وضعيت فعلى ايدز در آمريکا و اروپا

تخمين زده مى‌شود که نزديک به ۲ ميليون نفر در آمريکا به عفونت ناشى از HIV دچار باشند و تا پايان سال ۱۹۹۹ ميلادى بالغ بر ۱،۰۱۰،۱۹۳ مورد ايدز از اين قاره، گزارش شده است.


بيشتر موارد بيماران در گروه‌هاى زير رخ داده است:


۱. مردان همجنس‌باز و دوجنس‌باز (Bisexual) %۷۰
۲. معتادان تزريقي %۲۰
۳. تماس يافتگان با جنس مخالف
۴. کودکان تولديافته از مادران مبتلا
۵. مبتلايان به هموفيلى
۶. افرادى که تا قبل از سال ۱۹۸۵ تحت درمان با فرآورده‌هاى خونى قرار گرفته‌اند.


با وجود اينکه قسمت عمدهٔ موارد ايدز بين مردان همجنس‌باز يا دوجنس‌باز رخ داده است، ولى در شهرهايى مانند نيويورک که تعداد معتادان تزريقى زياد است، ميزان موارد جديد ايدز در بين معتادان تزريقي، بيشتر از مردان همجنس‌باز مى‌باشد که خود باعث انتقال آن به زنان و در نهايت به شيرخواران و افزايش قابل توجه ميزان بروز بيمارى در سنين پائين گرديده است و حدود ۸۰% تمامى بيماران کمتر از سيزده‌سالهٔ مبتلا به ايدز، عفونت را از مادران خود کسب نموده‌اند و اين زنان يا خود يا شرکاء جنسى با آنها دچار اعتياد تزريقى بوده‌اند. حدود ۲۰% موارد ايدز در کودکان، در رابطه با دريافت خون يا فرآورده‌هاى خونى و در مبتلايان به هموفيلى رخ داده است.


همه‌گيرى عفونت ناشى از HIV و همه‌گيرى بيمارى ناشى از آن در آمريکا تطابق چندانى با يکديگر ندارند. به‌طورى که شيوع عفونت ناشى از HIV در مردان همجنس‌باز، درحد خيلى بالايى قرار دارد و ۵۰ تا ۶۰% مردان همجنس‌بازى که به درمانگاه‌هاى بيمارى‌هاى آميزشى مراجعه مى‌کنند، داراى آزمون‌هاى سرولوژى HIV مثبت مى‌باشند که به‌نظر مى‌رسد به‌حد نهايى اوج خود رسيده باشد. به‌نحوى که ميزان بروز عفونت‌هاى جديد در مردان همجنس‌باز در سانفرانسيسکو درحالى که در سال‌هاى ۸۳-۱۹۸۲ حدود ۱۹% در سال بوده است، هم‌اکنون به کمتر از ۱% در سال تنزل يافته است. البته با توجه به عدم وجود درمان مؤثرى که مانع تبديل عفونت به بيمارى بشود، در سال‌هاى آينده، بيشترين موارد بيمارى در بين افراد همجنس‌باز بروز خواهد کرد و هرچند بيش از ۷۰% مبتلايان به هموفيلى نوع A ازنظر HIV مثبت هستند، ولى درحال حاضر با توجه به کنترل دقيق اهداءکنندگان خون و مصرف ”فاکتور هشت“ حرارت ديده، از ميزان بروز موارد جديدى در افراد مبتلا به هموفيلي، کاسته شده است. با اين وجود آنان که دچار عفونت ناشى از HIV هستند، سرانجام به بيمارى ناشى از آن مبتلا خواهند شد.


در کشور آمريکا امروزه با کنترل خون‌هاى اهدايي، از ميزان موارد ايدز ناشى از انتقال خون بشدت کاسته شده و در رابطه با دريافت يک واحد خون از ۴۰،۰۰۰/۱ به ۲۵۰،۰۰۰/۱ کاهش يافته است.


شيوع عفونت ناشى از HIV در معتادان تزريقي، در حد بالايى قرار دارد و بخصوص در بعضى از شهرهاى آمريکا رقم آن به ۵۵ تا ۶۰% اين افراد مى‌رسد و شواهدى دال بر اينکه همه‌گيرى عفونت‌هاى جديد در اين گروه، به اوج شدت خود رسيده باشد، در دست نيست. همچنين مشخص شده است که در آمريکاى لاتين عفونت، به‌طور عمده دربين مردان همجنس‌باز و معتادان تزريقى رخ مى‌دهد.


