پزشکى اجتماعى در درجهٔ اول يک تخصص اروپائى است، و نخستين بار در اواخر سدهٔ نوزدهم توسط پيشگامانى مانند نيومان (Neumann) در سال ۱۸۴۷ و ويرشو در سال ۱۸۴۸ بذر آن پاشيده شد، ولى نظرات آنان بسيار جلوتر از زمان آنها بود و فرضيهٔ ميکروبى ايجاد بيمارى و کشفيات ميکروب‌شناسى از گسترش اين آرمان‌ها جلوگيرى کرد.


در سال ۱۹۱۱ مفهوم پزشکى اجتماعى توسط آلفرد گروتجان (A.Grothjahn) در سال‌هاى ۱۸۶۹ - ۱۹۳۱ اهل برلين دوباره احياء شد، نامبرده بر اهميت عوامل اجتماعى در سبب‌شناسى بيمارى تأکيد و آن را آسيب‌شناسى اجتماعي ناميدند. در سال ۱۹۱۲ رنه‌ساند (Rene Sand)، انجمن پزشکى اجتماعى بلژيک را بنيان نهاد. پيشرفت‌هائى که در زمينهٔ علوم اجتماعى به‌دست آمد (مانند جامعه‌شناسي، روانشناسى و انسان‌شناسي) بار ديگر نشان داد که انسان تنها يک جانور زيست‌شناختى نيست بلکه يک موجود اجتماعى است و بيمارى علل اجتماعي، پى‌آمدهاى اجتماعي، و درمان اجتماعى دارد آرمان‌هاى پزشکى اجتماعى در کشورهاى ديگر هم انتشار يافت. آقاى جان ريل (J.Ryle) و گروه او در انگلستان تحت تأثير اين آرمان‌ها قرار گرفته و به پزشکى اجتماعى به‌عنوان تکامل پزشکى نگريستند و نظريهٔ پزشکى اجتماعى را در آن کشور ترويج کردند. يک کرسى پزشکى اجتماعى در سال ۱۹۴۲ در دانشگاه آکسفورد ايجاد شد و به‌دنبال آن دانشگاه‌هاى ديگر انگلستان هم کرسى‌هاى ديگرى به آن اختصاص دادند.


پزشکى اجتماعى همان‌طور که از نام آن پيدا مى‌باشد معانى گوناگون دارد. از نظر لغوى پزشکى اجتماعى عبارت است از مطالعهٔ انسان به‌عنوان يک موجود اجتماعى در کليّيت محيط زيست او، و توجه آن بر سلامت تمامى جامعه به‌عنوان يک واحد است. پروفسور (Crew) به شايستگى اعلام داشته که پزشکى اجتماعى بر دو ستون قرار گرفته است: پزشکى و جامعه‌شناسي. دانشمندان ديگر مى‌گويند که از پيوند جامعه‌شناسى با بهداشت عمومى پزشکى اجتماعى حاصل شده است. ماک‌ کئون (Mc.Keown) مى‌گويد: با کاربرد کنوني، پزشکى اجتماعى دو معنى دارد يک معناى گسترده و نامشخص و معناى ديگر محدود و دقيق. پزشکى اجتماعى به‌مفهوم گسترده عبارت است از بيان سنّت بشردوستى در پزشکي، و مردم آن را بدون هر گونه تفسير متناقض با آرزوها و علايق خود مى‌خوانند و بنابراين مى‌توان آن را مراقبت از بيماران، پيشگيرى از بيماري، اداره کردن خدمات پزشکى - و در واقع تقريباً داراى هر گونه موضوع در زمينهٔ گستردهٔ سلامت و بهزيستى - شناخت. ولى مفهوم دقيق‌تر و محدودتر پزشکى اجتماعى متوجه انبوهى آگاهى‌هاى دربردارندهٔ همه‌گيرى‌شناسى و بررسى نيازهاى پزشکى يا مراقبت پزشکى اجتماعى است.


خلاصه آنکه پزشکى اجتماعى شاخهٔ تازه‌اى از پزشکى نيست بلکه تنها نگرش نوين پزشکى به نيازهاى در حال دگرگونى انسان و جامعه است و بر ارتباط قوى بين پزشکى و علوم اجتماعى تأکيد مى‌کند. بدون ترديد برترى پزشکى اجتماعى مربوط به استفاده از روش‌هاى اپيدميولوژى و به‌کار بردن آنها در بررسى بيمارى‌ها بوده است. پزشکى اجتماعى در ارتباطى بارور با علوم اجتماعى و آمار است تا بتواند نقش عوامل اجتماعى را در سبب‌شناسى بيمارى‌ها روشن سازد. اين پيشرفت‌ها نشان‌دهندهٔ پيشنهاد مؤکد براى گسترش مفهوم پزشکى است. با وجود اين پزشکى اجتماعى چون تقريباً از خدمت به جهان جدا و بيشتر به بررسى‌هاى دانشگاهى خدمات بهداشتى و بيمارى‌هاى مزمن محدود‌ مانده است، مورد انتقاد قرار مى‌گيرد.