تعاريف و موجبات قصاص عضو

مادهٔ ۲۶۹

قطع عضو و يا جرح آن اگر عمدى باشد موجب قصاص است و حسب مورد مجنى‌عليه مى‌تواند با اذن ولى امر جانى را با شرايطى که ذکر خواهد شد قصاص نمايد.


تبصرهٔ ۱:

مجازات معاون جرم موضوع اين ماده سه ماه حبس تا يک سال است.


تبصرهٔ ۲:

در مورد اين جرم چنانچه شاکى نداشته و يا شاکى از شکايت خود گذشت کرده باشد يا موجب قصاص نگرديده و ليکن سبب اخلال در نظم جامعه يا خوف شده يا بيم تجرى مرتکب با ديگران باشد موجب حبس تعزيرى از سه ماه تا دو سال خواهد بود و معاون جرم به حبس از دو ماه تا يک سال محکوم مى‌شود.

مادهٔ ۲۷۰

قطع عضو يا جرح آن سه نوع است:


عمد - شبه‌عمد - خطاء که احکام دو نوع اخير در فصل ديات خواهد آمد.

مادهٔ ۲۷۱

قطع عضو يا جرح آن در موارد زير عمدى است:


- وقتى که جانى با انجام کارى قصد قطع عضو يا جرح آن را دارد چه آن کار نوعاً موجب قطع يا جرح باشد يا نباشد.


- وقتى که جانى عمدآً کارى انجام دهد که نوعاً موجب قطع يا جرحِ عضو باشد هرچند قصد قطع يا جرح نداشته باشد.


- وقتى که جانى قصد قطع عضو يا جرح را ندارد و عمل او نوعاً موجب قطع يا جرح نمى‌باشد ولى نسبت به مجنى‌عليه بر اثر بيمارى يا پيرى يا ناتوانى يا کودکى و مانند اينها نوعاً موجب قطع يا جرح باشد و جانى به آن آگاهى داشته باشد.

شرايط و کيفيت قصاص عضو

مادهٔ ۲۷۲

در قصاص عضو علاوه بر شرايط قصاص نفس شرايط زير بايد رعايت شود:


۱. تساوى اعضاء در سالم بودن.

۲. تساوى در اصلى بودن اعضاء.

۳. تساوى در محل عضو مجروح يا مقطوع.

۴. قصاص موجب تلف جانى يا عضو ديگر نباشد.

۵. قصاص بيشتر از اندازهٔ جنايت نشود.

مادهٔ ۲۷۳

در قصاص عضو، زن و مرد برابر هستند و مرد مجرم به‌سبب نقص عضو يا جرمى که به زن وارد نمايد به قصاص عضوِ مانندِ آن محکوم مى‌شود، مگر اينکه ديهٔ عضوى که ناقص شده ثلث يا بيش از ثلث ديهٔ کامل باشد که در آن صورت زن هنگامى مى‌تواند قصاص کند که نصف ديهٔ آن عضو را به مرد بپردازد.

مادهٔ ۲۷۴

عضو سالم در برابر عضو ناسالم قصاص نمى‌شود و فقط ديهٔ آن عضو پرداخت مى‌شود لکن عضو ناسالم در برابر عضو سالم قصاص مى‌شود.

مادهٔ ۲۷۵

در قصاص عضو تساوى محل معتبر است و بايد در مقابل قطع عضوِ طرف راست عضو همان طرف و در مقابل طرف چپ عضو همان طرف جانى قصاص شود.


تبصره:

در صورتى‌که مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و چنانچه دست چپ هم نداشته باشد پاى او قطع خواهد شد.

مادهٔ ۲۷۶

جرحى که به‌عنوان قصاص وارد مى‌کنند بايد از حيث طول و عرض مساوى با جنايت باشد و در صورت امکان رعايت تساوى در عمق نيز لازم است.


تبصره:

در جراحت موضحه و سمحاق تساوى در عمق شرط نيست و مماثلت عرفى کافى است.

مادهٔ ۲۷۷

هرگاه در قصاص جرح رعايت تساوى ممکن نباشد مانند بعضى از جراحت‌هاى عميق يا در موارد شکسته‌شدن استخوان‌ها يا جابه‌جا شدن آنها به‌طورى که قصاص موجب تلف جانى يا زياده از اندازهٔ جنايت گردد بايد ديهٔ آن داده شود چه مقدار آن ديه شرعاً معين باشد يا با حکم حاکم شرع معين گردد.

مادهٔ ۲۷۸

قصاصِ عضو را مى‌شود فوراً اجراء نمود و لازم نيست صبر کنند تا وضع جرح روشن شود پس اگر قصاص اجراء شود و جرح منجر به مرگ مجنى‌عليه گردد در صورتى‌که جنايت عمدى باشد جانى به قصاص نفس محکوم مى‌شود لکن قبل از اجراء قصاصِ نفس بايد ديهٔ جرحى که قبلاً به‌عنوان قصاص عضو بر جانى وارد شده به او پرداخت شود.

