Galton عنوان نيک‌زادگى را پيشنهاد داد با اين هدف که استعداد ژنتيکى جمعيت انسانى را بهبود بخشد. نيک‌زادگى هم جنبه منفى و هم جنبه مثبت دارد.

نيک‌زادگى منفى

هيتلر با کشتن افراد ضعيف و نقاص در پى بهبود نژاد آلمانى بود. و اين تعبيرى از نيک‌زادگى منفى است. اما هيچ‌کس در دنياى امروز چنين اقدامى را براى بهبود نژاد انسان تائيد نمى‌کند.


از طرف ديگر اگر مردمى که از بيمارى‌هاى ارثى شديد رنج مى‌برند عقيم شوند و يا از داشتن فرزند محروم گردند، هيچ اعتراضى به ازدواج اين افراد نخواهد شد. هدف نيک‌زادگى منفي، کم کردن ميزان بيمارى‌ها و ناتوانى‌هاى ارثى در جامعه، تا پائين‌ترين سطح ممکن، مى‌باشد. به‌هرحال بايد از خود پرسيد، نيک‌زادگى منفى تا چه حد مى‌تواند براى ريشه‌کن کردن نقايص ژنتيکى مؤثر باشد؟ پاسخ ساده‌اى که مى‌توان به اين سؤال داد اين است که، على‌رغم عقيم‌سازى در قالب نيک‌زادگي، بازهم موارد جديدى از بيمارى‌هاى ژنتيکى بروز خواهند کرد، هم به‌دليل جهش‌هاى جديدى که ممکن است رخ دهد و هم به‌خاطر ازدواج حاملين مخفى ژن‌هاى مغلوب و معيوب (هتروزيگوت‌ها). مع‌هذا، مى‌توان اميدوار بود که با پياده کردن اقدامات نيک‌زادگي، تا حدى از ميزان بيمارى‌هاى ژنتيکى کاسته شود.

نيک‌زادگى مثبت

نيک‌زادگى مثبت نسبت به نيک‌زادگى منفى بسيار بلندپروازانه است. در اينجا سعى بر اين است، که افرادى که ژنوتيپ مطلوبى دارند، براى به‌دست گرفتن زاد و ولدها، تشويق شده تا از اين طريق بتوان ترکيب ژنتيکى جمعيتى را بهبود بخشيد. در حال حاضر نيک‌زادگى مثبت کاربرد کمى دارد. به حقيقت پيوستن نيک‌زادگى مثبت به دو دليل مشکل است:


۱. بسيارى از صفات ارزشمند از نظر اجتماع، يا به‌عبارت ديگر، هوش و خصوصيات مثبت ظاهري، به همان سادگى که براى گروه‌هاى خونى گفته شد، به ارث نمى‌رسند، اگرچه بخشى از آنها از عوامل زيستى شناختى معين مى‌کند. چنين صفاتى مشخصه‌هاى پيچيده و چند عاملى دارند، چه محيطى چه ژنتيکي. بنابراين مشکل مى‌توان انتظار داشت که نيک‌زادگى مثبت نتايج روشن و مستقيمى داشته باشد.


۲. ما نمى‌توانيم مشخص کنيم که کدام‌يک از ژن‌هاى ما، به بچه‌هاى ما منتقل مى‌شود.