وزارت فرهنگ

با تصويب کلمهٔ فرهنگ به‌جاى معارف در فرهنگستان ايران، وزارت معارف در سال ۱۳۱۷ ش وزارت فرهنگ ناميده شد. اين عنوان تا تصويب قانون تفکيک وزارت فرهنگ در سال ۱۳۴۳ ش هم‌چنان پابرجا بود.


اين وزارتخانه بين سال‌هاى ۱۳۱۷ و ۱۳۴۳ همواره گسترش يافته و سرپرستى و ادارهٔ دوره‌هاى مختلف تحصيلى از کودکستان تا آموزش عالى و هم‌چنين امور فرهنگي، هنرى و اوقاف را برعهده داشته است.

قانون تفکيک وزارت فرهنگ و تشکيل وزارت آموزش و پرورش

اين قانون در ۱۵ آذر ۱۳۴۳ مشتمل بر هشت ماده و دو تبصره به تصويب رسيد. در ماده يک اين قانون آمده است:


”از تاريخ تصويب اين قانون کليه وظايفى که به‌عهدهٔ وزارت فرهنگ بوده است به وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و هنر و سازمان اوقاف - که به‌موجب اين قانون تشکيل مى‌شود - محول خواهد شد“.


در ماده دو اين قانون ذکر شده است:


”وزارت آموزش و پرورش عهده‌دار انجام وظايفى است که طبق قانون تا تاريخ تصويب اين قانون به‌عهدهٔ وزارت فرهنگ بود، به استثناء امورى که به‌موجب اين قانون به وزارت فرهنگ و هنر و سازمان اوقاف محول مى‌گردد“.


با اجراء اين قانون و جداشدن وظايف وزارت فرهنگ و هنر و اوقاف از وزارت آموزش و پرورش - که طرح‌ريزي، سرپرستى و ادارهٔ امور آموزش و پرورش دوره‌هاى پيش‌دانشگاهى و دانشگاهى را برعهده داشت - تشکيلات مرکزى گسترده‌اى پيش‌بينى شد.


در سازمان مرکزى وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۴۳ دو شورا به‌ نام‌هاى شوراى عالى آموزش و پرورش و شوراى مرکزى دانشگاه‌ها در نظر گرفته شد و ادارهٔ کل دفتر وزارتي، ادارهٔ کل مطالعات و برنامه‌ها، ادارهٔ رمز و محرمانه و دبيرخانهٔ شوراى عالى آموزش و پرورش به‌طور مستقيم زير نظر وزير آموزش و پرورش فعاليت داشتند.


وزير آموزش و پرورش چهار معاون به‌ترتيب زير داشت:


معاون تعليمات عاليه و فنى و حرفه‌اي، معاون ادارى و مالي، معاون پارلمانى و معاون تعليمات عمومي. زير نظر هر معاونت، چند ادارهٔ کل قرار داشت، هم‌چنين سازمان ادارى آموزش و پرورش در استان‌ها و شهرستان‌ها نيز توسعه يافت.

تشکيلات ادارى وزارت آموزش و پرورش تا سال ۱۳۵۸

با تصويب قانون تأسيس وزارت علوم و آموزش عالي، وزارت آموزش و پرورش عهده‌دار آموزش و پرورش عمومى (ابتدائي، راهنمائى تحصيلى و متوسطه) شد و در تشکيلات آن تا سال ۱۳۵۷ تغييرات بسيارى به‌وجود آمد، هدف و وظايف کلى آن تقسيم شده است.

هدف

تعليم و تربيت کليه افراد واجب‌التعليم کشور و فراهم‌آوردن موجبات آن با توجه به آخرين پيشرفت‌هاى حاصله در روش‌هاى تعليم و تربيت با درنظر گرفتن هدف‌ها و احتياجات آموزشى کشور.

اهم وظايف

- تهيه و تنظيم مقررات عمومى آموزش کشور تا پايان دورهٔ متوسطه


- نظارت بر اجراء طرح‌ها و برنامه‌هاى آموزشى تا پايان دورهٔ متوسطه


- همکارى با وزارت علوم و آموزش عالى براى تهيه و تنظيم طرح‌ها و برنامه‌هاى آموزشى کشور تا پايان دورهٔ متوسطه


- تأسيس و تجهيز آموزشگاه‌هاى ابتدائي، راهنمائي، متوسطه، فنى و حرفه‌اى در سراسر کشور و هم‌چنين مدارس عالى که با موافقت وزارت علوم و زير نظر وزارت آموزش و پرورش اداره مى‌شوند


- کوشش در تعميم آموزش فنى و حرفه‌اى در قالب برنامه‌هاى توسعه اقتصادى و اجتماعى کشور با جلب همکارى مؤسسات مربوط


- تهيه و چاپ کتاب‌هاى درسى و توزيع آنها در سراسر کشور


- تهيه و تنظيم طرح‌هاى آموزش ضمن خدمت کارکنان آموزش و پرورش و اجراء آنها


- تعيين ارزش و اعتبار گواهينامه‌هاى صادره از مؤسسات آموزشى داخلى و خارجى تا پايان دورهٔ متوسطه

