کارآزمايى‌هاى مربوط به قطع (ترک عادت)

نوع ديگرى از کارآزمايى‌هاى پيشگيرى تجربيات مربوط به قطع است که در آن براى ارزشيابى پايان دادن به يک عادت (يا ازبين بردن يک عامل بيمارى‌زاى مشکوک) که به‌نظر مى‌آيد رابطهٔ علتى با بيمارى داشته باشد، کوشش مى‌شود. اگر اين اقدام کاهش چشمگير در بروز بيمارى داشته باشد به‌طور معمول فرضيه عليتى تقويت تقويت مى‌گردد. معروف‌ترين مثال اين کارآزمايى در سيگار کشيدن و سرطان ريه است. اگر در يک کارآزمايى شاهددار اتفاقى‌شده يک گروه از سيگارى‌ها به سيگارکشيدن ادامه دهند و گروهى ديگر آن را ترک نمايند با نشان دادن کاهش پيامد بروز سرطان ريه در گروه مورد بررسى فرضيه ارتباط عليتى به‌شدت تقويت مى‌شود.


اخيراً يک کارآزمايى شاهددار اتفاقى‌شدهٔ گسترده براى مطالعه نقش ترک سيگار به‌عنوان پيشگيرى اوليه از بيمارى مرگ‌هاى تاجى قلب به‌اجرا درآمده است.

کارآزمايى‌هاى مربوط به عوامل سببى

يکى از مقاصد اپيدميولوژى تجربى تأييد يا رد فرضيه‌هاى سبب‌شناختى است. معروف‌ترين مثال درمورد يک کارآزمايى عامل بيمارى‌زا در رابطه با سبب‌شناختى فيبروپلازى پشت عدسى چشم (Retrolental Fibroplasis-RLF) است. فيبروپلازى پشت عدسى چشم به‌عنوان يک عامل کورى تا پيش از سال ۱۹۳۸ وجود نداشت. اين عارضه در اصل توسط T.L.Terry چشم‌پزشک (در شهر بوستون) در سال ۱۹۴۲ و Jater در بسيارى ديگر از کشورها غير ايالات متحده، مشاهده و گزارش شد.


RLF به‌عنوان عامل منجر به کورى در مطالعات توصيفى شناسايى شد. اين مطالعات نشان داد که در آغاز حدود سالهاى ۴۱-۱۹۴۰ ميزان بروز آن را به‌اندازه هشدار دهنده نشان داده (شکل بروسى RLF در نيويورک در سالهاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۶ ) شده، اين بيمارى قبلاً ناشناخته در کودکان نارس بروز مى‌کرد.


بروسى RLF در نيويورک در سالهاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۶
بروسى RLF در نيويورک در سالهاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۶

مطالعات تحليلى ارتباط نزديک آن را با تجويز اکسيژن در کودکان نارس نشان داد، و يک کارآزمايى شاهددار اتفاقى شده گسترده توسط Kinsey و Hemphill در هجده بيمارستان ايالات متحده به‌اجرا درآمد که طى آن کودکان نارس داراى وزن هنگام تولد ۱۵۰۰ گرم و کمتر به دو گروه آزمايشى و شاهد تخصيص يافتند. در گروه آزمايشى همه کودکان به مدت ۲۸ روز ۵۰ درصد اکسيژن درمانى شدند در حالى که در گروه شاهد (که زير چادر اکسيژن بودند) اکسيژن فقط در مواردى که ازلحاظ بالينى فوريت داشت تجويز شد، بعداً معلوم شد همه کودکان گروه چادر اکسيژن که مبتلا به RLF شدند آنهايى بوده‌اند که قدرى اکسيژن دريافت داشته‌اند. دربين بچه‌هايى که اصلاً اکسيژن نگرفته بودند هيچ مورد بيمارى ديده نشد و اين موضوع فرضيه سبب‌شناختى را تأييد مى‌کرد.


افزايش و کاهش چشم‌گير RLF را در شکل شماره ۱۱ مى‌توان ديد. بايد توجه نمود که موارد ابتلا به RLF در سالهاى ۵۳-۱۹۵۲ به اوج خود رسيد و تنزل سريع نمودار پس از سال ۱۹۵۳ نتيجه کاهش مصرف اکسيژن است. موضوع RLF يکى از مشکلاتى را که به علت پيشرفت‌هاى علمى يا تکنولوژيک ايجاد مى‌شود، نشان مى‌دهد. چون بسيارى از بيمارى‌ها کشنده، ناتوان کننده و يا ناپسند هستند، آزمايش‌هاى انسانى به‌منظور تأييد فرضيه‌هاى سبب‌شناسى بندرت امکان‌پذير است.


ارزشيابى خدمات بهداشتى

کارآزمايى‌هاى شاهددار اتفاقى براى سنجش کارآيى و کارآمدى خدمات بهداشتى هم‌دامنه دارند غالباً بايد بين سياست‌هاى متفاوت بهداشتى نوعى انتخاب به‌عمل آيد. ضرورت انتخاب از اين واقعيت ناشى مى‌شود که منابع محدود است و براى اجراى تعداد زيادى فعاليت‌هايى که در رفاه جامعه سهمى دارند بايد اولويت تعيين شود. يک نمونه عالياز اينگونه ارزشيابى‌ها کارآزمايى‌هاى کنترل‌شده در پيشگيرى دارويى سل در هندوستان است، در اين کارآزمايى‌ها نشان داده شد که درمان سل ريوي در خانه هم به‌اندازه درمان در بيمارستان يا آسايشگاه مؤثر و بسيار باصرفه‌تر است. نتايج بررسى مورد پذيرش بين‌المللى قرار گرفت و سبب عصر جديد درمان سل به نام درمان سل در خانه شد.


اخيراً غربالگرى چندمرحله‌اى که در بعضى کشورها مقبوليت فراوان يافته در جنوب شرقى هندوستان توسط RCT مورد ارزشيابى قرار گرفت و نتيجه مطالعه منجر به چشم‌پوشى کردن از صرف منابع بسيار براى برقرارى يک برنامه غربالگرى چندمرحله‌اى در بريتانيا شد. مثال ديگر در رابطه با مطالعاتى است که نشان دادند بسيارى از مراقبت‌هاى بهداشتى را که به‌طور سنتى توسط پزشکان انجام مى‌شود توسط پرستاران يا ديگر کارکنان پيراپزشکى هم مى‌توان انجام داد و با اين ترتيب از وقت پزشکان صرفه‌جويى نمود.


اينگونه مطالعات را پژوهش در خدمات بهداشتي هم مى‌نامند.