در آمريکاى شمالى و غرب اروپا مصرف داروهاى ترکيبى ضد رتروويروس، باعث کاهش شديد ميزان مرگ گرديده است. به‌طورى که طى سال ۱۹۹۷ کمترين ميزان مرگ طى دههٔ گذشته، گزارش شده و در هر دو منطقه ميزان موارد جديد طى ۱۰ سال گذشته، وضعيت ثابتى به خود گرفته است.


در شرق و مرکز اروپا انتشار HIV بسرعت در حال پيشرفت است. به‌طورى که در اوکراين، به‌تازگى موارد قابل توجهى از عفونت جديد در بين معتادان تزريقى در شهرهاى حاشيهٔ درياى سياه گزارش شده است. براى مثال، در شهر نيکولايف درعرض يازده ماه از ۷/۱% به ۵/۵۶% افزايش يافته است. فدراسيون روسى نيز ممکن است در چنين وضعيتى بسر ببرد. به‌طورى که در سال ۱۹۹۴ دربين ۸۴،۳۷۷ نفر معتاد تزريقى آن کشور، حتى يک مورد مثبت ازنظر HIV وجود نداشته، ولى در سال ۱۹۹۶ دربين ۸۴،۳۷۷ نفر معتاد تزريقى ۱۹۰ مورد مثبت، يافت گرديده است و بالاخره خطر مشابهى نيز ساير کشورهاى واقع در شرق اروپا را که اعتياد تزريقى در آنها شايع است تهديد مى‌کند.


طى سال‌هاى اخير ميزان عفونت در کشورهاى واقع در شرق اروپا و آسياى مرکزى به چند برابر ارقام قبلى رسيده است. به‌طورى که در اواخر سال ۱۹۹۷ حدود ۱۹۰،۰۰۰ نفر از بزرگسالان منطقه، دچار عفونت ناشى از HIV بوده‌اند که بسرعت بر ميزان اين موارد افزوده شده، در پايان سال ۱۹۹۹ به ۳۶۰،۰۰۰ مورد رسيده است که بيشتر اين عفونت‌ها به‌تازگى عارض شده و فقط ۳۰% آنها مربوط به گذشته است و انتشار همه‌گيري، بويژه دربين معتادان تزريقى منطقه، جلب توجه مى‌کند. شيوع پايين عفونت در شوروى سابق از سال ۱۹۹۵ به بعد دستخوش تغييرهايى گرديده است. به‌طورى که بلاروس، مولداوي، فدراسيون روسيه و اوکراين، افزايش بسيار بالايى درميزان موارد عفونت را ثبت نموده و متذکر گرديده‌اند که بيشتر اين موارد ناشى از اعتياد تزريقى است. ازطرفى هم‌اکنون موارد موجود در اوکراين به‌تنهايى بيش از چهار برابر مواردى است که حدود سه سال قبل در کل منطقه شرق اروپا وجود داشته است و اين درحالى است که در سالهاى ۹۴-۱۹۹۲ فقط ۴۴ نفر ازنظر HIV مثبت بوده‌اند، ولى درعرض مدت کمى در سال ۱۹۹۵ ميزان موارد به سى برابر افزايش يافته، در سال ۱۹۹۶ به بيش از ۱۲،۰۰۰ مورد رسيده و طى سال ۱۹۹۷ حدود ۱۵،۰۰۰ مورد جديد نيز به آن افزوده گرديده است. اين ارقام واعداد مربوط به موارد بررسى شده است و درواقع به‌منزلهٔ قسمت آشکار کوه‌يخى است که قسمت پنهان آن بسيار عظيم‌تر مى‌باشد. خلاصه اينکه هم‌اينک بيش از ۱۱۰،۰۰۰ نفر در آن کشور کوچک، آلوده به ويروس ايدز هستند و فدراسيون روسيه نيز وضعيت مشابهى را تجربه کرده و متذکر شده است که قسمت اعظم اين موارد دربين معتادان تزريقى رخ داده است و حدود ۸۰% عفونت‌هاى جديد در آن کشور در اين افراد، حادث مى‌گردد.