سازمان ادارى و تحولات تشکيلاتى تا سال ۱۳۵۸

پس از تفکيک وظايف وزارت آموزش و پرورش و تصويب و اجراء قانون تشکيل شوراهاى آموزش و پرورش منطقه‌اى در سال ۱۳۴۸ تشکيلات مرکزى وزارت آموزش و پرورش با واحدهاى اصلى به‌شرح زير مشخص شد:


۱. شوراى عالى آموزش و پرورش


۲. دفتر وزارتى


۳. معاونت پارلمانى و ادارى


۴. معاونت طرح‌ها و بررسى‌ها


۵. معاونت برنامه‌ريزى آموزشى


۶. معاونت آموزشى


۷. معاونت آموزشى منطقهٔ مرکزى


۸. معاونت آموزشى منطقه يک


۹. معاونت آموزشى منطقه دو


۱۰. معاونت آموزشى منطقه سه


۱۱. معاونت آموزشى منطقه چهار


۱۲. سازمان سپاه دانش


۱۳. سازمان کتاب‌هاى درسى


۱۴. اداره کل تربيت‌بدنى


در سازمان ادارى آموزش و پرورش استان‌ها و شهرستان‌ها - با توجه به سازمان مرکزى - تغييراتى به‌وجود آمد و اولين بار وزارت آموزش و پرورش علاوه بر چهار معاون وزير در حوزه مرکزي، داراى پنج معاون آموزشى در پنج منطقهٔ کشور شد که چند ادارهٔ کل آموزش و پرورش استان زير نظر يک معاون منطقه فعاليت داشتند.


مطالعه و بررسى تشکيلات ادارى وزارت آموزش و پرورش تا سال ۱۳۵۸ نشان مى‌دهد که اين تشکيلات دستخوش تغييرات متعدد شده است و به‌تدريج معاونان آموزشى مناطق که به آنها اشاره شد از سازمان ادارى حذف شدند و به‌موجب قانون، دو سازمان ديگر به‌وجود آمد که عبارتند از:


- سازمان پژوهش و نوسازى آموزشى (مصوب تيرماه ۱۳۵۵)


- سازمان نوسازى و توسعه و تجهيز مدارس (مصوب ۱۳۵۴)


اختيارات بيشتر وزارت علوم و آموزش عالى به‌ويژه در زمينهٔ برنامه‌ريزى آموزشى تمام دوره‌هاى تحصيلي، تشکيل شوراهاى متعدد آموزشى در کشور و ناهماهنگى‌هاى فراوان در تصميم‌گيرى اين شوراها در دو وزارتخانهٔ آموزش و پرورش و علوم و آموزش عالي، فکر ادغام اين دو وزارتخانه را تقويت کرد و براى مدت محدودى در سال ۱۳۵۶ سرپرستى اين دو وزارتخانه به يک وزير سپرده شد.


در سازمان مرکزى وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۷ وزير آموزش و پرورش داراى نُه معاون به‌شرح زير بوده که زيرنظر هر کدام، دفاتر و ادارات کل متعددى فعاليت داشته است:


۱. معاون امور ادارى و مالى


۲. معاون امور پارلمانى و شوراهاى مناطق


۳. معاون امور اجتماعى و رفاهى


۴. معاون امور آموزشى


۵. معاون آموزش فنى و حرفه‌اى


۶. معاون آموزش عمومى


۷. معاون و رئيس سازمان پژوهش و نوسازى آموزشى


۸. معاون ورزش


۹. معاون و رئيس سازمان ملى پيشاهنگى


بررسى سير تحول تشکيلاتى آموزش و پرورش نشان مى‌دهد که دستگاه فرهنگ کشور از تأسيس وزارت علوم در سال ۱۲۷۲ ق تا سال پديد‌آمدن انقلاب اسلامى ايران راه درازى پيموده است. تشکيلات ساده و اوليهٔ آن به سازمانى گسترده مبدل شده و رشد فراوانى يافته است.


با وجود مطالعاتى که در جهت تغيير اساسى ساختار ادارى به‌وجود آمد، در سال ۱۳۵۷ وزارت آموزش و پرورش تشکيلات مرکزى گسترده‌اى داشت و در همهٔ بخش‌ها و شهرستان‌ها و استان‌هاى کشور يک واحد اجرائى براى ادارهٔ آموزش و پرورش موجود بود و از اين طريق بر اجراء همهٔ امور نظارت مى‌شد.


گسترش ساختار ادارى و افزايش واحدهاى گوناگون ستادى و اجرائى موجب شد تا نظام ادارى آموزش و پرورش بر نظام آموزشى و پرورشى چيره شود و به‌جاى ايفاء نقش پشتيبانى و خدمت کردن به امور آموزشي، در مقام فرماندهى برآيد و در نقش رهبرى و مديريت از احساس برترى برخوردار شود و در پاره‌اى مواد راه را بر نو‌آورى‌هاى آموزشى ببندد تا بروز خلاقيت‌هاى کارکنان آموزشى را به‌خوبى ممکن نسازد و به‌جاى واگذارى اختيارات بيشتر و حرکت به‌سوى عدم تمرکز، در راه تمرکز شديد گام بردارد و بدين ترتيب همه يا اکثر امور آموزش و پرورش در دستگاه مرکزى به‌وسيلهٔ مقامات مرکزى حل و فصل شود.