مادهٔ ۲۷۹

براى رعايت تساوى قصاص با جنايت بايد حدود جراحت کاملاً اندازه‌گيسرى شود و هر چيزى که مانع از استيفاء قصاص يا موجب ازديان آن باشد بايد برطرف گردد.

مادهٔ ۲۸۰

اگر در اثر حرکت جانى قصاص بيش از جنايت شود قصاص‌کننده ضامن نيست و اگر بدون حرکت مجرم قصاص بيش از جنايت شود در صورتى‌که اين زياده عمدى باشد قصاص‌کننده نسبت به مقدار زائد قصاص مى‌شود و در صورتى‌که عمدى نباشد ديه يا ارش مقدار زائد به‌عهدهٔ قصاص‌کننده مى‌باشد.

مادهٔ ۲۸۱

اگر گرمى يا سردى هوا موجب سرايت زخم بشود بايد قصاص در هواى معتدل انجام گيرد.

مادهٔ ۲۸۲

ابزار قصاص بايد تيز و غير مسموم و مناسب با اجراء قصاص و قطع و جرح مخصوص باشد و ايذاء جانى بيش از مقدار جنايت او ممنوع است.

مادهٔ ۲۸۳

هرگاه شخصى يک چشم کسى را کور کند يا درآورد قصاص مى‌شود گرچه جانى بيش از يک چشم نداشته باشد و چيزى به‌عنوان ديه به او داده نمى‌شود.

مادهٔ ۲۸۴

هرگاه شخصى که داراى دو چشم است چشم کسى را که فقط داراى يک چشم است درآورد مجنى‌عليه مى‌تواند يک چشم جانى را قصاص کند و نصف ديهٔ کامل را هم دريافت نمايد، يا از قصاص يک چشم جانى منصرف شود و ديهٔ کامل بگيرد مگر در صورتى‌که مجنى‌عليه يک چشم خود را قبلاً در اثر قصاص يا جنايتى که استحقاق ديهٔ آن را داشته است از دست داده باشد که در اين مورد مى‌تواند يک چشم جانى را قصاص کند و يا با رضايت جانى نصف ديهٔ کامل دريافت نمايد.

مادهٔ ۲۸۵

هرگاه شخصى بدون آسيب به حدقهٔ چشم ديگرى بينائى آن را از بين ببرد فقط بينائى چشم جانى مورد قصاص قرار مى‌گيرد و و اگر بدون آسيب به حدقهٔ چشم جانى قصاص ممکن نباشد جانى بايد ديهٔ آن را بپردازد.

مادهٔ ۲۸۶

چشم سالم در برابر چشم‌هائى که از لحاظ ديدن متعارف نيستند قصاص مى‌شود.

مادهٔ ۲۸۷

هرگاه شخصى مقدارى از گوش کسى را قطع کند و مجنى‌عليه قسمت جدا شده را به گوش خود پيوند دهد قصاص ساقط نمى‌شود و اگر جائى بعد از آنکه مقدارى از گوش او به‌عنوان قصاص بريده شد آن قسمت جدا شده را به گوش خود پيوند دهد هيچ‌کس نمى‌تواند آن را دوباره براى حفظ اثر قصاص قطع کند.

مادهٔ ۲۸۸

قطع لالهٔ گوش که موجب زوال شنوائى بشود دو جنايت محسوب مى‌شود.

مادهٔ ۲۸۹

هرگاه شخصى بينى کسى را قطع کند مجنى‌عليه مى‌تواند قصاص نمايد گرچه بينى مجنى‌عليه داراى حس بويائى نباشد.

مادهٔ ۲۹۰

هرگاه شخصى زبان يا لب کسى را قطع نمايد با رعايت تساوى مقدار و محل مورد قصاص قرار مى‌گيرد.


تبصره:

در صورتى‌که فرد گويا زبان فرد لال را قطع کند قصاص جائز نيست و تبديل به ديه مى‌شود.

مادهٔ ۲۹۱

هرگاه شخصى دندان کسى را بشکند يا بکند با رعايت شرايط قصاص عضو قصاص مى‌شود.


تبصره:

در صورتى‌که مجنى‌عليه قبل از قصاص دندان درآورد اگر دندان جديد معيوب باشد جانى به پرداخت ارش محکوم مى‌گردد و اگر سالم باشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزير مى‌گردد.

مادهٔ ۲۹۲

اگر مجنى‌عليه طفل باشد بايد به مدت متعارف صدور حکم به تأخير افتد در صورتى‌که کودک دندان جديد درآورد مجرم محکوم به ارش وگرنه محکوم به قصاص است.

مادهٔ ۲۹۳

اگر مورد جنايت عضو زائد باشد و جانى عضو زائد مشابه نداشته باشد محکوم به ديه است.