ميزان حمله‌هاى ثانويه

انتقال مؤثر ويروس به افراد حساس، مستلزم تماس طولانى و مکرر است. به‌طورى که طى مطالعه‌اى فقط يک‌نفر از پنج کودکى که تماس کوتاه‌مدتى با مورد ثابت‌شدهٔ بيمارى داشته‌اند، مبتلا گرديد. درحالى که ۱۶ نفر از ۱۷ نفرى که تماس مکرر و طولانى داشته‌اند، مبتلا شده‌اند.

منابع و مخازن، نحوهٔ انتقال و دورهٔ قابليت سرايت

انسان، تنها ميزبان و مخزن شناخته‌شدهٔ ويروس سرخجه است، ولى مى‌توان عفونت تجربى را در بسيارى از حيوان‌هاى آزمايشگاهي، القا نمود. در محيط‌هاى بيمارستانى و بخصوص در بخش نوزادان، مبتلايان به سرخجهٔ مادرزادي، مخزن عفونت بيمارستان مى‌باشند و ويروس را ازطريق ترشح‌هاى بدن و ادرار در محيط، پخش مى‌نمايند.


انتشار ويروس سرخجه ازطريق استنشاق ريزقطره‌اى آلوده موجود در هوا - که خود از دستگاه تنفس مبتلايان به اين بيمارى سرچشمه گرفته است - صورت مى‌گيرد. يکبار تماس مختصر با افراد آلوده، جهت ابتلاى ديگران غالباً ناکافى بوده، به‌نظر مى‌رسد انتقال آن مستلزم تماس نزديک و طولانى با بيماران باشد. همچنين کسانى که عليه اين بيمارى واکسينه شده‌اند (عليرغم اينکه ويروس را تا مدت‌ها ازطريق ترشح‌هاى حلقى خود دفع مى‌نمايند)، ولى باعث آلودگى ديگران نمى‌شوند. شايان ذکر است که سرخجه ازطريق تماس غيرمستقيم با اشيايى که به‌تازگى به ترشح‌هاى بيني، حلق، خون، ادرار و مدفوع مبتلايان آغشته شده است نيز منتقل مى‌گردد.


ويروس سرخجه را توانسته‌اند از دوهفته قبل تا ۵ تا ۱۵ روز بعد از شروع بثورات پوستى از ترشح‌هاى حلق و بينى بيماران جدا نمايند، ولى حداکثر شدت انتقال عفونت از يک هفته قبل تا يک‌ هفته بعد از ظهور بثورات جلدى است. بيماران کم‌علامت يا افراد آلودهٔ بدون علامت نيز مانند بيماران داراى علايم واضح باليني، قادر به انتشار ويروس مى‌باشند و شيرخوارانى که مبتلا به عفونت مادرزادى گرديده‌اند (عليرغم وجود عيارهاى بالايى از پادتن خنثى‌کننده)، مى‌توانند تا ماه‌ها بعد از تولد، ويروس را ازطريق ادرار و ترشح‌هاى تنفسي، دفع نموده، باعث انتقال به ديگران بشوند و اين درحالى است که پادتن خنثى‌کننده با عيار بالايى در بدن اين شيرخواران، وجود دارد.

