مربوط بودن (Relevance)

مربوط بودن يا بايسته بودن، به مناسب بودن خدمات و اينکه آيا اصلاً مورد نياز بوده‌اند يا خير مى‌پردازد. اگر نيازى وجود نداشته باشد، ارائه خدمات، ارزشى نخواهد داشت. مثلاً، واکسيناسيون عليه آبله، امروزه کارى بيهوده است زيرا اين بيمارى ريشه‌کن شده است

کفايت (Adequacy)

کفايت بيان مى‌کند که آيا توجه کافى به فعاليت‌هاى از پيش تعيين شده صورت گرفته است يا نه. براى مثال اگر به حجم کار و اهداف مورد نظر توجه نشده باشد، ممکن است نيروى انسانى اختصاص يافته براى انجام همان کار را ناکافى گزارش کنيم.

دسترسى (Accessibility)

تعيين‌کننده نسبتى از کل جمعيت است که انتظار مى‌رود به تسهيلات يا خدماتى خاص دسترسى يابند. موانع دسترسى ممکن است فيزيک باشند (مثل مسافت، سفر، زمان)؛ ممکن است اقتصادى باشند (مثل هزينه‌هاى سفر، هزينه پرداختي)، يا اجتماعى و فرهنگى باشند (مثل موانع مذهبى يا زبانى).

مقبوليت (Acceptability)

خدمات ممکن است در دسترس باشند اما مورد قبول نباشند مثل عقيم‌سازى مردان، معاينه براى سرطان روده بزرگ.

اثربخشى (Effectiveness)

بيانگر اين است که مسئله مورد نظر تا چه حدى پيشگيرى شده يا تغيير يافته است. بنابر اين اثربخشى تعيين مى‌کند که اهداف و مقاصد از پيش تعيين شده برنامه، خدمات يا مؤسسات تا چه حد به‌دست آمده‌اند. در صورت امکان اثربخشى بايد در قالب منافع بهداشتي، کاهش مشکلات، يا بهبود شرايط نامساعد بهداشتى بيان شود. حد نهايت اثربخشى کاهش ميزان مرگ و مير است.

کارآئى (Efficiency)

کارآئى چگونگى صرف منابع موجود (پول، انسان، مواد و زمان) را براى دست‌يابى به اثربخشى از پيش تعيين شده اندازه‌گيرى مى‌کند. نمونه‌هاى زير منظور را به خوبى روشن خواهند نمود: ميزان واکسيانسيون انجام شده در يک سال در مقايسه با ميزانى از پيش پذيرفته شده، درصد اشغال تخت بيمارستاني، هزينه روزانه بيمارستان، هزينه‌هاى درمانى هر بيمار و غيره.