چون هميشه اين امکان براى ما وجود ندارد که با همهٔ افراد محيط خود مدت طولانى معاشر باشيم و خوى ذاتى خود را آن‌طور که هست به آنان نشان دهيم، لذا قضاوت‌هاى اين افراد دربارهٔ ما اغلب از روى ظاهرمان صورت مى‌گيرد. بدين‌ ترتيب چه غلط و چه درست، ظاهر هر کس در نحوهٔ قضاوت مردم دربارهٔ او مؤثر مى‌افتد پس چه بهتر که به آراستگى ظاهرى توجه شود.


ظاهر آراسته به درست ايستادن، درست را‌ه‌رفتن، تميز بودن لباس و متناسب بودن آن بستگى دارد. در عين حال پاکيزگى پوست، موها، دندان‌ها و ساير اعضاى بدن نيز در اين ميان اهميتى به‌سزا دارد چون بى‌توجهى به آنها سبب بروز بيمارى‌هاى مختلفى مى‌شود که اگر هم واگير نباشند، لااقل سبب دور شدن مردم از ما خواهند بود.


دقت و توجهى که هر شخصى در نگهدارى سلامت و بهداشت خود مصروف مى‌دارد بستگى به ميزان ارجى دارد که براى اين موضوع قائل است.


انسان اغلب تا هنگامى که از سلامت کامل برخوردار است معمولاً کمتر به موضوع سلامتى توجه داشته و نسبت به اهميت آن بى‌تفاوت مى‌باشد و چشمان او بيشتر متوجه ساير مسائل و مقاصد زندگى است. فقط هنگامى فرصت پيدا مى‌کند به ارزش واقعى آن پى ببرد که در چنگال بيمارى اسير گردد. در اين موقع است که براى اعادهٔ سلامت خود تقلا و تلاش نموده و با خود مى‌گويد ”راستى سلامتى مهم‌ترين نعمتى است که در زندگى نصيب بشر شده است“ و اين همان کسى است که تا قبل از ابتلاء به بيمارى کمترين توجهى به سلامت و بهداشت خود نداشت.


آرى انسان تا چيزى را از دست ندهد به ارزش واقعى آن پى نخواهد برد به عبارت ساده‌تر از دست دادن آن چيز سبب مى‌شود که چشم انسان نسبت به اهميت و ارزش آن بازتر شود. عده‌اى از مردم تصور مى‌کنند که وقتى در شخص علائم بيمارى خاصى پيدا نباشد سالم بوده و بهداشت وى رعايت شده است. بدين لحاظ مبناى ارزشيابى بهداشتى را تنها در سالم بودن مى‌دانند. البته سلامت متضمن بيمار نبودن هست ولى سلام بودن چيزى بيشتر از بيمار نبودن است. يک لحظه به جوابى که به احوال‌پرسى ديگران مى‌دهيد فکر کنيد وقتى کسى از شما مى‌پرسد ”حال شما چطور است“ قبل از جواب دادن چه فکرى مى‌کنيد؟ آيا گفتن کلمهٔ ”خوبم“ به اين معنى است که در بدن خود دردى احساس نمى‌کنيد و بيمار نيستيد؟ يا آن که منظور شما اين است که يک ”شماي“ ديگر هم علاوه بر بدنتان وجود دارد که خوشحال، راضى و خوب است، اگر چنين است پس وجود شما ترکيبى از تن و روان شما است که به هم وابستگى دارند و سلامت يکى در سلامت ديگرى مؤثر است. به‌عبارت ساده‌تر تأمين بهداشت با حفظ سلامت و بهداشت تن و روان تواماً عايد مى‌گردد و عدم ابتلاء به بيمارى يا ناتوانى و نقص عضو دليل بر سلامت و بهداشت نيست بلکه سلامت روانى نيز همراه با سلامت جسمى در تکميل بهداشت بايد منظور گردد.


در مقابل کسانى که نسبت به مسائل بهداشت بيگانه بوده و يا توجه کمترى به آن دارند، افرادى نيز وجود دارند که نهايت دقت در بهداشت خود به‌عمل مى‌آورند. اين افراد داراى قدرت و کارآئى بيشترى بوده، خوب مى‌انديشند و با حوصله زياد و رفتار پسنديده با ديگران معاشرت مى‌نمايند. شما علائم سلامت کامل را در چهره و رفتار آنها به‌خوبى تشخيص مى‌دهيد. تمامى اعضاى بدن آنان داراى شرايطى است که لازمه يک فرد سالم مى‌باشد و سلامتى را در گفتار و کردار اين افراد که با قدرت، پرحوصله، خوش‌رو و شاد هستند مى‌توان تشخيص داد.


براى داشتن بهداشت خوب هر کس بايستى به مقياسات زير توجه نموده و در مورد هر يک رعايت اصول مربوطه را بنمايد:


۱. نظافت و بهداشت اعضاى بدن


۲. تغذيه و بهداشت مواد غذايي


۳. خواب و استراحت


۴. ورزش و تفريح


۵. عدم اعتياد به مخدرات و محرکات


۶. مراقبت‌هاى پزشکي


۷. توجه کافى به مسائل بهداشت رواني


علاوه بر معيارهاى فوق، يک سرى مسائل بهداشتى نيز وجود دارند که بايد در محيط زيست انسان تأمين گردد تا موجبات بهزيستى جسمى و روانى و اجتماعى براى او فراهم شود. به‌عبارت ساده‌تر کنترل و مهار آن دسته از عوامل محيط که بر رشد، تکامل، تندرستى و بقاى انسان‌ها اثر سوء دارند در اين دسته از خدمات بهداشتى جاى گرفته‌اند.


از اهم اين خدمات مى‌توان به بهداشت آب و هوا، دفع بهداشتى فاضلاب، اقدامات بهداشتى مربوط به جمع‌آورى و دفع زباله، آموزش بهداشت و رفتار بهداشتي، پيشگيرى و کنترل بيمارى‌هاى واگير و مزمن، ارائه خدمات درمانى مطلوب و بهداشت مسکن اشاره نمود.


مسؤوليت انجام اين دسته از خدمات در اکثر موارد با دولت مى‌باشد که با بهره‌گيرى از نيروى انساني، خدمات مذکور را طرح‌ريزى و پياده مى‌نمايد. چون اجراى اين خدمات بستگى کامل به وضع اقتصادي، اجتماعي، فرهنگى و غيره دارد، لذا نحوهٔ اجراى آن در تمام ممالک يکسان نبوده و اغلب کشورهاى عقب افتاده و در حال توسعه، به‌دلايلى نظير مشکلات مالى و فقدان نيروى متخصص، هنوز در سرويس‌دهى آنها توفيق کاملى نيافته‌اند.