تأثير عوامل مساعدکننده

تعدادى از عواملى که شانس ابتلا به فلج شل حاد را افزايش مى‌دهند، شناخته شده است که ازجمله آنها مى‌توان به آبستني، خستگي، ورزش، تزريق، ضايعه‌ها، عوامل ژنتيکي، درمان با کورتيکواستروئيدها، سرما، سوءتغذيه‌مزمن و برداشتن لوزه‌ها اشاره نمود. گزارش‌هايى مبنى بر ايجاد فلج بصل‌النخاعى دراثر آسيب‌ديدن اعصاب درضمن عمل لوزه‌ها وجود دارد.


افرادى که نقص ايمني، بخصوص نقص ايمنى هومورال دارند، بيشتر درمعرض بيمارى دراثر عفونت با پوليو ويروسى قرار دارند و در اين زمينه ويرس‌هاى واکسن خوراکى پوليو (OPV) نيز مى‌توانند ايجاد بيمارى نمايند. گزارش‌هايى مبنى بر پايدارى پوليوويروس‌ها در افرادى که دچار سرکوب سيستم ايمنى هستند، به‌مدت چندسال وجود دارد.

سير طبيعى

راه ورود معمول ويروس ازطريق دهان مى‌باشد و ابتدا بصورت موضعى در لوزه‌ها و پلاک‌هاى پير و گره‌هاى لنفاوى گردن و رودهٔ کوچک تکثير مى‌يابد. در اين مرحله ويروس‌ها را مى‌توان در ترشح‌هاى حلق و در مدفوع يافت. به‌طورى که به‌مدت يک تا شش هفته يا حتى به‌مدت طولانى‌تر ويروس‌ها را مى‌توان از مدفوع جدانمود. زمان ويرمى حدود روز هفتم ورود اين ويروس‌ها به‌بدن تخمين زده شده است و بسيار کوتاه‌مدت و فقط چند روز مى‌باشد. اگر درطول مدت ويرمى ويروس بتواند خود را ازطريق خون به دستگاه عصبى برساند امکان ايجاد علايم عصبى ازجمله فلج شل حاد پيش مى‌آيد. عفونت با ويروس‌هاى پوليو مى‌تواند منجر به يکى از علايم زير شود:


۱. عفونت بدون علايم (Inapparent infection): بخش عمده‌اى از عفونت‌هاى پوليوويروسى ازنظر بالينى نشانه‌اى ندارد و هرچه سن پايين‌تر باشد، امکان ايجاد عفونت بدون علايم بيشتر است.


۲. بيمارى خفيف (Minor illnes): در اين نوع ممکن است علايم مختلفى ازقبيل تب، گلودرد، سردرد، تهوع، استفراغ، بى‌اشتهايى و درد شکم بروز نمايد که مى‌تواند از چند روز تا چند ساعت به‌طول انجامد.


۳. مننژيت آسپتيک (Meningitis): در اين حالت علاوه بر علايم بالينى ذکرشده در نوع خفيف، علايم مننژيت نيز ظاهر مى‌شود که از ۲ تا ۱۰ روز طول مى‌کشد و درصد کمى از آنها به‌سمت فلج پيش مى‌روند.


۴. پوليوميليت فلجى (Paralytic poliomyelitis): پوليوميليت فلجى ممکن است به‌دنبال بيمارى خفيف ظاهر شود و اين حالت بخصوص در خردسالان مشاهده مى‌شود يا اينکه فلج شل حاد بدون علايم پيشتاز در بيمار ظاهر گردد. ميزان آسيب از يک مورد به موردى ديگر متفاوت مى‌باشد و چند روز بعد از شروع علايم فلجى درگيرى ماهيچه‌اى به حداکثر خود مى‌رسد. بهبود تدريجى درعرض شش‌ماه ممکن است حاصل شود و بندرت بيشتر طول مى‌کشد، ولى به‌طور معمول علايم باقى‌مانده بعد از شش‌ماه براى همهٔ عمر باقى مى‌ماند و بسته به مکان و گستردگى حمله ويروس دوشکل بالينى مختلف دارد:


- نوع نخاعى (Spinal form):

ابتلا به‌طور معمول غيرقرينه است و مى‌تواند ماهيچه‌هاى ساق‌پا، شکم، پشت، ماهيچه‌هاى بين دنده‌اي، ديافراگم، بازو، کمربند شانه يا گردن را درگير نمايد.