انتشار جغرافيائى

وضعيت بيمارى در ايران

طى مطالعه‌اى که در سال ۱۳۶۵ به‌وسيله پژوهشگران دانشکده بهداشت دانشگاه تهران بر روى يک هزارنفر از دختران ايراني، انجام شد، مشخص گرديده است که فقط حدود ۸/۱۸% دختران ۱۸-۱۵ ساله، درمقابل اين بيمارى ايمن نبوده و واجد پادتن ضدسرخجه با عيار کمتر از ۱۰/۱ بوده‌اند. همچنين مشخص شده است که ميزان ايمنى نسبت به سرخجه، در دختران شمال شهر تهران کمتر از ساير نقاط اين شهر بوده است که مى‌تواند ناشى از کمتربودن تراکم جمعيت و بالاتر بودن سطح بهداشت در شمال تهران باشد. همچنين از سال ۱۳۴۷ تاکنون پژوهش‌هاى زيادى درمورد اندازه‌گيرى سطح ايمنى جامعه در تهران، اصفهان، اهواز و... صورت گرفته است. همچنين در سال ۱۳۶۷ در تهران با يک اپيدمى روبلا مواجه و در اکثر مبتلايان، موفق به بررسى IgM گرديدند که خود، نشانگر آن است که فرد، به‌طور کامل حساس بوده و براى اولين‌بار، مبتلا شده است. البته مواردى هم از تزايد پادتن وجود داشته است بدون اينکه IgM آنها مثبت باشد، که نمايانگر عفونت مجدد، بوده است (انستيتو رازي). طى مطالعه‌ ديگرى که در زمينه سرواپيدميولوژى سرخجه در سال ۱۳۷۸ بر روى دختران کرمانشاهى در بدو ازدواج انجام شده است، مشخص گرديد که فقط ۸% آنان واجد پادتن محافظت‌کنندهٔ سرخجه مى‌باشند و درواقع ۲۰% آنان درمقابل اين بيماري، حساس هستند. بنابراين، چنين گفته شده است که در اينگونه جوامع، غربالگرى قبل از ازدواج صورت گيرد و دختران غيرايمنى که قصد ازدواج دارند، عليه سرخجه واکسينه گردند.

وضعيت جهانى و منطقه‌اى بيمارى سرخجه و سندروم سرخجه مادرزادى

بررسى‌هاى سرواپيدميولوژي، حاکى از آن است که بيمارى سرخجه در تمامى نقاط جهان و من‌جمله در آفريقا، آسيا و آمريکا يافت مى‌گردد و در مناطق پرجمعيت جهان بصورت همه‌گير (اپيدميک)، يا بومى (آندميک) حادث مى‌شود.


نظام نظارتى سرخجه در ايالات متحدهٔ آمريکا، بر اين عقيده است که ويروس سرخجه در آمريکاى لاتين و کارائيب، انتشار دارد و علاوه بر اين، مواردى که در ايالات متحده يافت مى‌شود، ممکن است تنها قسمت بيرون از آبِ يک کوه يخ شناور باشد. با اين حال متأسفانه اطلاعات محدودى در رابطه با اپيدميولوژى سرخجه در آمريکا در دسترس است.


در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶، مرکز اپيدميولوژى کارائيب، در ۷ کشور انتشار ويروس سرخجه را حتى در زنان آبستن ثابت کرد.


نظام نظارت منطقه‌اى سرخک، از سرخجه به‌عنوان يک معضل بهداشتى بزرگ ياد کرده است. در سال ۱۹۹۶ از کل موارد مشکوک به سرخک بررسى‌شده توسط آزمايشگاه‌ها، به‌عنوان تشخيص نهايى ۱۷% سرخجه داشتند. کشورهاى واجد بالاترين موارد مثبت سرخجه درنظام نظارتى عبارتند از: نيکاراگوئه (۳۸%)،السالوادور (۳۳%)،کاستاريکا (۳۲%) و پرو(۲۰%).


در مکزيک، ۲۶،۲۸۶ مورد سرخجه در سال ۱۹۹۶ و ۵۱،۱۵۷ مورد در سال ۱۹۹۵ گزارش شده است، اما وزارت بهداشت تخمين مى‌زند که به‌احتمالى هرساله بيش از ۲ ميليون مورد سرخجه دربين کودکان کمتر از ۱۵ سال روى مى‌دهد. در کلمبيا، هرساله به‌طور متوسط معادل ۷۰۰۰ مورد سرخجه از سال ۱۹۸۵ گزارش شده است. بيشترين جمعيت تحت تأثير، کودکان کمتر از ۵ ساله و پس از آنها کودکان بين سنين ۵ تا ۱۴ ساله هستند. در کلمبيا، ناهنجارى‌هاى مادرزادى يکى از۵ علت مرگ سنين ۰ تا ۵ ساله هستند که ازبين اينها کارديوپاتى مادرزادى در مقايسه با سندرم سرخجهٔ مادرزادى (CRS) رقمى بين ۵۹% و ۶۲% از کل ناهنجارى‌هايى را که در ۳ سال اخير رخ داده، شامل مى‌شود. در سال ۱۹۹۶ در کانادا، ۵مورد بيمارى CRS ثابت شده وجود داشته است.