گرچه بيمارى وبا در مناطق بومى (آندميک) و در کودکان، شايع‌تر از بزرگسالان است، ولى وقتى به‌صورت همه‌گير ظاهر شود، اين نسبت بهم مى‌خورد و بزرگسالان، بيش از کودکان، مبتلا مى‌شوند و همان‌طور که از نمودار (توزيع سنى بيماران مبتلا به وبا در همه‌گيرى سال ۱۳۶۷ کرمانشاه) نيز استنباط مى‌شود، فقط ۱۶% کل بيمارانى که طى همه‌گيرى وباى سال ۱۳۶۷ در کرمانشاه بسترى شده بودند، از کودکان کمتر از ۱۶ ساله مى‌باشند.


توزيع سنى بيماران مبتلا به وبا در همه‌گيرى سال ۱۳۶۷ کرمانشاه
توزيع سنى بيماران مبتلا به وبا در همه‌گيرى سال ۱۳۶۷ کرمانشاه

در مناطق بومي، ميزان بروز بيماري، در کودکان بيشتر از بزرگسالان است و در مناطقى مانند کلکته و بنگلادش، به‌طور عمده در پنج سال اول زندگي، عارض مى‌شود و در بزرگسالان مسن‌تر از ۴۰ ساله از شيوع بسيار کمى برخوردار است. اين خود ممکن است ناشى از نوع ايمنى‌ باشد که به‌تدريج طى حمله‌هاى قبلى بيماري، ايجاد شده است.


کرمانشاه در سال ۱۳۶۷ يک منطقه غيربومي، به‌حساب مى‌آمد و بنابراين، آمار ارائه ‌شده براى مقايسه با توزيع سنى در منطقهٔ بومى خوزستان، به‌طور قطعى مناسب‌تر از آمار کشورى است.


در استان خوزستان نيز همه‌ ساله مواردى از بيمارى وبا التور، تشخيص داده مى‌شود و شيوع آن در کودکان کم‌سن به ‌مراتب بيشتر از ساير سنين است و همان‌طور که از نمودار (توزيع سنى وبا در مناطق بومى- آندميک) استنباط مى‌شود، بيش از ۷۰% موارد بيمارى در سنين کمتر از ۱۶ سالگى رخ داده است، چرا که وباى التور، در منطقهٔ خوزستان حالت بومى (آندميک) دارد.


در رابطه با ايمنى نسبى بزرگسالان، مطالعه‌هاى صورت گرفته و مشخص شده است که بزرگسالان ساکن مناطق بومي، قادر به تحمل دُزهاى کم و تکرارى ويبريوکلرا هستند، در حالى‌که کودکان کم‌ سن با همان دوزها دچار عفونت مى‌شوند. براى مثال در اپيدمى وباى ۱۹۷۳ ايتاليا سن متوسط بيماران، درحدود ۵۲ تا ۵۳ سال بوده، تنها عدهٔ کمى از کودکان مبتلا گرديده‌اند يا در اپيدمى ۷۱-۱۹۷۰ آفريقا، بيمارى به ‌نحو بارزى در بزرگسالان بيش از کودکان عارض شده بود و در همه‌گيرى وباى التور سال ۱۳۶۷ کرمانشاه فقط ۱۶% بيماران ما را کودکان کمتر از ۱۶ ساله تشکيل مى‌دادند.


توزيع سنى وبا در مناطق بومى (آندميک)
توزيع سنى وبا در مناطق بومى (آندميک)

به احتمال زياد شيوع بيشتر بيمارى در بزرگسالان ساکن مناطق غيربومى را مى‌توان به تماس بيشتر آنها با عامل عفونت نسبت داد. در ضمن ممکن است بزرگسالان هيچ‌گونه تماس قبلى با ويبريوکلرا نداشته، ايمنى‌اى کسب نکرده باشند و اگر بيمارى از طريق خوردن غذا منتقل شده باشد، مقدار مصرف غذاى آلوده در بزرگسالان بيشتر است و به همين علت احتمال بروز بيمارى در بزرگسالان بيشتر از کودکان است. البته اين‌گونه استدلال‌ها براساس ظن و گمان، استوار بوده، برخى از آنها متقاعدکننده‌تر از بقيه است، ولى اين‌که چگونه وبا در منطقه‌اى فروکش مى‌کند و در منطقه ديگرى شعله‌ور مى‌گردد يا چگونه باعث گرفتارى افراد در سنين مختلف مى‌شود، چندان روشن نمى‌باشد.


گرچه در منابع مختلف، شيوع بيمارى در مردان بيش از زنان گزارش شده است، ولى طى همه‌گيرى وباى سال ۱۳۶۷ کرمانشاه، ۶۰% بيماران را زنان و فقط ۴۰% آنان را مردان تشکيل مى‌داد و اين اختلاف را بيش از آنکه به جنس بيماران نسبت دهيم، مرتبط با شاغل نبودن مبتلا در خارج خانه و تماس بيشتر از آنها با منبع آلودگى در خانه دانستند. زيرا مردان، ساعاتى از شبانه‌روز را به ‌دور از مناطق آلوده، خارج از خانه و مشغول امور معاش بوده‌اند.