عفونت باکتريائى مجارى صفراوى هميشه نشان‌دهندهٔ وجود انسداد صفراوى است، چون در صورتى انسداد وجود نداشته باشد، حتى آلودگى باکتريائى شديد در مجارى قادر به ايجاد علائم يا تغييرات پاتولوژيک نخواهد بود. توقف جريان صفرا ممکن است نسبى و يا در حالت ناشايع‌تر، کامل باشد. علل عمده عبارتند از: کلدوکوليتياز (سنگ کلدوک)، تنگى صفراوي، و نئوپلاسم. کلانژيت اياتروژنيک نيز ممکن است ثانويه به کلانژيوگرافى ترانس‌هپاتيک يا با لوله T بروز کند. با اين حال، همهٔ ضايعات انسدادى باعث بروز کلانژيت نمى‌شوند. براى مثال، عفونت صفراوى تنها در ۱۵% از بيماران مبتلا به انسداد نئوپلاستيک بروز مى‌کند. در صورتى‌که انسداد پس از مستقرشدن کلونى باکتريائى در مجرا بروز کند، احتمال بروز کلانژيت به حداکثر مى‌رسد.


با مسدود شدن مجرا، فشار درون آن افزايش مى‌يابد، و باکترى‌ها تزايد پيدا کرده و از طريق سينوزوئيدهاى کبدى به‌درون جريان خون سيستميک راه پيدا مى‌کنند.


علائم کلانژيت (که گاهى از اوقات تحت عنوان ترياد شارکو ناميده مى‌شوند) عبارتند از: کوليک صفراوي، زردي، و تب و لرز، هرچند که ترياد کامل تنها در ۷۰% از موارد ديده مى‌شود. يافته‌هاى آزمايشگاهى نيز شامل لکوسيتوز و افزايش سطح بيلى‌روبين و آلکالن فسفاتاز در سرم هستند. ارگانيسم‌هاى اصلى در صفرا عبارتند از (به‌ترتيب کاهش شيوع) اشريشياکلي، کلبسيلا، سودومونا، انتروکوک‌ها، و پروتئوس. باکتروئيد فراژيليس و ساير بى‌هوازى‌ها (نظير کلستريديوم پرفرنژنس) در حدود ۲۵% از موارد يافت مى‌شوند، و وجود آنها ارتباط مستقيمى با عمل‌هاى صفراوى متعدد قبلى (عمدتاً شامل آناستوموز مجارى صفراوى به روده)، علائم شديد، و ميزان بروز بالائى از عوارض چرکى پس از عمل دارد. بى‌هوازى‌ها نيز تقريباً هميشه همراه با هوازى‌ها ديده مى‌شوند. باکترمى احتمالاً در اکثر موارد رخ مى‌دهد، و در صورتى‌که کشت خون در زمان مناسب تهيه شود، حاوى همان ارگانيسم‌هاى صفراوى خواهد بود. انجام کلانژيوگرافى به‌هنگام کلانژيت فعال خطرناک خواهد بود.


اصطلاح کلانژيت چرکى براى بيشتر انواع شديد اين بيمارى و زمانى‌که تظاهرات عفونت بر علائم بالينى بيمارى کبدى - صفراوى غلبه مى‌کنند به‌کار برده مى‌شود. پنتاد تشخيصى کلانژيت چرکى عبارت است از: درد شکم، زردي، تب و لرز، گيجى يا خواب‌آلودگي، و شوک. تشخيص غالباً صحيح نيست زيرا نشانه‌هاى بيمارى صفراوى ناميده گرفته مى‌شوند.


اکثر موارد کلانژيت يا آنتى‌بيوتيک‌هاى داخل وريدى تحت کنترل قرار مى‌گيرند. بهترين آنتى‌بيوتيک‌ها در درمان موارد خفيف تا نسبتاً شديد کلانژيت، سفالوسپورين‌ها (نظير سفازولين، سفوکسيتين) هستند. اگر بيمارى شديد باشد يا سير پيشرونده داشته باشد، بايد يک آمينوگليکوزيد به‌علاوه کليندامايسين به رژيم درمانى اضافه شود.


براى بيمارانى که على‌رغم درمان، کلانژيت شديد يا کلانژيت مقاوم دارند، مجراى صفراوى بايد فوراً تخليه شود. اکثر موارد کلانژيت حاد شديد با کلدوکوليتياز همراه هستند، که در اين‌صورت بهترين درمان براى آنها اسفنکتروتومى اندوسکوپيک اورژانس خواهد بود.


حدود ۱۰% از مبتلايان به کلانژيت حاد به مداخلهٔ فورى (نظير اسفنکتروتومى اندوسکوپيک، درناژ ترانس هپاتيک از راه پوست، يا درناژ جراحي) نياز دارند. ۹۰% بقيه، پس از درمان آنتى‌بيوتيکى و ارزيابى کامل تشخيصي، با جراحى انتخابى يا اسفنکتروتومى اندوسکوپيک درمان مى‌شوند.