فيستول‌هاى شريانى - وريدى ممکن است مادرزادى يا اکتسابى باشند. تأثيرات اين فيستول‌ها بستگى به اندازهٔ آنها دارد. در فيستول‌هاى مادرزادي، تأثير ايسکميک اغلب زياد نيست، چرا که ميزان ارتباط، اگرچه منتشر، ناچيز است. فيستول‌هاى اکتسابى بزرگتر به‌سرعت بزرگ مى‌شوند. گشادشدگى و نارسائى قلب زمانى رخ مى‌دهد که شانت وسيع، طولاني، يا درمان‌نشده باشد.


در صورت درگيرى يکى از اندام‌ها، حجم عضلانى يا طول استخوان ممکن است افزايش يابد. ناهنجارى‌هاى شريانى - وريدى معمولاً مغز، احشاء، يا ريه‌ها را درگير مى‌کنند. خونريزى گوارشى ممکن است رخ دهد. ضايعات ريوى باعث پلى‌سيتمي، چماقى‌شدن انگشتان، و سيانوز مى‌شوند.


فيستول‌هاى اکتسابى از آسيب‌هائى ناشى مى‌شوند که ارتباطى مصنوعى بين سرخرگ‌ها و سياهرگ‌هاى مجاور هم ايجاد مى‌کنند و ممکن است ناشى از تروما يا بيمارى باشند. آسيب‌هاى نافذ شايع‌ترين علت هستند، ولى گاه فيستول‌ها به‌دنبال تروماى غيرنافذ نيز ايجاد مى‌شوند. فيستول‌هاى شريانى - وريدى ناشى از مداخلهٔ پزشکى به‌دنبال آرتريوگرافي، به‌نحو فزايند‌ەاى شايع است. اختلالات بافت همبند (مانند سندرم اهلرز - دانلوس)، سائيدگى و پارگى آنوريسم سرخرگى ميکوتيک به‌درون سياهرگ‌هاى مجاور، ارتباط با پيوندهاى پروتزى شرياني، و تهاجم نئوپلاستيک از ديگر علل هستند.

درمان

فيستول‌هاى کوچک محيطى را مى‌توان تحت‌نظر گرفت و معمولاً هرگز باعث بروز مشکلى براى بيمار نمى‌شوند. بعضى فيستول‌ها از نظر جراحى غيرقابل دسترسى هستند.


انديکاسيون‌هاى مداخلهٔ جراحى شامل خونريزي، آنوريسم کاذب در حال گسترش، نارسائى سياهرگى يا سرخرگى شديد، ناهنجارى ظاهري، و نارسائى قلبى هستند.


بيشتر فيستول‌ها را اکنون با آمبوليزاسيون تحت کنترل راديوگرافيک درمان مى‌کنند. ناهنجارى‌هاى شريانى - وريدى سر و گردن و لگن ظاهراً به‌خصوص براى اين نوع درمان مناسب هستند.


فيستول‌هاى شريانى - وريدى مادرزادى را تنها زمانى مى‌توان با جراحى درمان کرد که برداشتن کامل تمام بافت درگير در فيستول امکان‌پذير باشد.

پيش‌آگهى

در مجموع، فيستول‌هاى تروماتيک بهترين پيش‌آگهى را دارند. ريشه‌کنى فيستول‌هاى مادرزادى دشوارتر است، چرا که معمولاً ارتباطات متعددى بين سرخرگ‌ها و سياهرگ‌ها وجود دارند.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

برروى اکثر فيستول‌ها مى‌توان يک سوفل ماشينى پيوستهٔ تيپيک را شنيد که اغلب با تريل قابل لمس و افزايش موضعى دماى پوست همراه است. در سمت پروگزيمال، سرخرگ‌ها و سياهرگ‌ها گشاد مى‌شوند و نبض در نواحى ديستال به‌ ضايعه کاهش مى‌يابد. در بعضى بيماران تاکى‌کاردى به‌عنوان شاخص افزايش برون‌ده قلبى رخ مى‌دهد. هنگامى که فيستول در اثر فشار بسته شود، سرعت نبض کاهش مى‌يابد (علامت برانهام).

بررسى‌هاى تصويربردارى

MRI ممکن است در ارزيابى و پيگيرى ناهنجارى‌‌هاى شريانى - وريدى محيطى نقش قابل توجهى ايفاء کند. مشخص‌کردن دقيق حدود ضايعه تنها با آرتريوگرام‌هاى مناسب عملى است.