”سيگار جنون“ را به‌ خاطر مى‌آوريد؟ قبل از سال ۱۹۶۰ تصور مى‌کرديم که تنها مرتاض‌هاى هندى و جنايتکاران سطح پائين حشيش مى‌کشند و اين طرز فکر کمتر در مورد ديگران وجود داشت. سپس در سال ۱۹۶۰ اين دارو مثل قارچ رشد کرد (با برخى تحريکات مغرضانه). در اين روزها غلظت مادهٔ تتراهيدروکانابينول در برگ‌هاى گل گياه شاهدانه احتمالاً ۵/۰ درصد بود و شايد چند ميليون تهيه سيگار حشيش مى‌شد.


زمان مسائل را در بيش از يک بعد تغيير مى‌دهد. با بهبود روش‌هاى کشت و با معجزه‌هاى ناشى از پيوند گياهان، حشيش‌هاى موجود در خيابان‌هاى آمريکا اغلب ۵ درصد تتراهيدروکانابينول (مادهٔ اصلى دگرگون‌کنندهٔ شعور در حشيش) دارد. اين ميزان کافى است که بعد از چند بار مصرف يک نوجوان (اکثر مصرف‌کنندگان) را در بى‌خبرى فرو برد. کشيدن حشيش در بين آمريکا‌ئى‌ها در سنين مدرسه به سطح همه‌گيرى رسيده است. يک بررسى که توسط انجمن ريهٔ آمريکا انجام شده، نشان داده است که تقريباً نيمى از کليه دانش‌آموزان کلاس هفتم تمايل مشابهى براى مصرف حشيش دارند. در کلاس نهم تقريباً ۷۰ درصد دانش‌آموزان تمايل مشابهى را گزارش کردند. اين روند براى مدت طولانى ادامه داشته است تا آنکه به ميزانى رسيده که به يک مشکل مهم اجتماعى تبديل شده است.


کودکان همچنين آسيب‌پذيرترين افراد نسبت به بسيارى از آثار زيان‌آور اين ماده هستند. تعداد کمى از افراد نسبت به مشکل‌ساز بودن مصرف گاه‌به‌گاه اين ماده توسط بالغان مجادله مى‌کنند. در واقع برخلاف خطرهاى الکل، عوارض حشيش را در اکثر مصرف‌کنندگان بزرگسال مى‌توان با جوشانده‌هاى گياهى مقايسه کرد، ولى اين مسئله در بچه‌ها صادق نيست.

آسيب ريوى

دود ناشى از سوختن حشيش حاوى متجاوز از ۲۰۰۰ ترکيب شيميائى است که شامل بنزپيرين و بزانتراسن (به‌عنوان عامل ايجاد سرطان شناخته شده‌اند)، وَاَستن، استالائيد، و اسيد هيدروسيانيک و محرک‌هاى رايج ريه، است. از اين گذشته غلظت اين مواد به‌طور قابل توجهى بيشتر از دود توتون است. از نظر تحريک ريه مصرف يک سيگار حاوى حشيش معادل يک بسته سيگار است. کشيدن حشيش هر روز به‌ مدت پنج سال يا بيشتر، انواعى از آسيب‌هاى ريوى را سبب مى‌شود که کشيدن توتون در عرض ۱۰ تا ۱۵ سال ايجاد مى‌کند. اين آسيب‌ مشابه ضايعاتى است که در افراد مبتلا به التهاب نايژه مزمن، آمفيزم، و سرطان ريه بروز مى‌کند. اگرچه ارتباط قاطعى بين مصرف حشيش و سرطان ريه نشان داده شده است ولى تصور مى‌شود که اين دو عارضه همراه با هم وجود دارند. از اينها گذاشته ۴۰ سال طول کشيد که خطر کشيدن طولانى‌مدت توتون به‌طور کامل نشان داده شود.

