برخلاف اعتقاد طولانى‌مدت، جنين در سنين اوليه قادر به سنتز گروه‌هاى ويژه‌اى از آنتى‌بادى مى‌باشد. در هفته دهم جنينى مقادير کمى IgM و از هفته دوازدهم جنينى به‌بعد مقادير بسيار کمى IgG ديده شده است. ولى جنين قادر به سنتز IgE ،IgA و IgD نمى‌باشد.


در ماه دوم آبستگى فاگوسيتوز و مصونيت غيراختصاصى توسط ماکروفاژ (سلول‌هاى گرانولوسيتي) ديده مى‌شود. اما توانائى فاگوسيتوز و تخريب ميکروب‌ها در اين زمان به خوبى شناخته نشده است.


سنتز کمپلمان خيلى زودتر، در هفته هشتم، قبل از سنتز ايمونوگلوبولين‌ها آغاز مى‌شود. با اين وجود مقادير زياد آنها تنها در هفته‌هاى دوازده تا چهارده زندگى جنينى قابل اندازه‌گيرى است.


تنها IgG مادرى به‌خاطر ويژگى‌هاى قطعه FC قادر است از جفت عبور کند. در طى شش ماه اول تنها مقادير کمى آنتى‌بادى عبور مى‌کند ولى بعد از آن مقدار زياد مى‌شود که شايد علت آن افزايش ناگهانى نفوذپذيرى جفت نسبت به IgG باشد.


به اين ترتيب ايمنى هومورال در يک نوزاد اساساً يک ايمنى اکتسابى است که نيازمند انتقال غيرفعال از مادر به شيرخوار است و آن نتيجه يک انتقال فعال از طريق غشاهاى جفتى است.


بنابراين ايمونوگلوبولين موجود در گردش خون در زمان تولد IgG با منشأ مادرى مى‌باشد. سطح خونى آن در يک نوزاد ترم معمولاً برابر و يا اندکى بالاتر از سطح آن در خون مادر است. عمدتاً شامل آنتى‌بادى‌هاى ضدويروس و باکترى است و نقش حفاظتى عمده‌اى را در طى ۶ ماه اول زندگى برعهده دارد. با اين وجود، در بعضى از افراد مى‌تواند اثر منفى داشته باشد و مکانيسم آن اين است که مانع انجام پروسه‌هاى ايمنى حاصل از ايمن‌سازى مى‌شود. پس ايمن‌سازى عليه سرخک قبل از دوازده ماهگى فقط تا حدودى مؤثر است.


در بعضى موارد لازم است براى غلبه بر اثر آنتى‌بادى‌هاى مادري، از واکسن‌هائى با خاصيت آنتى‌ژنى قوى استفاده شود. اخيراً، اين مسئله در مورد واکسن فلج اطفال تزريقى نشان داده شده است.


علاوه بر اين، تکامل ايمنى سلولى در زمان نوزادى به‌خوبى شناخته شده و به‌خصوص BCG در زمان تولد قابل تلقيح است. در اين زمان احتمال حداکثر موفقيت با اين واکسيناسيون وجود دارد.


نتيجه اينکه، يک نوزاد طبيعى در زمان تولد از نظر کيفى سيستم ايمنى کاملى دارد و تنها فقدان تماس آنتى‌ژنى وجود دارد.


عناصر پاسخ سيسم ايمنى به ايمن‌سازى با يک واکسن زنده و يا غيرفعال شده به‌خوبى شناخته شده‌اند. بعد از انجام اولين تزريق واکسن قبل از همه IgM ظاهر مى‌شود و ممکن است در روز سوم ديده شود و در دومين يا سومين هفته به حداکثر مقدار خود مى‌رسد و به‌دنبال آن به سرعت کاهش مى‌يابد و طى يک تا دو ماه ناپديد مى‌شود.


بعد از چند روز IgG ظاهر مى‌شود. بخشى از افزايش آشکار آن در روزهاى ۵ و ۶ به علت توليد نامنظم IgM است که مانع توليد IgG نمى‌شود. سطح IgG در حوالى هفته پنجم به حداکثر مى‌رسد، زمانى که IgM کم و بيش ناپديد مى‌شود، و به‌مدت چند هفته سطح آن ثابت مى‌ماند و سپس در طى چند سال به آهستگى کاهش مى‌يابد. اين موضوع نشان مى‌دهد که چرا تزريق واکسن‌هاى يادآور اهميت فوق‌العاده‌اى دارند.


IgA سرمى که نقش آن هنوز روشن نشده است هرگز به سطوح خيلى بالا در خون نمى‌‌‌رسد. برعکس ‌IgA موضعى که به‌وسيله غشاهاى مخاطى مختلف ترشح مى‌شود، نقش اساسى را در محافظت عليه بيمارى‌هاى ويروسى بازى مى‌کند. اين امر در مورد واکسن فلج اطفال خوراکى سابين و نيز واکسن‌هائى که از طريق داخل بينى استعمال مى‌شوند، صدق مى‌کند.