزايش سن ميزان پادتن‌ها در خون بالا مى‌رود.

حمله‌هاى ثانويه

احتمال حمله ثانويه با يک سروتيپ نامشخص است. تأثير پادزيست (آنتى‌بيوتيک) زودرس در کم‌کردن پاسخ ايمنى مى‌تواند اين حمله‌ها را توجيه نمايد. زيرا مصرف پادزيست ميزان ايمنى اوليه را کاهش مى‌دهد - که مطالعه‌هاى امروزى اين مسئله را تأييد مى‌نمايد. در سال‌هاى اخير به‌ نقش (Liyoteichic Acid-CTA) در لوکاليزاسيون عفونت‌هاى استرپتوککى و نقش احتمالى آن در نشست پادگن‌هاى استرپتوککى در بافت‌هاى مختلف بدن توجه زيادى شده است. CTA نيز در ديوارهٔ باکترى موجود است و تمايل زيادى به غشاءهاى سلولى دارد.

انتقال

مطالعه‌هاى اپيدميولوژيک گلودرد استرپتوککى نشان مى‌دهد که پخش عفونت از طريق هوا (به‌وسيله گردوخاک) و آلودگى محيط (از طريق لباس، رختخواب آلوده) نقش کوچکى در پخش اين نوع عفونت استرپتوککى دارد.


انتقال عفونت فارنژيت استرپتوککى در ظاهر از طريق در معرض قرار گرفتن مقابل ذرات بزرگ يا به ‌وسيله ترشح‌هاى دستگاه تنفس حاوى باکترى‌هاى عفونت‌زا انجام مى‌گردد، پخش عفونت در ميان اعضاء خانواده يا همکلاسى‌ها شايع است.


دوران اوج مسرى‌بودن فارنژيت استرپتوککى و مخملک در مرحلهٔ حاد بيمارى است و درمان با پنى‌سيلين به سرعت عفونت را محدود مى‌کند و اگر درمان ادامه يابد، به‌طور معمول استرپتوکک گروه A را در دستگاه تنفس از بين مى‌برد. پس از روز دوم يا سوم درمان با پنى‌سيلين، احتمال سرايت کمتر است.


اگرچه انسان‌ها با عفونت‌هاى تحت بالينى ممکن است در پخش عفونت شرکت داشته باشند، ولى نقش حاملان در پخش عفونت چندان مطمئن نيست و پخش ثانويه عفونت بيشتر در ۲ هفتهٔ اول پس از اکتساب عفونت رخ مى‌دهد.


شير و غذاى آلوده ممکن است باعث عفونت استرپتوککى در گلو شود و منبع شيوع بيمارى گردد. همچنين سالادهائى که تخم‌مرغ پخته‌نشده دارند، قابليت عفونت‌زائى را دارند. حاملان مقعدى منبع سرايت در شيوع زخم‌هاى استرپتوککى هستند. توليد زرده‌زخم استرپتوککى احتياج به پارگى (Disruption) اپى‌تليوم پوست به‌وسيله تروما، حشره‌ها يا درماتوزهاى قبلى دارد.


يکى از منابع عفونت، ضايعه‌هاى پوستى کودکان است که ازطريق تماس مستقيم انتشار مى‌يابد و دلايلى وجود دارد که انتشار عفونت ازطريق مگس‌هائى که روى اين ضايعه‌ها زندگى مى‌کنند، ايجاد مى‌شود.


عفونت‌هاى بيمارستانى گاهى به‌وسيله کارکنان پزشکى بيمارستان بصورت عفونت‌هاى خفيف ايجاد مى‌شود.

تأثير عوامل مساعدکننده

التهاب لوزه و فارنژيت استرپتوککى در مناطق معتدل و مناطقى که آب‌وهواى سرد دارند شايع است و پيودرمى‌هاى استرپتوککى در هواى گرم و حاره بيشتر گزارش مى‌گردد. تخريب الى‌تليوم پوست احتمال پيودرمى و زرد‌زخم را بيشتر مى‌کند.


بيمارى همراه واريسلائى باعث آمادگى پوست و احتمال ورود استرپتوکک را مى‌نمايد. در مقايسه با دوره کوتاه و بيشتر خوش‌خيم عفونت‌هاى گلو و عفونت‌هاى سطحى پوست، سلوليت استرپتوککى بسرعت منتشر مى‌شود؛ هم به‌طور موضعى گره‌هاى لنفاوى را گرفتار مى‌کند و هم وارد جريان خون مى‌شود. بيمارانى که اختلال ايمنى داشته باشند يا بيمارانى که به لنفوم، لوسمي، يا ديگر بدخيمى‌ها مبتلا باشند، ممکن است دچار باکتريمى و بيمارى‌هائى شوند که زندگى آنها در معرض خطر قرار گيرد.