آثار مغزى

حشيش داراى آثار کوتاه‌مدت و درازمدت روى مغز است. آثار کوتاه‌مدت شامل مسموميت حاد است. اختلالات واضح در حافظه، تکلم، قوهٔ استدلال، حل مسائل، يادگيرى و مهارت‌هاى حرکتى وجود دارد. برخى از کسانى که حشيش مى‌کشند دچار واکنش‌هاى حاد اضطرابى شامل حالت‌هاى بدگمانى و ترس غيرعادى مى‌شوند. کسانى که اين ماده را به‌طور طولانى‌مدت مصرف کرده‌اند اغلب به آن وابسته مى‌شوند (اگرچه تصور مى‌شود که اين دارو اعتياد جسمانى ايجاد نمى‌کند) و اين افراد اغلب دچار بى‌تفاوتى و از دست دادن قدرت مى‌شوند. شما از افرادى که قسمت عمدهٔ ساعات بيدارى خود را با حالت بى‌تفاوتى سپرى مى‌کنند چه انتظارى داريد؟ آنها مسلماً بدون اين دارو احساس رضايت کامل نمى‌کنند.


حشيش نيز مانند الکل در هماهنگى بين دست و چشم و حرکات ظريف اختلال ايجاد مى‌کند. آزمايش روى راننده‌هائى که دچار مسموميت با حشيش شده‌اند نشان مى‌دهد که توانائى رانندگى آنها مختل مى‌شود. با اين حال وقتى از آنها سؤال شود، اظهار مى‌کنند که ميزان مهارت آنها بيشتر شده است.


آمار نشان مى‌دهد که مصرف‌کنندگان حشيش بسيار بيشتر مستعد کشيدن توتون، مصرف الکل و کوکائين هستند. چون الکل و حشيش اثر يکديگر را تقويت مى‌کنند، مصرف توأم آنها به ميزان زيادى خطر بروز فاجعهٔ رانندگى را افزايش مى‌دهد.

آثار قلبى

حشيش ضربان قلب را افزايش مى‌دهد و عرضهٔ اکسيژن به عضلات قلب را مى‌کاهد. اين موضوع ممکن است در افراد سالم عواقب ناچيزى داشته باشد، ولى در افراد مبتلا به بيمارى قلبى اين مسئله ممکن است واقعاً خطرناک باشد.

آثار ديگر

حشيش در زنان باعث افزايش ناهنجارى‌هاى دوران قاعدگى و اختلال در تخمک‌گذارى مى‌شود. حشيش در مردان توليد اسپرم، تحرک اسپرم، و سطح هورمون‌هاى مردانه را کاهش مى‌دهد.


چون تتراهيدورکانابينول از جفت عبور مى‌کند، به ‌سرعت به جنين مى‌رسد. شواهد چندى وجود دارد. که نشان مى‌دهد حشيش به بروز نقايص مادرزادي، زايمان‌هاى زودرس، و سقط خودبه‌خودى کمک مى‌کند.

عوارض روانى

يک خطر واقعى به‌ويژه در ميان نوجوانان اين است که مصرف منظم حشيش منجربه مشکلات اجتماعى و ناسازگارى آنان مى‌شود. مردان و زنان جوانى که اوقات خود را در گمراهى مى‌گذرانند، از لحاظ ذهنى براى ساير تجارب زندگى (تفريح، مطالعه، تکامل اخلاقى و رفتارى و غيره) آمادگى ندارند. جوانان مى‌توانند از برخى از اين موارد صرف‌نظر کنند ولى با گذشت زمان اين مسائل گريبانگير آنان خواهد شد. آنها شکست خورده هستند. آنها از نظر خود و ديگران بازنده‌ هستند. وقتى اين حادثه پيش آيد، خسارت وارد شده بر جامعه غيرقابل اندازه‌گيرى است. خوانندهٔ عزيز به‌خاطر خودتان و به‌ خاطر تأثيرات رفتارى و الگوئى که براى افراد مورد علاقه خود و افرادى که شما را دوست دارند، مى‌سازيد، اين موضوع را درک کنيد.