پزشکى پيشگيرى به‌عنوان شاخه‌اى از پزشکي، متمايز از بهداشت عمومى به‌وجود آمد. برابر تعريف پزشکى پيشگيرى براى مردم سالم به‌کار مى‌رود و به‌طور معمول وسيلهٔ اعمالى انجام مى‌گيرد که تعداد زيادى از افراد را شامل مى‌شود و هدف نخستين آن پيشگيرى از بيمارى و ارتقاء بهداشت است.


نخستين پيروزى‌هاى پزشکى پيشگيرى در زمينهٔ واکسن‌هاى ميکروبى و آنتى‌سرم‌ها بود که در اوايل سدهٔ بيستم منجر به غلبه بر طيف گسترده‌اى از بيمارى‌هاى اختصاصى شد. ابتلاء و ميرائى از بيمارى‌هاى ديفتري، کزاز، حصبه و بيمارى‌هاى ديگر کاهش يافت، سپس با تهيهٔ ويروس‌هاى کشت شده در بافت، واکسن‌هاى ضد ويروسى - مانند واکسن فلج‌اطفال (۱۹۶۰ - ۱۹۵۵) هم ساخته ‌شد. ريشه‌کنى بيمارى آبلهٔ انسانى (که آخرين مورد آن در سال ۱۹۷۷ در کشور سومالى روى داد) يکى از بزرگ‌ترين پيروزى‌هاى پزشکى پيشگيرى در روزگار ما است. پژوهش براى يافتن واکسن‌هاى بهتر و تازه‌تر (مثلاً عليه بيمار مالاريا، جذام، سيفليس و ديگر بيمارى‌هاى انگلى و حتى سرطان و ايدز) هم‌چنان ادامه دارد.


پزشکى پيشگيرى تنها به ايمن‌سازى و قرنطينه محدود نشد بلکه پيشرفت در زمينهٔ تغذيه بُعد تازه‌اى به آن افزود، براى مبارزه با کمبودهاى خاص - مثلاً براى کورى ناشى از تغذيه و اختلالات ناشى از کمبود يد - راهبردهاى تازه‌اى به‌وجود آمد. با شناسائى نقش ويتامين‌ها مواد معدني، پروتئين‌ها و ديگر مواد مغذى - و در اين اواخر اليافِ گياهيِ رژيم غذائى بر جزء تغذيه‌اى پزشکى پيشگيرى تأکيد مى‌شود.


يک فصل درخشان ديگر در پزشکى پيشگيرى کشف حشره‌کش‌هاى صناعى مانند HCH و DDT، و مالاتيون و ... است که دگرگونى‌هاى اساسى در تدبير عمليات در مبارزه با بيمارى‌هاى ناقل برد (Vector Borne) (مانند مالاريا، ليشمانيوز، طاعون و بيمارى‌هاى ريکتزيائي) به‌وجود آوردند، اين بيمارى‌ها مهم‌ترين دشوارى‌هاى بهداشتى سال‌هاى اخير در سراسر جهان بوده‌اند. على‌رغم بروز مقاومت در برابر حشره‌کش‌ها و رويدادهاى ناگوار زيست‌محيطى (مانند فاجعهٔ شهر بوپال در سال ۱۹۸۴ در هندوستان) هنوز هم نقش حشره‌کش‌هائى مانند DDT براى مبارزه با بيمارى‌ تغيير اساس نيافته است.


کشف داروهاى سولفاميدي، ضد مالاريائي، آنتى‌بيوتيک‌ها و داروهاى ضد سل و ضد جذام پزشکى پيشگيرى را غنى‌تر کرده است و پيشگيرى داروئى و درمان همگانى با دارو و ابزارهاى مهم پزشکى پيشگيرى شده‌اند. با افزايش مبارزه با بيمارى‌هاى عفونى به‌وسيلهٔ پيشگيرى و درمان، الگوى بيمارى‌ها در جامعه کم‌کم دگرگون شده و اينک مردم - و به‌خصوص مردم کشورهاى رو به پيشرفت - سال‌هاى بيشترى زندگى مى‌کنند. کم‌کم مفهوم تازه‌اى - به نام ريشه‌کنى بيمارى - شروع به شکل ‌گرفتن کرده، اين مفهوم در ريشه‌کنى بيمارى‌ آبله در انسان کاربرد آسان داشته و ريشه‌کنى چند بيمارى ديگر (مانند سرخک، کزاز، گواتر بومى و کرم بيمارى‌ پيوک يا کرم رشته (Dracunculiasis) هم در دست اقدام است.


