بيشتر کارگران صنايع، بيش از هر مادهٔ سمّى ديگر در مواجهه با سرب هستند. به‌علت ويژگى‌هاى سرب، اين فلز در انواع گوناگون صنايع به‌کار مى‌رود. ويژگى‌‌هاى سرب عبارتند از:


۱قطهٔ جوش آن پائين است؛


۲ه آسانى با فلزهاى ديگر مخلوط مى‌شود و آلياژ ايجاد مى‌کند؛


۳ه آسانى اکسيده مى‌شود؛


۴د خوردگى فلز است. همهٔ ترکيب‌هاى سرب سمى هستند.


زيان‌آورترين ترکيبات آن عبارتند از: آرسنات سرب، اکسيد سرب و کربنات سرب، و کم‌خطرترين ترکيب آن سولفيد سرب است.


- مصارف صنعتى سرب:

در بيش از دويست صنعت سرب به‌کار مى‌رود، از جمله در ساختن باترى (انبارهٔ برق)، شيشه‌سازي، کشتى‌سازي، چاپ و کوزه‌گري، لاستيک‌سازى و ...


- منابع غيرشغلى سرب:

مهم‌ترين منبع زيست محيطى (غيرشغلي) مواجهه با سرب بنزين است. در هر سال هزاران تن سرب از خودروها خارج مى‌شود. سرب يکى از فلزهاى کمياب است که در محيط زيست به فراوانى وجود دارد. مواجهه با سرب از راه آشاميدن آبى که به‌وسيلهٔ لوله‌هاى سربى منتقل مى‌شود ممکن است روى دهد. جويدن رنگ‌هاى سرب‌دار درگاه پنجره‌ها يا اسباب‌‌بازى‌ها توسط کودکان هم يک راه مواجهه با سرب است.


- راه جذب سرب:

مسموميت با سرب به يکى از سه راه روى مى‌دهد؛ به‌شرح ذيل:


الف - راه استنشاق، بيشتر موارد مسموميت سرب در صنعت به‌علت استنشاق بخار و غبارهاى سرب يا ترکيبات آن است.


ب - خوردن، مسموميت از سرب از راه خوردن کمتر روى مى‌دهد. مقادير ناچيز سرب که در دستگاه تنفسى فوقانى گير افتاده باشند ممکن است خورده شوند. خوردن سرب از راه خوردن و آشاميدن با دست‌هاى آلوده هم ممکن است اتفاق بيافتد.


ج - راه پوست، جذب از راه پوست تنها در صورت مواجهه با ترکيب‌هاى آلى سرب ممکن است روى دهد، (به‌خصوص تترا اتيل سرب). ترکيب‌هاى غيرآلى سرب از راه پوست جذب نمى‌شوند.


- ميزان ذخيرهٔ سرب در بدن:

به‌طور متوسط در بدن اشخاص بالغ جامعه ۱۵۰ تا ۴۰۰ ميلى‌گرم سرب انبار مى‌شود. سطح سرب در خون نزديک به ۲۵ ميکروگرم در صد ميلى‌ليتر است.


اگر مقدار سرب خون به ۷۰ ميکروگرم در صد ميلى‌ليتر برسد به‌طور معمول نشانه‌هاى بالينى به همراه دارد. اشخاص بالغ عادى نزديک به دو دهم تا سه دهم ميلى‌گرم سرب در هر روز مى‌خورند که بخش بزرگى از آن از راه غذا و نوشابه‌ها است.


- توزيع سرب در بدن:

نود درصد سرب خورده شده از راه مدفوع دفع مى‌شود و سرب جذب شده از راه روده به جريان خون مى‌رود و نود و پنج درصد آن به گويچه‌هاى سرخ وارد مى‌شود و از اين‌ راه به کبد و کليه رفته و در پايان به استخوان‌ها مى‌رسد و در آنجا با ديگر مواد معدنى آزاد مى‌شود، با آنکه گمان مى‌رود مغز استخوان از نظر سوخت و ساز غيرفعال باشد ولى در شرايط تحليل رفتن استخوان ممکن است مقدارى از سرب دوباره به بافت‌هاى نرم برود. به‌احتمال اثر سمى سرب از راه ترکيب شدن با گروه‌هاى SH لازم براى بعضى آنزيم‌ها عمل مى‌کند. به‌عنوان مثال بعضى آنزيم‌هائى که در ساخته‌شدن پورفيرين و متابوليسم قندها دخالت مى‌کنند. سرب بر تراوش‌پذيرى بعضى پرده‌ها اثر مى‌کنند و نشت پتاسيم در گويچه‌هاى سرخى که با سرب مواجهه بوده‌اند مشاهده شده است.


- نشانه‌هاى بالينى مسموميت از سرب:

نشانه‌هاى بالينى اين نوع از مسموميت (Plumbism) در مواجهه با سرب آلى و معدنى متفاوت است. اثرات سمى مواجهه با سرب معدنى به‌صورت قولنج‌هاى شکمي، يبوست سخت، کم شدن اشتها، وجود خط آبى در کام، نقطه‌دار شدن گويچه‌هاى سرخ، کم‌خوني، مچ افتاده و پاى افتاده بروز مى‌کند. اثرهاى سمى مواجهه با ترکيب‌هاى آلى سرب بيشتر بر دستگاه اعصاب مرکزى است و به‌صورت: بى‌خوابي، سردرد، توهم رواني، هذيان و ... مى‌باشد.