وضعيت فعلى ايدز در آفريقا

در جنوب و مرکز آفريقا، حدود يک‌سوم بزرگسالانى که ازنظر جنسى فعال هستند، آلوده به ويروس HIV مى‌باشند و ميزان مرگ کودکانى که در سايهٔ ايمن‌سازى و ديگر اقدام‌هاى پيشگيري، طى دههٔ گذشته، کاهش يافته بود، به‌واسطهٔ مرگ‌هاى ناشى از پاندمى ايدز افزايش يافته و ميزان مرگ بزرگسالان، طى يک بررسى پنج‌ساله سه‌برابر، افزوده شده است.


طبق تخمين سازمان جهانى بهداشت ميزان مرگ‌ومير خام در کشورهاى آفريقايى درصور عدم وجود ايدز تا سال ۲۰۱۰ تا بيش از ۴۰% کاهش پيدا خواهد کرد و ميزان مرگ کودکان و شيرخواران نيز ۳۵ تا ۴۰% کاسته خواهد شد. همچنين اميد به زندگى درصورت عدم وجود ايدز از ۵۰ به ۶۰ سال افزايش خواهد يافت، درحالى که در زمينهٔ پاندمى ايدز تا سال ۲۰۱۰ شاهد کاهش آن خواهيم بود. همچنين پاندمى ايدز تأثير چندانى بر رشد کلى جمعيت نخواهد داشت و اين رقم را از ۳% به حدود ۵/۲% در سال، کاهش خواهد داد.


شايان ذکر است که عفونت ناشى از HIV-2 نيز در غرب آفريقا و با وسعت کمترى در آنگولا و موزامبيک، يافت مى‌گردد و بيشترين شيوع آن مربوط به گينهٔ بيسائو است که حدود ۱۰% افرادى که در سنين فعاليت جنسى هستند، آلوده مى‌باشند.


درمجموع، بيش از دوسوم کل افرادى که در حال حاضر دچار عفونت ناشى از HIV هستند، در زير صحراى آفريقا زندگى مى‌نمايند و ۸۳% موارد مرگ ناشى از ايدز را متحمل مى‌شوند. در اين منطقه عفونت از همان آغاز همه‌گيري، ازطريق تماس جنسى بين مرد و زن انتشار يافته، اين موضوع به آن معنى است که زنان در آفريقا بيش از ساير نقاط جهان آلوده مى‌باشند. به‌طور کلى زنان اين منطقه ۸۰% زنان HIV مثبت جهان را تشکيل مى‌دهند. درمورد کودکان نيز وضع از آنچه که درمورد زنان ذکرشد بهتر نمى‌باشد. به‌طورى که حدود ۸۷% کودکان مبتلا به ايدز جهان در اين منطقه زندگى مى‌کنند.


در بعضى از کشورهاى پرجمعيت غرب آفريقا بيمارى از شيوع بيشترى برخوردار است. براى مثال، در کشور Cote d'Ivoire - که سومين کشور پرجمعيت غرب آفريقا است - حدود ۱۰% بزرگسالان دچار عفونت ناشى از HIV بوده‌اند. در نيجريه اين رقم ۱/۴% ذکر شده است، ولى ازآنجا که ۱۱۸ ميليون نفر جمعيت دارد، رقم عظيمى را تشکيل مى‌دهد و درواقع ايدز ۲/۲ ميليون نفر از مردم آن کشور را آلوده کرده است و اثرى از تثبيت وضعيت عفونت نيز در اين کشور مشاهده نمى‌گردد.


امروزه شديدترين همه‌گيرى‌هاى عفونت HIV در سطح جهان درواقع در کشورهاى واقع در جنوب آفريقا حادث گرديده و اين درحالى است که ويروس عامل ايدز همچنان به سير سريع و مخرب خود در آن منطقه ادامه مى‌دهد و براى مثال در ”بوتسوانا“ ميزان موارد طى پنج سال گذشته به دو برابر افزوده شده است و ۴۳% زنان باردارى که در سال ۱۹۹۷ آزمايش شده‌اند، ازنظر HIV مثبت بوده‌اند.