پيشگيرى اوليه

۱. دست‌اندرکاران بهداشت عمومى و بهداشت مدارس بايد بر اين واقعيت تأکيد کنند که دارابودن شرکاء جنسى متعدد و اعتياد تزريقى دسته‌جمعي، باعث افزايش خطر بروز عفونت ناشى از HIV مى‌شود و بايد دانش‌آموزان را به ترک يا کاهش عادت‌هاى زمينه‌ساز انتقال HIV دعوت کرد.


۲. اجتناب از تماس جنسى اعم از مقعدي، واژينال يا دهانى با افرادى که دچار عفونت ناشى از HIV يا مشکوک به آن هستند، البته ميزان خطر مقاربت دهانى مشخص نيست، ولى به‌نظر مى‌رسد در حد بالايى قرار نداشته باشد. درضمن بايد به افراد جامعه تعليم داده شود که در يک زندگى زناشويى طولاني، مشروط بر اينکه هر دو زوج جنسى مقيد به تک‌همسري (Monogamy) باشند، خطرى ازجانب ويروس HIV آنان را تهديد نخواهد کرد.


به‌هنگام دست‌زدن، استفاده کردن و دفع سرسوزن و ساير وسايل نوک‌تيز، بايد دقت کرد و پرسنل پزشکي، بايد به‌هنگام تماس با خون يا مايع‌هايى که خونى هستند از دستکش استفاده کنند و درصورتى که خون اين بيماران با پوست بدن آنان تماس يابد، بايد بدون تأخير با آب و صابون شسته شود.


۴. طبق توصيه سازمان جهانى بهداشت بايد کودکان مبتلا به عفونت بدون علامت ناشى از HIV با واکسن‌هاى برنامهٔ توسعهٔ ايمن‌سازى (EPI) واکسينه شوند، ولى آنهايى که داراى علايم بالينى هستند، نبايد از BCG استفاده نمايند. البته درآمريکا واکسن BCG و واکسن خوراکى پوليو صرف‌نظر از وجود يا عدم وجود علايم، توصيه نمى‌شود، ولى MMR در تمامى کودکان مبتلا به عفونت ناشى از HIV تلقيح مى‌گردد.


۵. گزارش موارد تشخيص داده شده به مراکز بهداشت و مواظبت از بيماران بسترى شده مانند ساير بيماران به اضافهٔ مراقبت‌هاى لازم درمقابل عفونت‌هاى اختصاصى در زمينهٔ ايدز.


۶. ضدعفونى کردن وسايل و تجهيزاتى که با خون و ترشح‌ها و مواد دفعى آغشته به خون آلوده شده‌اند.


۷. درمورد اهداء نسج (Tissue donation) بيماران و زوج جنسى آنان نبايد خون، پلاسما، عضو پيوندي، نسج، سلول، منى به‌منظور تلقيح مصنوعى و شير اهداء کنند.


۸. پيشگيرى دارويى (کموپروفيلاکسي) به‌منظور جلوگيرى از بروز عفونت‌هاى ثانويه.


درصورت کاهش تعداد لنفوسيت‌هاىTCD4+ به کمتر از ۲۰۰ عدد در ميکروليتر بر احتمال بروز پنومونى ناشى از پنوموسيستيس کارينى افزوده مى‌گردد و لازم است با کوتريموکسازول (Co-trimoxazol) به‌مقدار ۲قرص در روز، پيشگيرى گردد. درضمن در بيمارانى که قادر به تحمل سولفاميدها نيستند، مى‌توان از داروهاى ديگرى نظير داپسون / پرومتامين، يا کليندامايسين / پريمتامين استفاده نمود.


درصورت کاهش تعداد لنفوسيت‌هاىTCD4+ به کمتر از ۱۰۰ عدد در ميکروليتر بر احتمال بروز عفونت‌هاى ناشى از MAC افزوده مى‌گردد و مى‌توان از داروهايى مانند ريفابوتين، آزيترومايسين يا کلاريترومايسين استفاده نمود.


درصورتى که قطر PPD مبتلايان به عفونت ناشى از HIV حداقل ۵ ميليمتر باشد، با تجويز يک دورهٔ يک‌ساله ايزونيازيد ممکن است بتوان از تبديل عفونت سلى به بيمارى سل، جلوگيرى نمود.


