فيبرآدنوم پستان

فيبرآدنوم پستان نئوپلاسم خوش‌خيم شايعى است که در زنان بالغ در سنين ۲۰ سالگى بيشترى شيوع را دارا است. تومورهاى متعدد در يک يا هر دو پستان در ۱۰ تا ۱۵ درصد از بيماران ديده مى‌شود.


فيبرآدنوم به‌طور تيپيک يک تودهٔ غيرحساس، گرد، سفت و با حدود مشخص و تقريباً متحرک به قطر ۱ تا ۵ سانتى‌متر مى‌باشد. تومور معمولاً به‌صورت اتفاقى يافت مى‌شود. فيبرآدنوم به‌صورت طبيعى بعد از يائسگى ديده نمى‌شود ولى گاهى از اوقات زنان يائسه به‌دنبال مصرف هورمون استروژن به اين بيمارى مبتلا مى‌شوند.


درمان عبارت است از برداشتن سرپائى توده با بى‌حسى موضعى و سپس بررسى پاتولوژيک نمونه.


سيستوسارکومافيلودِس نوعى فيبرآدنوم است که در آن بافت سلولى تمايل به رشد سريع دارد. اين تومور ممکن است بسياربزرگ شود و اگر به‌طور ناکامل برداشته شود، در همان موضع عود خواهد کرد. اين ضايعه به‌ندرت بدخيم مى‌شود. براى درمان، توده بايد به‌همراه حاشيه‌اى از بافت پستان به‌صورت موضعى برداشته شود. درمان نوع بدخيم سيستوسارکوما فيلودس مورد بحث و اختلاف‌نظر بيشترى قرار دارد. به‌طور کلي، بايد با برداشتن کامل تومور همراه با حاشيه‌اى از بافت طبيعي، از عود تومور پيشگيرى کرد. از آنجا که اين تومورها ممکن است بزرگ باشند، گاه براى کنترل کامل تومور بايد ماستکتومى ساده انجام شود.


نکروز چربى

نکروز چربى در پستان ضايعهٔ نادرى است ولى از نظر بالينى اهميت زيادى دارد چون توده‌اى ايجاد مى‌کند که با فرورفتگى پوست يا نوک پستان همراه است و از کارسينوم قابل افتراق دادن نيست. علت احتمالى اين ضايعه تروما است، اگر تودهٔ همراه با نکروز چربى درمان نشود به‌تدريج ناپديد خواهد شد. به‌عنوان يک قاعده، مطمئن‌ترين روش، تهيهٔ يک بيوپسى است. به‌منظور ردکردن کارسينوم، کل توده بايد برداشته شود. نکروز چربى پس از برداشتن قسمتى از پستان و پرتودرماني، ضايعهٔ شايعى است.

آبسهٔ پستان

در دوران شيردهى بروز يک ناحيهٔ قرمز، حساس و سفت و کلفت در پستان عارضهٔ ناشايعى نيست. شايع‌ترين ارگانيسمى که در اين آبسه‌ها يافت مى‌شود استافيلوکوک اورئوس است. در مراحل اوليهٔ بيمارى معمولاً با تجويز يک آنتى‌بيوتيک نظير دى‌کلوکساسيلين يا اکساسيلين، ۲۵۰ ميلى‌گرمى ۴ بار در روز به مدت ۷ تا ۱۰ روز، در حالى‌که شيردهى از پستان ادامه مى‌يابد مى‌توان عفونت را کنترل کرد. اگر ضايعه پيشرفت کند و يک تودهٔ موضعى همراه با نشانه‌هاى موضعى و سيستميک عفونت تشکيل دهد، دال بر وجود يک آبسه است که بايد درناژ شده و شيردهى نيز متوقف شود.


زنان جوان و ميانسالى که شير نمى‌دهند ممکن است (به‌ندرت) به يک آبسه در زير ماهک مبتلا شوند. اين نوع عفونت‌ها معمولاً پس از برش و درناژ تمايل به عود دارند مگر آنکه پس از گذشت يک فاصلهٔ زمانى خاموش، آن ناحيه مجدداً باز و مجراى شيرى درگير يا مجارى قاعدهٔ نوک پستان برداشته شود. به‌ غير از آبسهٔ زير ماهک، ساير عفونت‌ها در پستان بسيار نادر است، مگر آنکه بيمار در حال شيردهى باشد. در صورتى‌که بيمار شيرده نباشد، کارسينوم التهابى را بايد هميشه در نظر داشت. بنابراين يافته‌هائى که مطرح‌کنندهٔ وجود آبسه در پستان غيرشيرده باشند انديکاسيون برش و تهيه بيوپسى از بافت سفت و ضخيم‌شده محسوب مى‌شوند.

