توده‌هاى مدياستن ممکن است ماهيت مادرزادي، تروماتيک، عفوني، دژنراتيو يا نئوپلاستيک داشته باشند.


معمولاً براى تشخيص يک ضايعه در مدياستن، بررسى کامل بيمار ضرورتى ندارد چون معمولاً هم قطعى شدن تشخيص و هم درمان مؤثر مستلزم جراحى است. عکس‌هاى استاندارد خلفى - قدامى و لترال از قفسه سينه غالباً اطلاعات لازم را فراهم مى‌کنند. CTاسکن وسيلهٔ مهمى در ارزيابى ضايعات مدياستن به‌شمار مى‌رود.


گاه تصوير راديوگرافى مايل يا با دوز بالاى اشعه مفيد هستند. فلوروسکوپى ممکن است ضربان يا تغييرشکل يا محل ضايعه را با تغيير وضعيت بدن يا تنفس نشان دهد. توموگرافى مى‌تواند کلسيفيکاسيون يا سطوح هوا - مايع را نشان دهد. از بلع باريوم براى ارزيابى ضايعات درونى مرى يا جابه‌جائى مرى ناشى از توده‌هاى خارجى استفاده مى‌شود. تصاوير مجراى روده‌اى با استفاده از کنتراست معده، کولون يا رودهٔ کوچک را در فتق‌ها نشان مى‌دهند. ميلوگرافى ممکن است در تومورهاى نوروژنيک براى توجيه علائم يا برنامه‌ريزى درمانى اهميت حياتى داشته باشد. برونکوگرافى در افتراق تومورهاى ريهٔ مشابه يک تودهٔ مدياستينال مفيد است.


از ونوگرافى براى ارزيابى تغييرشکل، انسداد يا مسير کانال‌هاى کولترال استفاده مى‌شود. آنژيوکارديوگرافى و آئورتوگرافى به تشخيص آنوريسم يا جابه‌جائى آئورت کمک مى‌کنند. آرتريوگرافى ريوى ممکن است در افتراق تومورهاى مدياستينال از ريوى مفيد باشد. آزيکوگرافى بين استخوانى در ارزيابى انسداد وريد اجوف کمک‌کننده است، هرچند که CTاسکن با کنتر است جاى اکثر مطالعات آنژيوگرافيک را گرفته است.


در ضايعات مدياستن قدامي، براى ارزيابى احتمالى وجود گواتر ساب‌استرنال، سينتى‌اسکن از اهميت زيادى برخوردار است چون تقريباً همهٔ موارد گواتر را مى‌توان از طريق گردن برداشت.


در ضايعاتى که ارزيابى بافت‌شناسى در آنها مشکل است (نظير تيموما)، بيوپسى اکسيزيونال ارجحيت دارد چون ممکن است سرطان قابل درمان باشد. مدياسيتنوسکوپى در سارکوئيدوز و لنفوم منتشر نيز اقدام مفيدى است.


- درمان:

در توده‌هاى مدياستن که تشخيص داده نشده‌اند، معمولاً به‌منظور بررسى بافت‌شناسى و فراهم‌کردن امکانى براى درمان قطعي، جراحى توصيه مى‌شود. در ضايعات بدخيم، جراحى را مى‌توان با پرتودرمانى يا شيمى‌درمانى ترکيب کرد.

يافته‌هاى بالينى

علائم در ضايعات بدخيم بسيار شايع‌تر از ضايعات خوش‌خيم هستند. حدود يک‌سوم از بيماران هيچ علامتى ندارند. پنجاه درصد از بيماران داراى علائم تنفسى نظير سرفه، خس‌خس سينه، تنگى‌نفس و پنومونى‌هاى مکرر هستند.


علائم زير نشانهٔ سرطان هستند و بنابراين پيش‌آگهى بدى دارند: خشونت صدا، سندرم هورنر، درد شديد و انسداد وريد اجوف فوقاني. تومورهاى بدخيم ممکن است باعث شيلوتوراکس شوند. تب در بيمارى هوچکين ممکن است متناوب باشد. تيموما باعث مياستني، هيپوگاماگلبولينمي، بيمارى ويپل، آپلازى سلول قرمز خون و بيمارى کوشينگ مى‌شود. هيپوگليسمى از عوارض نادر مزوتليوم‌ها، تراتوم‌ها و فيبروم‌ها است. پرفشارى خون و اسهال در فئوکروموسيتوم و گانگليونوروما ديده مى‌شود. تومورهاى نوروژنيک ممکن است علائم نورولوژيک ويژه‌اى ناشى از فشار بر نخاع ايجاد کنند و يا با استئوآرتروپاتى هيپرتروفيک و بيمارى اولستر پپتيک همراه باشند.

