آنوريسم‌هاى آئورت شکمى ممکن است در ۲% افراد مسن وجود داشته باشد، و به‌نظر مى‌رسد شيوع آن در حال افزايش باشد. آئورت شکمى شايع‌ترين محل آنوريسم‌هاى آترواسکلروى و نيز خطرناک‌ترين محل آن است؛ در اين محل آنوريسم‌ها در معرض خطر پارگى به‌مراتب بيشترى نسبت به سرخرگ‌هاى کوچک‌تر محيطى قرار دارند.


بيشتر آنوريسم‌هاى آئورت شکمى قطعه‌اى از آئورت را که بين مبداء سرخرگ‌هاى کليوى و محل دوشاخه‌شدن آئورت قرار دارد، درگير مى‌کنند، ولى ممکن است در بخش‌هاى گوناگون سرخرگ‌هاى ايلياک مشترک هم ديده شوند. دلايل اين امر در حد فرضيه باقى مانده‌اند، ولى عوامل زمينه‌ساز آن شامل افزايش توربولانس، کاهش بازگردش در سلول‌هاى عضلهٔ صاف آئورت زيرکليوي، و افزايش کشش به ازاء هر واحد لايه‌اى الاستيک هستند. به‌علاوه، تغذيهٔ مدياى آئورت ممکن است مهم باشد، زيرا در انسان‌ها آئورت شکمى فاقد عروق تغذيه‌‌کننده است. به اين ترتيب، عوامل هموديناميک و ساختارى ممکن است آئورت زيرکليوى را مستعد دژنرسانس آنوريسمى کنند. پارگى همراه با خونريزى شديد عارضهٔ اصلى است.

پيش‌آگهى

آنوريسمکتومى شکمى زيرکليوى غيراورژانس در ۴% موارد با مرگ و مير و در ۱۰-۵% موارد با عوارض از قبيل خونريزي، نارسائى کليوي، سکتهٔ قلبي، سکتهٔ مغزي، عفونت پيوند، از دست‌دادن اندام، ايسکمى روده، و ناتوانى جنسى همراه است. يک عارضهٔ بسيار نادر پاراپلژى ناشى از قربانى‌شدن سرخرگ نخاعى فرعى است که به‌صورت غيرطبيعى در موقعيت ديستال قرار گرفته باشد. ميزان بقاء درازمدت اين بيماران اساساً با وجود يا عدم وجود بيمارى در ديگر بسترهاى عروقى تعيين مى‌شود که ممکن است به سکتهٔ قلبى يا مغزى - علل اصلى مرگ - بى‌انجامد.

يافته‌هاى بالينى

نشانه‌ها و علائم

آنوريسم شکمى سالم به‌ندرت چيزى بيش از نشانه‌هاى خفيف ايجاد مى‌کند، گرچه بيمار ممکن است از وجود يک تودهٔ بدون درد ضربان‌دار آگاه باشد. درد شديد در غياب پارگى مشخصهٔ پديدهٔ نادر آنوريسم التهابى است که توسط يک منطقهٔ ۴-۲ سانتى‌مترى واکنش التهابى در اطراف آنوريسم احاطه شده است.


نارسائى قلبى ممکن است در اثر فيستول آئورت به سيستم اجوف رخ دهد؛ خونريزى يا انسداد گوارشى ممکن است ناشى از سائيدگى يا کشيدگى دوازدهه توسط آنوريسم‌هاى بزرگ‌شونده باشند؛ يا ممکن است در اثر انسداد حالب توسط آنوريسم‌، پيلونفريت ايجاد شود.


معمولاً، تنها يافتهٔ فيزيکى توده‌اى شکمى نبض‌دار و دوکى يا کروى و قابل لمس است. در آنوريسم‌هاى کوچکتر، مرکز اين توده در بالاى شکم درست بالاى ناف - يعنى محل طبيعى بخش زيرکليوى آئورت شکمى - است. آنوريسم ممکن است نسبت به لمس مختصرى حساس باشد. حساسيت شديد به لمس در آنوريسم‌هاى التهابي، پس از پارگي، يا در صورتى‌که آنوريسم به تازگى متسع شده باشد، ديده مى‌شود.

يافته‌هاى تصويربردارى

عکس‌هاى سادهٔ شکم در نماهاى قدامى - خلفي، جانبي، و مايل وجود کلسيفيکاسيون را در لايه‌هاى خارجى بيشتر آنوريسم‌هاى آترواسکلروزى نشان مى‌دهند. اين امر امکان ارزيابى اندازه و گستردگى پروگزيمال آنها را فراهم مى‌کند. CTاسکن اطلاعات باارزشى را دربارهٔ ساختمان آنوريسم به‌دست مى‌دهد و از آن براى پيش‌بينى سرعت اتساع آنوريسم استفاده شده است. آئورتوگرام پيش از عمل در تمام بيماران لازم نيست ولى در موارد زير بايد آئورتوگرافى انجام شود: ۱. شک به‌ درگيرى بالاى کليوي؛ ۲. نشانه‌هاى آنژين احشائى به نفع نارسائى سرخرگى مزانتريک؛ ۳. شواهد سونوگرافيک کليهٔ نعل اسبى يا لگني؛ ۴. شک به بيمارى عروقى کليوي؛ ۵. اختلال کارکرد کليه بدون علت مشخص؛ و ۶. شواهد بالينى بيمارى انسدادى همراه.


سونوگرافى مفيدترين روش براى سنجش اندازه و موقعيت آنوريسم‌هاى آئورت زيرکليوى است. در تمام موارد آنوريسم‌هاى کاذب کشالهٔ ران پس از قراردادن پيوند داکرون، بايد ارزيابى سونوگرافيک آئورت شکمى و پيوند براى بررسى آناستوموز پروگزيمال انجام شود. اخيراً يافتن تجمعات خون يا مايع در اطراف پيوند امکان‌پذير شده است، و سونوگرافى بايد بخشى از ارزيابى عفونت احتمالى پيوند باشد.


سرعت متوسط بزرگ‌شدن آنوريسم‌هاى آئورت شکمى ۴/۰ سانتى‌متر در سال است. سرعت اتساع و احتمال پارگى با فشار دياستولي، قطر اوليهٔ آنوريسم، و درچهٔ بيمارى انسدادى ريه متناسب است. اندازهٔ آنوريسم بهترين ارتباط را با احتمال پارگى دارد. جراحى براى تمام آنوريسم‌هاى با قطر ۶ سانتى‌متر يا بيشتر توصيه مى‌شود، ولى آنوريسم‌هاى کوچکتر آئورت هم ممکن است پاره شوند. جراحى براى هر آنوريسمى که نشانه‌دار، حساس به لمس، يا در بررسى‌هاى متوالى سونوگرافيک رشد سريعى داشته باشد، صرفنظر از اندازه آن ضرورى است.