- نوع بولبار (Bulbar form):

در اين حالت مراکز حياتى تنفس، گردش خون و تنظيم حرارت مختل‌شده و تعداد و عمق تنفس، نظم قلب و فشارخون تغيير مى‌کند.


در نوع بولبواسپينال مجموعه‌اى از اختلال‌هاى نوع نخاعى و بولبار وجود خواهد داشت.


از عواقب بيمارى پوليوميليت در سالهاى اخير به‌سندرومى به‌نام سندروم پس‌پوليومليت (Post Poliomelitis syndrom) اشاره مى‌شود که در آن بندرت سالها بعد از ابتلا، برگشت علايم تحليل ماهيچه‌اى و پيشرفت حالت فلجى اتفاق مى‌افتد و دليل آن به‌درستى روشن نيست و اختلاف عقيده درمورد تأثير سن يا پايدارى ويروس در بدن يا ازبين رفتن پايانه‌هاى عصبى تشکيل شده، در ضمن بهبود نسبى وجود دارد.

حساسيت و مقاومت در مقابل بيمارى

تمامى افرادى که سابقهٔ ابتلا به عفونت‌هاى پوليوويروسى را ندارند يا به‌درستى واکسينه نشده‌اند، نسبت به اين ويروس‌ها حساسيت دارند. شيرخواران مى‌توانند پادتن برضد آنها را از مادر کسب کنند، ولى به‌نظر مى‌آيد که وجود اين پادتن‌ها نتواند جلوى تکثير ويروس‌هاى واردشده را بگيرد و به‌همين دليل واکسيناسيون با پوليوويروس‌ها در هفتهٔ اول تولد نيز توصيه شده است. و در کشورهاى درحال رشد با بهداشت پايين، درصد قابل توجهى از بيمارى فلج شل حاد در سن کمتر از يک سال گزارش شده است.

منابع و مخازن، نحوهٔ انتقال بيمارى و دورهٔ قابليت سرايت

انسان تنها مخزن پوليوويروس‌ها مى‌باشد و ميمون‌ها و برخى نخستن‌هاى ديگر غيرانسانى را نيز مى‌توان بصورت تجربى آلوده نمود.


در انسان آلوده، ويروس را مى‌توان قبل از شروع علايم يا درموقع شروع علايم به‌مدت يک تا ۲ هفته از حلق جدانمود، ولى به‌طور معمول بعد از هفتهٔ اول شروع بيماري، ميزان ويروس در حلق بسيار پايين مى‌باشد، اما عيار بالايى از ويروس به مدت چند هفته در مدفوع وجود دارد. در کشورهايى با سطح بهداشت بالا انتشار ازطريق حلق راه مهم انتقال شخص‌به‌شخص مى‌باشد. درحالى که در شرايط بهداشتى پايين، راه اصلى انتقال، مدفوعى - دهانى مى‌باشد.


پايدارى ويروس‌ها در خارج از بدن (مانند آبهاى آلوده) بستگى به pH و مواد آلى و ميکروارگانيسم‌هاى موجود در آب و بخصوص دماى آن دارد و در دماى حدود ۲۰ درجه تا چند روز عفونى باقى مى‌مانند و به همين جهت امکان آمودگى بصورت غيرمستقيم ازطريق آب آلوده (بخصوص فاضلاب‌ها) امکان‌پذير است. حشره‌هاى خانگى نيز در انتقال مکانيکى آن مى‌توانند مؤثر واقع شوند.

روند زمانى

در مناطق با آب‌وهواى معتدل پوليوويروس‌هاى وحشى گردش وسيع‌ترى در فصل تابستان و پاييز دارند. درحالى که در نواحى گرمسيرى و نيمه‌گرمسيري، چرخش ويروس در تمام سال بصورت يکنواخت و در فصول باراني، گاهى چرخش شديدترى دارد. ويروس‌هاى واکسن در همهٔ فصول يافت مى‌شوند.