جدول انتشار تومورها و ساير ضايعات در مدياستن

تمام قسمت‌هاى مدياستن
ضايعات غدد لنفاوى
کيست‌هاى برونکوژنيک
مدياستن ميانى
تراتوما
تيموما
آدنوم پاراتيروئيد
آنوريسم‌ها
ليپوم
ميگزوم
گواتر
مدياستن قدامى
تراتوم
لنفانژيوم
آنژيوم‌ها
کيست‌هاى پريکارديال
ضايعات مرى
مدياستن خلفى
تومورهاى نوروژنيک
فئوکروموسيتوم
آنوريسم‌ها
کيست‌هاى انتروژن
ضايعات نخاعى
فتق هياتال

تومورهاى نوروژنيک

تومورهاى نوروژنيک تقريباً در تمام موارد در مدياستن خلفى و اغلب در قسمت فوقانى آن ايجاد مى‌شوند و از اعصاب بين‌دنده‌اى يا سمپاتيک منشاء مى‌گيرند. به‌ندرت ممکن است عصب واگ يا فرنيک درگير شوند. شايع‌ترين نوع تومور از غلاف عصب منشاء مى‌گيرد (شوانوما) و معمولاً خوش‌خيم است. ده درصد از تومورهاى نوروژنيک بدخيم هستند. تومورهاى بدخيم در کودکان شايع‌تر هستند. اکثر تومورهاى بدخيم از سلول عصبى منشاء مى‌گيرند. تومورهاى نوروژنيک ممکن است متعدد بوده يا شکل دمبل داشته باشند با گشادى سوراخ بين‌مهره‌اى همراه باشند. در چنين مواردي، براى مشخص کردن اينکه آيا قسمتى از تومور در درون کانال نخاعى نيز رشد کرده يا خير، انجام CTاسکن ضرورى است. ميلوگرافى نيز ممکن است ضرورت پيدا کند.

ضايعات کيستى مدياستن

کيست‌هاى مدياستن ممکن است از پريکارد، برونش‌ها، مرى يا تيموس نشأت بگيرند. کيست‌هاى پريکارد، کيست‌هاى مزوتليال يا ”آب‌جهشي“ نيز خوانده مى‌شوند. هفتاد و پنج درصد از کيست‌ها در نزديکى زواياى کارديوفرنيک قرار دارند و از اين تعداد ۷۵% در سمت راست هستند. ده درصد از اين کيست‌ها در واقع ديورتيکول‌هائى از ساک پريکارد هستند که با فضاى پريکارد نيز ارتباط دارند. کيست‌هاى برونکوژنيک از نزديک برونش اصلى يا ناي، اغلب درست از زير کارينا منشاء مى‌گيرند. در بافت‌شناسي، اين کيست‌ها حاوى عناصرى هستند که در برونش‌ها نيز يافت مى‌شود (نظير غضروف) و با اپى‌تليوم تنفسى پوشيده شده‌اند. کيست‌هاى انتروژن از سطح مرى برمى‌خيزند و ممکن است در درون ديوارهٔ آن جاى بگيرند. ممکن است با اپى‌تليوم سنگفرشى نظير مرى يا مخاط گاستريک پوشيده شده باشند. کيست‌هاى انتروژن گاهى از اوقات با ناهنجارى مادرزادى مهره‌ها همراه هستند. حدود ۱۰% از کيست‌هاى مدياستن نامشخص هستند و پوشش مشخصى ندارند.

تومورهاى تراتودرموئيد

تومورهاى تراتودرموئيد شايع‌ترين توده‌ها در مدياستن قدامى هستند. اين توده‌ها ممکن است هم توپر و هم کيستى باشند و ممکن است حاوى مو يا دندان نيز باشند. در بررسى ميکروسکوپي، عناصر اکتودرمي، اندودرمى و مزودرمى ديده مى‌شود. گاهى از اوقات اين تومورها به درون فضاى پلور، ريه، پريکارد يا ساختارهاى عروقى پاره مى‌شوند.

لنفوم‌ها

لنفوم‌ها معمولاً با بيمارى متاستاتيک منتشر در مدياستن همراه هستند.