ازآنجا که عفونت ناشى از ارگانيسم‌هاى کپسول‌دارى نظير هموفيلوس آنفلوانزا و پنوموکوک و در مبتلايان به عفونت ناشى از HIV وجود دارد بايد عليه اين عوامل، واکسينه گردند.

پيشگيرى از انتقال HIV در کارکنان پزشکى

۱. عدم تماس با خون و فراورده‌هاى خوني، اعم از آنهايى که مشکوک به آلودگى به HIV باشند يا نباشند.


۲. شستشوى دست‌ها پس از معاينهٔ بيماران از اهميت زيادى برخوردار است.


۳. پوشيدن دستکش، درصورتى که احتمال تماس با خون و فراورده‌هاى خونى وجود دارد.


۴. نيازى به استفاده از روپوش و عينک محافظتى و دهان‌بند نيست، مگر در مواردى که احتمال ترشح يا پاشيدن مايع‌هاى آغشته به خون يا مخاط‌هاى بدن وجود داشته باشد.


۵. افرادى که دچار آسيب‌ پوستي، ضايعه‌هاى باز يا مبتلا به درماتيت هستند، بايد از تماس مستقيم با مبتلايان به ايدز، يا وسايل و تجهيزات و مواد آلوده خوددارى کنند.


۶. درصورت تماس با خون و وسايل آلوده، لازم است به‌مدت يک‌سال پيگيرى انجام شود.


۷. درصورتى که وضعيت فرد بيمار، روشن نباشد، بايد ازنظر آلودگى به HIV و هپاتيت B بررسى شود و درصورت امتناع بيمار يا عدم همکاري، بايد آلوده درنظر گرفته شود.


۸. درصورتى که تماس قطعى با فرد آلوده به HIV صورت گيرد، بايد فرد تماس يافته ازنظر آلودگى به HIV هرچه سريعتر بعد از تماس ونيز به فاصلهٔ ۱۲ هفته، ۲۴ هفته و يک‌سال بعد مورد بررسى قرار گيرد و هر بيمارى حادى که در او عارض شود به‌طور جدى بررسى گردد.


۹. استفاده از Zidovudine به‌عنوان پيشگيرى دارويى درتعقيب ورود HIV ازطريق تزريق‌ها اقدام پسنديده‌اى به‌حساب مى‌آيد و برخى از مؤلفان را نظر بر اين است که اين دارو همراه با Lamivudine و Indiavir تجويز گردد.


شايان ذکر است افرادى که دچار عفونت ناشى از HIV هستند نيازى به اتاق اختصاصى و جداگانه ندارند، مگر در مواردى که به دليل وجود بيمارى‌هاى فرصت‌طلب، نياز به جداسازى تنفسي، تماسى يا مواظبت‌هاى روده‌اى باشد.


نمونه‌هايى که به آزمايشگاه ارسال مى‌گردد، بايد برچسب داشته باشد تا پرسنل، از احتمال آلودگى آنها مطلع گردند. آنچه که درمورد کنترل و مهار ايدز ذکر شد، راهکارهاى مرکز کنترل بيمارى‌ها (CDC) آمريکا است و به‌طور قطع بعضى از اين رهنمودها در شرايط اقتصادى - اجتماعى ايران، فاقد قابليت اجرا يا صلاحيت ارائه مى‌باشد. چراکه خوشبختانه مفاسد اخلاقى و مسايل جنسي، در سطح مدارس، درحدى نيست که نياز به آموزش عمومى و شرح زيان‌هاى شرکاى جنسى متعدد و اعتياد تزريقى دسته‌جمعى و کاهش عادت‌هاى زمينه‌ساز انتقال HIV و بحث درمورد روابط جنسى ازطريق دهان و امثال اينها باشد. همچنين تعدد همسر يا شرکاء جنسى مشروع و نامشروع و زنبارگى و امثال اينها به شکل غربى آن مطرح نمى‌باشد تا مردم را از ايدز ترسانده، از تماس‌هاى جنسى با افراد مختلف پرهيز دهيم.


بلکه با توجه به اينکه دانش‌آموزان ما افرادى نجيب، باشعور و بافرهنگ (معتقد) هستند و اينگونه مسائل دربين آنان وجود ندارد، به‌نظر مى‌رسد طرح آن نيز عارى از اشکال نباشد و از اينها گذشته همجنس‌بازى گروهى به‌شکلى که در آمريکا و اروپا وجود دارد، براى مردم ما حتى قابل تصور نيز نمى‌باشد، چه رسد به اينکه مبتلا به آن نيز باشند و حتى الگوى گرايش به فواحش و نزديکى با افراد روسپى نيز با آنچه که در کشورهاى خارج معمول است، به‌کلى متفاوت مى‌باشد.