پيشرفت قابل توجه ديگر در سدهٔ بيستم گسترش غربال‌گري براى تشخيص بيمارى‌ها در مرحلهٔ پيش از بروز نشانه‌هاى بالينى است. در سال‌هاى دههٔ ۱۹۳۰ دو آزمون که بيش از همه به کار گرفته مى‌شد آزمون سرم‌شناختى خون از نظر سيفليس و پرتونگارى قفسه‌سينه (Chest X Ray) براى سل بود. همراه با افزايش تعداد آزمون‌هاى غربال‌گري، مفهوم غربال‌گرى براى بيمارى‌ها به‌صورت انفرادى در اوايل سال‌هاى دههٔ ۱۹۵۰ وارد عرصه جديد غربا‌ل‌گرى چند مرحله‌اى شد. و على‌رغم اين واقعيت که سودمندى غربال‌گرى در سال‌هاى اخير روزبه‌روز بيشتر مورد مناظره و مباحثه بوده، باز هم غربال‌گرى در بين افراد به‌ ظاهر سالم هم‌چنان بخش مهمى از پزشکى پيشگيرى را تشکيل مى‌دهد.


يک شاخهٔ جوان غربال‌گرى شناسائى عوامل خطر و اشخاص در معرض خطر شديد به‌وسيلهٔ غربال‌گرى است چون عليه بيمارى‌هاى مزمن اسلحهٔ اختصاصى در دست نيست غربال‌گرى و مراقبت منظم در تشخيص زودرس بيمارى‌هائى مانند سرطان، ديابت، روماتيسم و بيمارى‌هاى قلبى عروقى - يعنى بيمارى‌هاى تمدن - جاى مهمى به‌دست آورده است.


هم‌اينک پزشکى پيشگيرى رو در روى دشوارى انفجار جمعيت در کشورهاى رو به پيشرفت است. در اين کشورها اضافه رشد جمعيت سبب مشکلات اجتماعي، اقتصادي، سياسى و زيست‌محيطى مى‌شود. اين هم نوعى ديگر از پيشگيرى است، يعنى پيشگيرى‌اى که يک بسيج همگانى را مى‌طلبد تا سود آن به نسل حاضر و نسل آينده برسد. در نتيجه پژوهش‌ در بارورى انسان و فن‌شناسى پيشگيرى از باردارى شتاب بسيار به‌دست آورده است.


مشاورهٔ ژنتيک هم جنبهٔ ديگرى از مشکلات جمعيتى است که توجه را به خود جلب کرده است.


پزشکى پيشگيرى تبديل به يک کانون رشد پزشکى شده است. پيشرفت‌هائى که در زمينهٔ درمان به‌دست آمده به هيچ روى نياز به مراقبت‌هاى پيشگيرى و يا سودمندى آنها را کم نکرده و هنوز هم تدابير پيشگيرى نه تنها در بيمارى‌هاى مزمن، استحاله‌اى (Degeneratif) و ارثى بلکه در دشوارى‌هاى مربوط به سالخو‌ردگى هم کاربرد دارد. در واقع علم پزشکى هر چه بيشتر پيشرفت مى‌کند، کارهاى پزشکى ماهيت پيشگيرى بيشترى مى‌يابند. پديد ‌آمدن رشته‌هاى پيشگيرى بيمارى‌هاى کودکان، سالخوردگان و پيشگيرى از بيمارى‌هاى قلبى بازتاب روند‌هاى تازه‌تر در حيطهٔ پزشکى پيشگيرى است.


پيشرفت‌هاى علمي، بهبود استانداردهاى زندگى و آموزش کامل‌تر عامهٔ مردم راه‌هاى تازه‌اى براى پيشگيرى گشوده‌اند:


اينک براى کارهاى پيشگيرى سه سطح شناسايى شده:


- پيشگيرى اوليه، که بر پيشگيرى از بيمارى در اشخاص سالم توجه دارد.


- پيشگيرى ثانويه، که با توجه بر کسانى که بيمارى در آنها روى داده است.


- پيشگيرى ثالثه يا نوع سوم که براى کاستن از شيوع ناتوانى‌هاى مزمن پس از بيمارى به‌کار مى‌رود. دامنهٔ پزشکى پيشگيرى نوين را چنين تعريف کرده‌اند: علم و هنر ارتقاء بهداشت، پيشگيرى از بيماري، محدود کردن ناتواني، و بازتواني. که بيشتر دال بر روياروئى مشخصى بين فرد و متخصص بهداشت است تا بهداشت عمومي. و در مجموع پزشکى پيشگيرى نوعى پزشکى اشتراکى است.