تشخيص زودرس سرطان پستان

برنامه‌هاى غربالگرى

هم معاينهٔ فيزيکى و هم معاينهٔ ماموگرافيک براى دست‌يابى به حداکثر موفقيت در برنامه‌هاى غربالگرى ضرورى هستند، چون حدود ۵۰-۳۵% از سرطان‌هاى ابتدائى پستان را تنها با ماموگرافى و ۴۰% ديگر را تنها با لمس مى‌توان تشخيص داد. در زنان بين ۲۰ تا ۴۰ سال معاينهٔ پستان بايد هر ۲ تا ۳ سال به‌عنوان بخشى از مراقبت‌هاى متداول پزشکى انجام شود. در زنان بالاى ۴۰ سال، پستان‌ها بايد هر سال معاينه شوند. حساسيت ماموگرافى بين ۹۰-۶۰% است. حساسيت ماموگرافى در زنان جوان با پستان‌هاى متراکم، در مقايسه با زنان مسن با پستان‌هاى پرچربي، کمتر است. در زنان مسن، حدود ۹۰% از بدخيمى‌ها با ماموگرافى تشخيص داده مى‌شوند. تومورهاى کوچکتر در پستان‌هاى متراکم، به‌خصوص اگر کلسيفيه نباشند، به سختى يافت مى‌شوند. پائين‌بودن حساسيت ماموگرافى در زنان جوان، ارزش آن را براى غربالگرى زنان بين ۴۰ تا ۵۰ سال زير سؤال مى‌برد.


يک ماموگرافى پايه بايد براى تمام زنان ۳۵ تا ۴۰ ساله انجام شود. در زنان بين ۴۰ تا ۴۹ سال نيز بايد هر ۱ تا ۲ سال يک ماموگرام تهيه شود. براى زنان ۵۰ سال به بالا، ماموگرافى‌هاى سالانه توصيه مى‌شود.


لاکتوگرافى براى ارزيابى علت ترشح از نوک پستان روش مفيدى است. در اين روش، ماده حاجب به درون مجراى ترشح‌کننده تزريق و سپس يک ماموگرام تهيه مى‌شود. مجراى مورد بررسى ممکن است يک نقص پرشدگى (که شايع‌ترين علت آن پاپيلوم داخل مجرائى است) يا در بيماران مبتلا به اکتازى مجرا يا بيمارى فيبروکيستيک، به‌ترتيب نماى ديلاته يا کيستى داشته باشد. بدخيمى ممکن است به‌صورت يک انسداد ناگهانى يا نقص در پرشدگى ديده شود.

معاينه به‌دست خود فرد

به تمام زنان بالاى ۲۰ سال بايد توصيه شود که هر ماه پستان‌هاى خود را معاينه کنند. قبل از يائسگي، معاينه بايد ۷ تا ۸ روز بعد از شروع قاعدگى انجام شود.

ماموگرافى

ماموگرافى مفيدترين روش براى يافتن سرطان ابتدائى پستان محسوب مى‌شود.


ماموگرافى تنها روش قابل اعتمادى است که مى‌تواند قبل از آنکه توده‌اى در پستان به مرحلهٔ قابل لمس برسد، وجود سرطان پستان را نشان دهد. آن دسته از سرطان‌هاى پستان که به کندى رشد مى‌کنند، دست‌کم ۲ سال قبل از آنکه به اندازه‌اى برسند که بتوان آنها را لمس کرد، در ماموگرافى ديده مى‌شوند.


کلسيفيکاسيون‌ها راحت‌تر از ساير اختلالات در ماموگرافى مشخص مى‌شوند. ميکروکلسيفيکاسيون‌هاى پلى‌مورف مجتمع شايع‌ترين اختلال ماموگرافى هستند که در سرطان پستان ديده مى‌شوند. اين نوع کلسيفيکاسيون‌ها معمولاً دست‌کم ۵ تا ۸ عدد هستند، در يک قسمت از پستان تراکم دارند و از نظر شکل و اندازه با هم تفاوت دارند و ممکن است اشکال شاخه‌دار يا V يا Y شکل داشته باشند.


انديکاسيون‌هاى انجام ماموگرافى عبارتند از: ۱. ارزيابى اوليه و بعد ساليانهٔ يک سرطان قابل درمان که تشخيص داده شده است؛ ۲. ارزيابى يک تودهٔ پستانى مشکوک يا نامشخص يا هر نوع تغيير مشکوک ديگر در پستان؛ ۳. جستجوى سرطان نهفتهٔ پستان در بيمارى متاستاتيک غدد لنفاوى زيربغل يا نواحى ديگر از يک ضايعهٔ اوليهٔ ناشناخته؛ ۴. غربالگرى زنان قبل از اعمال جراحى زيبائى يا قبل از تهيه بيوپسى از يک توده به‌منظور جستجوى سرطان احتمالى پستان؛ ۵. غربالگرى به فواصل زمانى منظم در آن دسته از زنانى که در معرض خطر بيشترى براى ابتلاء به سرطان پستان قرار دارند؛ و ۶. پيگيرى پس از درمان جراحى و پرتودرمانى پستان.


در بيمارانى که يک تودهٔ بزرگ يا مشکوک دارند، در صورت وجود يافته‌هاى واضح ماموگرافى بايد بيوپسى انجام شود. ماموگرافى بايد قبل از بيوپسى انجام شود تا ساير مناطق مشکوک نيز مورد بررسى قرار گيرند و پستان سمت مقابل نيز ارزيابى شود.