ديسپلازى پستانى (بيمارى فيبروکيستيک)

اصول تشخيص

- توده‌هاى دردناک و غالباً متعدد و دوطرفه در پستان


- نوسانات سريع در اندازهٔ توده‌ها يافتهٔ شايعى است.


- در اغلب موارد، در فاز قبل از قاعدگي، پستان دردناک مى‌شود يا درد يا اندازهٔ آن افزايش پيدا مى‌کند.


- شايع‌ترين سن بروز ۳۰ تا ۵۰ سالگى است. در زنان يائسه نادر است.

ملاحظات کلى

اين اختلال که بيمارى فيبروکيستيک يا ماستيت‌کيستى مزمن نيز ناميده مى‌شود، شايع‌ترين ضايعهٔ پستان است. در زنان بين ۳۰ تا ۵۰ ساله شيوع بيشترى دارد ولى در زنان يائسه نادر است؛ بنابراين با فعاليت تخمدان‌ها ارتباط دارد. اين ضايعات معمولاً با تغييرات خوش‌خيم در اپى‌تليوم پستان همراه هستند. تنها انواعى از ديسپلازى که با تکثير عناصر اپى‌تليال همراه هستند از عوامل خطر واقعى و اثبات‌شده براى سرطان پستان محسوب مى‌شوند.

يافته‌هاى بالينى

ديسپلازى پستان ممکن است يک تودهٔ بدون علامت در پستان ايجاد کند که به‌طور اتفاقى يافت مى‌شود ولى معمولاً درد و حساسيت ناشى از توده توجه بيمار را به‌خود جلب مى‌کند. ممکن است ترشح از نوک پستان نيز وجود داشته باشد. در بسيارى از موارد، ناراحتى بيمار در فاز قبل از قاعدگى آغاز يا تشديد مى‌شود. در اين فاز کيست‌هاى پستانى تمايل به بزرگ‌شدن دارند. تغيير در اندازه و بروز يا ناپديدشدن سريع يک تومور پستان در بيمارى کيستى شايع است. توده‌هاى متعدد يا دوطرفه شايع هستند و بسيارى از بيماران سابقهٔ يک تودهٔ موقت در پستان يا درد دوره‌اى پستان را ارائه مى‌دهند.

تشخيص افتراقى

درد، تغيير اندازه و تعداد ضايعات مشخصاتى هستند که در افتراق بيمارى کيستى از کارسينوم بيشترين کمک را مى‌کنند.

درمان

از آنجا که در اغلب موارد براساس يافته‌هاى بالينى ديسپلازى پستان از کارسينوم قابل افتراق نيست، بايد از ضايعات مشکوک بيوپسى تهيه شود.


در صورتى‌که ديسپلازى ژنراليزهٔ پستان با درد همراه باشد، بهترين روش درمان اين است که براى پيشگيرى از تروما به پستان، بيمار (شب و روز) سينه‌بندى بپوشد که به‌خوبى از پستان محافظت کند. هورمون درمانى توصيه نمى‌شود چون بيمارى را درمان نمى‌کند و علاوه بر آن اثرات جانبى ناخواسته نيز دارد.

پيش‌آگهى

تا قبل از يائسگى در هر زمانى ممکن است درد، حساسيت و تشکيل کيست در پستان شدت پيدا کند. با شروع ياسئگي، معمولاً علائم تخفيف پيدا مى‌کنند مگر در بيمارانى که استروژن دريافت مى‌کنند. بايد به بيماران توصيه کرد که هر ماه پس از قاعدگى پستان‌هاى خود را معاينه کنند و در صورت بروز توده پزشک خود را آگاه سازند. خطر سرطان پستان در زنانى که مبتلا به ديسپلازى پستان همراه با تزايد يا آتيپى اپى‌تليوم هستند بيشتر از جمعيت کلى زنان است.