- تشخيص:

تشخيص مسموميت از سرب بر پايهٔ توجه به نکات ذيل است:


۱. پيشينهٔ تماس با سرب؛


۲. منظرهٔ بالينى بيمارى مانند: کاهش اشتها، دردهاى شکمي، سردرد مستمر، ضعف، پيچش شکم، و يبوست، درد مفصل‌ها و ماهيچه‌ها، وجود خط آبى در کام، کم‌خونى و ...


۳. آزمون‌هاى آزمايشگاهي؛ مانند:


الف - وجود کوپروپورفيرين در ادرار، (CPU) - اندازه‌گيرى CPU يک آزمون غربال‌گرى سودمند است. در کسانى که با سرب مواجهه نشده باشند مقدار آن کمتر از ۱۵۰ ميکروگرم در ليتر است؛


ب - وجود آمينولوولينک اسيد در ادرار (ALAU)، که اگر مقدار آن از ۵ ميلى‌گرم در ليتر بيشتر باشد نشانهٔ آشکار جذب سرب است؛


ج - اندازه‌گيرى مقدار سرب خون و ادرار؛ اين کار مستلزم فنون آزمايشگاهى دقيق است و نشان‌گرهاى کمّى مواجهه را به‌دست مى‌دهد. اگر مقدار سرب در ادرار بيش از هشت‌دهم ميلى‌گرم در ليتر باشد (مقدار عادى آن دو دهم تا هشت دهم ميلى‌گرم است) نشانه‌ٔ مواجهه با سرب و جذب آن توسط بدن است. سطح سرب خون اگر هفتاد ميکروگرم در صد ميلى‌ليتر باشد با نشانه‌هاى بالينى همراه است؛


د - وجود نقطه‌هاى بازوفيل در گويچه‌هاى سرخ خون هم يک پارامتر حساس و نشانهٔ پاسخ خون‌شناختى است.


- تدابير پيشگيرى از مسموميت سرب:

۱. جانشين‌سازي: در هرجا که ممکن باشد بايد به جاى ترکيب‌هاى سرب مواد کمتر سمّى به‌کار گرفته شود.


۲. جداسازي: همهٔ فرآيندهائى که منجر به تراکم غبار سرب يا بخار آن در حد زيان‌آور باشد بايست محصور و جدا شوند.


۳. تهويهٔ محلي: يک دستگاه تهويهٔ محلى براى بيرون راندن بخارها و غبارهاى سرب بايد تعبيه شود که آنها را به موقع و به اندازهٔ کافى بيرون براند.


۴. ايمنى فردي: بايد با رسپيراتورهاى مطمئن کارگران حفاظت شوند.


۵. تدابير خانه‌دارى مناسب: در هر جا که غبار سرب وجود دارد تدابير نظافت خانه‌دارى ضرورى است. بايد کف‌ها، نيمکت‌ها و ماشين‌ها با اسباب‌هاى نم‌دار تميز نگاه‌دارى شوند.


۶. جوّ محل کار: بايد تراکم سرب در جوّ محل کار در حد کمتر از ۲ ميلى‌گرم در ده متر مکعب هوا باشد. اين مقدار حد مجاز يا مقدار آستانهٔ سرب است.


۷. معاينه‌هاى دوره‌اى کارگران: بايد همهٔ کارگران به صورت دوره‌اى معاينه شوند و آزمايش شناسائى سرب در ادرار و خون، شمارش گويچه‌هاى سرخ، تغيين مقدار هموگلوبين و آزمون کوپروپورفيرين ادرار بايد به‌طور متناسب انجام شود. شمارش گويچه‌هاى سرخ داراى نقطه‌هاى بازوفيل هم مى‌توان انجام داد. يک کميتهٔ کارشناسى ‌W.H.O اعلام داشته که در موارد مواجهه با سرب، متوسط مقدار سرب در خون چندان مهم نيست بلکه تعداد کسانى که سطح سرب در خون آنها از مقدار معينى بيشتر شود، (مثلاً هفتاد ميکروگرم در ليتر) و يا کسانى که مقدار ALAU از ده ميلى‌گرم در ليتر تجاوز کند، اهميت دارد.


۸. بهداشت فردي: شستن دست‌ها پيش از خوردن غذا يک اقدام مهم بهداشت فردى است. بايد تسهيلات کافى براى شستشو در کارخانه‌ها فراهم باشد، و خوددارى از خوردن غذا در محل کار ضرورى است.


۹. آموزش بهداشت: بايد خطرهاى مربوط به سرب و تدابير ايمنى فردى به کارگران آموزش داده شود.


- درمان:

اهداف عمده در چاره‌جوئى براى مسموميت از سر عبارت است از: پيشگيرى از جذب بعدى سرب، برداشتن سرب از بافت‌هاى نرم، و پيشگيرى از رويداد دوباره، شناسائى زودرس موارد به جلوگيرى از مواجههٔ بيشتر کمک مى‌کند. سرب جذب نشده در روده را مى‌توان با دادن يک مسهل نمکى به بيمار از بين برد. استفاده از پنى‌سيلينامين هم مؤثر گزارش شده است زيرا اين هم مانند Ca-EDTA يک عامل برگيرندهٔ فلزات سنگين (Chelating) است و دفع سرب از ادرار را افزايش مى‌دهد.