آناتومى

هيپوفارنکس از استخوان‌هاى هيوئيد در بالا تا لبهٔ تحتانى غضروف کريکوئيد در پائين امتداد دارد.

پاتولوژى

بيش از ۹۵% از سرطان‌هاى هيپوفارنکس، کارسينوم‌هاى سنگفرشى هستند، که معمولاً به‌صورت زخم‌هاى ارتشاح يافته با لبه‌هاى برجسته تظاهر پيدا مى‌کنند. ميزان بروز ضايعات تمايزيافته در هيپوفارنکس بيشتر از مناطق ديگر است. ممکن است اندازهٔ اين سرطان‌ها در ارزيابى بالينى به‌دليل گسترش لنفاوى زيرمخاطى آنها، گمراه‌کننده باشد. تومورهاى غدد بزاقى فرعى و لنفوم‌ها گاهى از اوقات در هيپوفارنکس ديده مى‌شوند که در بيشتر اين موارد زيرمخاطى هستند. ضايعات خوش‌خيم هيپوفارنکس عبارت هستند از: پرده‌هاى مخاطي، تنگى‌ها و ديورتيکول‌هاى فارنگوازوفاژيال (ديورتيکول زِنکر).


کارسينوم‌هاى سنگفرشى هيپوفارنکس تمايل زيادى به گسترش لنفاوى دارند.

مشخصات بالينى

شايع‌ترين محل بروز کارسينوم هيپوفارنکس، سينوس پيرفورم است که ۶۰% از کل موارد را به خود اختصاص مى‌دهد. ناحيهٔ خلف کريکوئيد در ۲۵% از بيماران و ديوارهٔ خلفى حلق در ۱۵% از موارد درگير مى‌شود. ضايعات خلف کريکوئيد عمدتاً حلقوى هستند و باعث ديسفاژى مى‌شوند، در حالى که ضايعات سينوس پيريفورم به مدت طولانى خاموش باقى مى‌مانند. مبتلايان در اکثر موارد مردانى هستند در دههٔ پنجم تا هشتم زندگى که سابقه‌اى از مصرف بيش از حد الکل و استعمال دخانيات ارائه مى‌دهند.


علائم عمده عبارتند از: درد، ديسفاژى و کاهش وزن. درد ممکن است به محل تومور محدود باشد يا به گوش همان طرف انتشار پيدا کند. حدود ۲۵% از بيماران، به‌خصوص کسانى که دچار ضايعات سينوس پيريفورم هستند، با يک غدهٔ لنفاوى گردنى قابل لمس و بدون هيچ علامت ديگرى مراجعه مى‌کند.

درمان

ضايعهٔ اوليه

بهترين روش درمان تومورهاى هيپوفازنکس معمولاً جراحى است.


اگر پس از جراحي، محل ضايعهٔ اول و گردن تحت درمان با پرتودرمانى نيز قرار گيرند، احتمال کنترل عود در ناحيه افزايش مى‌يابد.

گردن

احتمال متاستاز به قدرى بالا است که بعضى از اشکال درمان گردن براى تمام بيماران پيشنهاد مى‌شود. در مواردى که غدهٔ لنفاوى قابل لمس وجود دارد، تشريح راديکال گردن توصيه مى‌شود. در مواردى که غدد لنفاوى از نظر بالينى منفى هستند، هنگامى که محل ضايعهٔ اوليه تحت پرتودرمانى قرار مى‌گيرد، گردن نيز بايد پرتودرمانى شود.

پيش‌آگهى

شايع‌ترين محل عود، محل ضايعهٔ اوليه يا گردن است که معمولاً طى دو سال بعد از درمان رخ مى‌دهد. ميزان بقاء در تومورها ابتدائى به نسبت خوب، ولى در تومورهاى پيشرفته وخيم است.