زيرا همجنس‌گرايى و دوجنس‌گرايى و زنبارگى نوع غربي، دستاورد ماشينيسم و نتيجهٔ سرخوردگى و پريشانى خاطر انسان‌هايى است که عشق و عرفان را به‌فراموشى سپرده، عيش و شهوت را جايگزين آن کرده‌اند.


درحالى که در کشور ما گرايش به فواحش به‌طور عمده در جوانان مجردى اتفاق مى‌افتد که مدت‌ها از سن بلوغ جنسى آنها گذشته است، ولى به‌خاطر عدم توانايى مالي، قادر به ازدواج و ارضاء تمايل‌هاى طبيعى و عاطفى خود نمى‌باشند و در اين صورت برحسب شرايط محيطي، به‌ترتيب، تماس با جنس مخالف، تماس با همجنس و استمناء و حتى در روستاها تماس با حيوان‌ها را تنها به‌منظور اطفاء اين حريق موسمى برقرار نموده، تا فراهم شدن شرايط ازدواج به آن ادامه مى‌دهند. اگر همکاران پزشکى که بيماران مبتلا به بيمارى‌هاى آميزشى به آنها مراجعه مى‌کنند از آنان سؤال کنند که مجرد يا متأهل هستند، در بيش از ۹۰% موارد، اين جواب را خواهيد شنيد که ”مجرديم!“ و در پاسخ اين سؤال که چرا مجرديد؟ مگر ازدواج بر هر کسى به‌واسطهٔ نداشتن همسر به‌خطا مى‌افتد واجب نيست و مگر شما در تجرد، احساس کمبود نمى‌کنيد؟ بيشترشان خواهند گفت: ”توانايى آن را نداريم...“ و خلاصه اينکه بدون شک، انحراف‌هاى جنسى که در حال حاضر در کشور ما يافت مى‌شود، بيشتر در جوانان مجرد رخ مى‌دهد و مهمترين راه کنترل اين بيمارى‌ها فراهم نمودن شرايط ازدواج براى جوانان، با کنترل عادلانهٔ قيمت‌ها و کوتاه‌کردن دست‌ گران‌فروشان، محتکران و واسطه‌ها مى‌باشد و اگر هرچه سريعتر از فاصلهٔ اختلاف طبقاتى کاسته نشود، اين بلاى خانمان‌سوز، همچون سيلى غيرقابل کنترل، همه‌چيز و همه‌کس را طعمهٔ مرگ و نابودى خواهد کرد و افرادى که ازطريق نامشروع به تکاثر و کسب سرمايه پرداخته‌اند، زودتر و بيشتر از همه دچار آن خواهند شد. زيرا همه مى‌دانند که درکنار سرمايه‌دارى فاسد ساير مفاسد اجتماعى ازقبيل قمار، انحراف‌هاى جنسى و ساير فحشاء و منکر نيز وجود دارد و به‌طور معمول اين سرمايه‌هاى چپاولگرانه در همين راه‌ها خرج مى‌شود.


همچنين افراد مؤمن و معتقد به مذاهب الهى و بويژه اسلام نيز نبايد در اين مورد بى‌تفاوت بمانند. چرا که آنان نيز هرچند جزء قربانيان اوليهٔ اين بلاى جهانى نخواهند بود، ولى درصورت شدت‌گرفتن همه‌گيري، آنها نيز طعمهٔ اين مهلک‌ترين بيمارى قرن حاضر خواهند گرديد. کوتاه سخن اينکه شيوع بيمارى مورد بحث، به‌طور جدى رو به پيشرفت است و به‌طور عمده ازطريق انحراف‌هاى جنسى و اعتياد تزريقى منتقل مى‌شود و در افراد مجرد، به‌نحو چشميگرى شايع‌تر از متأهلان مى‌باشد و به‌منظور جلوگيرى از اشاعهٔ بيشتر آن بايد معضل‌هايى را که سد راه ازدواج جوانان است (و در رأس آنها فقر تحميل‌شده ازطرف سرمايه‌داران متکاثر بر اکثريت مردم ضعيف) را ازبين برد.