يافته‌ها و تشخيص بالينى

سرطان پستان معمولاً از يک تودهٔ بدون درد سخت يا سفت با حدود محو و نامشخص (به‌علت ارتشاح موضعي) تشکيل مى‌شود. فرورفتگى مختصر پوست يا نوک پستان نشانهٔ مهمى است. ممکن است پستان‌ها مختصرى غيرقرينه باشند. زخم‌هاى خيلى کوچک (۲-۱ ميلى‌متر) بر روى اپى‌تليوم نوک پستان ممکن است تنها تظاهر بالينى کارسينوم پاژه باشد. ترشح آبکي، سروز يا خونى از نوک پستان گاهى از اوقات از علائم اوليهٔ سرطان پستان محسوب مى‌شود ولى اغلب در بيمارى‌هاى خوش‌خيم ديده مى‌شود.


در فاز قبل از قاعدگي، افزايش طبيعى ندولاريتهٔ پستان ممکن است با يک نئوپلاسم اشتباه شود يا يک ضايعهٔ زمينه‌اى را مستور کند.


مشخصات کارسينوم پيشرفته عبارتند از: ادم، قرمزي، ندولاريته يا زخم‌شدن پوست، وجود يک تومور اوليهٔ بزرگ؛ چسبندگى به ديوارهٔ قفسه سينه؛ بزرگي، چروکيدگى يا فرورفتگى پستان؛ لنفادنوپاتى قابل توجه در زير بغل؛ لنفادنوپاتى سوپراکلاويکولار؛ ادم بازو در همان سمت ضايعه؛ و متاستازهاى دوردست.


متاستازها معمولاً غدد لنفاوى موضعى را درگير مى‌کنند که ممکن است از نظر بالينى نيز قابل لمس باشند معمولاً يک يا دو غده لنفاوى متحرک، غيرحساس و نه چندان سفت به قطر کمتر از ۵ ميلى‌متر در ناحيهٔ زيربغل وجود دارد که عموماً از اهميت خاصى نيز برخوردار نيستند. غدد لنفاوى سفت يا سخت و به قطر بيشتر از ۵ ميلى‌متر معمولاً متاستاتيک هستند. غدد لنفاوى زيربغل، در صورتى‌که به پوست يا ساختمان‌هاى عمقى چسبندگى پيدا کرده باشند، نشان‌دهندهٔ پيشرفته بودن بيمارى (دست‌کم مرحلهٔ III) هستند.


در بيشتر موارد هيچ غده لنفاوى در ناحيهٔ سوپراکلاويکولار قابل لمس نيست. وجود غدد لنفاوى سفت يا سخت با هر اندازه‌اى در اين ناحيه يا دست زير کلاويکول (غدد اينفراکلاويکولار)، ممکن است از نشانه‌هاى سرطان متاستاتيک بوده و بايد حتماً بيوپسى شوند. وجود غدد لنفاوى سرطانى سوپرا يا اينفراکلاويکولار در همان سمت نشان‌دهندهٔ پيشرفته‌بودن تومور است (مرحلهٔ IV). ادم بازو در همان طرف نيز نشانهٔ پيشرفته‌بودن بيمارى (مرحلهٔ IV) مى‌باشد.

يافته‌هاى آزمايشگاهى

افزايش مداوم ميزان رسوب (ESR) ممکن است نشانهٔ سرطان منتشر باشد. متاستازهاى کبدى يا استخوانى ممکن است با افزايش آلکالن فسفاتاز سرم همراه باشند. هيپرکلسمى نيز يافتهٔ اتفاقى مهمى است که در سرطان پيشرفتهٔ پستان ديده مى‌شود. از آنتى‌ژن کارسينوامبريونيک (CEA) مى‌توان به‌عنوان نشانهٔ عود سرطان پستان استفاده کرد.

تصويربردارى براى تشخيص متاستازها

راديوگرافى از قفسه سينه ممکن است متاستازهاى ريوى را نشان بدهد. CTاسکن از کبد و مغز تنها زمانى ارزش دارد که به‌وجود متاستاز در اين مناطق مشکوک باشيم. براى تشخيص سرطان پستان متاستاتيک، اسکن استخوان با تکنتيوم ۹۹ نشاندار شده با فسفات‌ها يا فسفونات‌ها از راديوگرافى معمولى استخوان حساسيت بيشترى دارد. در مواردى‌که علائم بالينى و يافته‌هاى فيزيکى منفى بوده و سطح آلکالن فسفاتاز سرم طبيعى باشد، ارزش بالينى اسکن استخوان به‌عنوان يک تست روتين قبل از عمل به اثبات نرسيده است. اسکن استخوان بايد در بيمارانى انجام شود که يا علائم بالينى مثبت دارند و يا سطوح کلسيم يا آلکالن فسفاتاز سرم آنها افزايش يافته است.

بيوپسى

تشخيص سرطان پستان کاملاً به بررسى بافت تهيه‌شده از بيوپسى بستگى دارد. در صورتى‌که تشخيص بافت‌شناسى سرطان قطعى نباشد، هيچ‌گاه نبايد درمان انجام شود. مطمئن‌ترين روش اين است که از تمام توده‌هاى مشکوکى که در معاينه فيزيکى يافت مى‌شوند، و در نبود توده، از ضايعات مشکوکى که در ماموگرافى ديده مى‌شود، نمونهٔ بيوپسى تهيه شود. پيگيرى يک تودهٔ پستانى بايد حتماً شامل بررسى بافت‌شناسى باشد، مگر در مواردى‌که يک تودهٔ غيرمشکوک در بيمارى فيبروکيستيک قبل از يائسگى ديده مى‌شود. چنين ضايعه‌اى را مى‌توان طى يک يا دو سيکل قاعدگى تحت‌نظر گرفت. با اين‌حال، اگر طى اين مدت توده به‌طور کامل برطرف نشود، بايد از آن بيوپسى تهيه کرد.