درباره خواجه‌ تاج‌الدين سلمانى يا تاج سلماني، همچون نظام‌الدين على‌شامي، پيش از ورود به محفل ملازمان تيمور، اطلاعات شرح حالى اندکى موجود است. تاج‌سلمانى از اهالى اصفهان عراق عجم (قاضى احمد قمي، ص ۴۲) در ابتدا، در سال ۸۸/۱۳۸۶ در خدمت سلطان بايزيد مظفرى فرزند مبارزالدين محمد بود (قاضى‌ احمد قمي، ص ۴۲). تاج سلمانى پس از قلع و قمع سلسله‌ آل‌مظفر در سال ۷۹۵/۱۳۹۵، در معيت تيمور شيراز را در ايالت جنوب غربى فارس به قصد سمرقند ترک گفت (شمس‌الحسن، برگ ۲۹a). در سمرقند کاتب تشکيلات ديوانى تيمور شد و در خوشنويسى نيز شهرتى به‌هم زد و گفته شده که اختراع خط نستعليق از او بوده است.۱ تاج سلمانى از سال ۸۰۷/۱۴۰۵ تا ۸۱۱/۱۴۰۹ به خدمت خليل سلطان‌بن ميرانشاه (۸۱۴-۷۸۶/۱۴۱۱-۱۳۸۴) نوه و وليعهد تيمور جهانگشا درآمد. هنگامى که عمال شاهرخ رقيب اصلى و عموى خليل‌سلطان او را برانداختند و سمرقند را گرفتند، تاج سلمانى نيز دستگير شد. تاج سلمانى بعدها آزاد گرديد و جزء ديوانيان الغ‌بيک (۸۵۳-۷۹۶/۱۴۴۹-۱۳۹۴) فرزند پانزده ساله شاهرخ درآمد؛ الغ‌بيک در اواسط سال ۸۱۲/اواخر ۱۴۰۹ حاکم ايالت ماوراءالنهر گرديده بود. (معزالانساب، برگ‌هاى ۱۲۹a، ۱۴۱a، فصيحى خوافي، ج۳، ص ۱۹۳، ۱۹۴، ۲۰۰). در اين منصب بود که فرمانى از الغ‌بيک به تاريخ ۵ جمادى‌الاول ۸۱۴/۲۵ اوت ۱۴۱۱ به خط او نوشته شد و به تمامى اسراى مسلمان سمرقند که از زمان تيمور به اسارت گرفته شده، اجازه بازگشت به زادگاه آنها داده شد. (جمال‌الدين يوسف جامي، نسخه دانشگاه تهران، صص ۷۷ـ۶۷۱).


(۱) ابن‌عربشاه، صص ۱۱۲، ۲۲۹، ۲۳۰ قاضى احمد قمي، ص ۴۲. در مورد نمونه‌هائى از انشاء او در اين دوره نگاه کنيد به: جمال‌الدين يوسف جامي، ج۱۷ صص ۹-۱۸۶؛ ج۲، صص ۵۵۵-۵۵۳؛ نسخه خطى کتابخانه دولتى پروس، برگ‌هاى ۳۱۴aـ ۳۱۳b.


تاج سلمانى با حمايت شاهرخ به تأليف شمس‌الحسن پرداخت که در بخش نخست آن در جمادى‌الثانى ۸۱۳/اکتبر ۱۴۱۰ اشاره مى‌کند که ”ذيلى است بر تاريخ دوره سعادت قرين و سلطنت حضرت پادشاهي“ و احتمالاً اشاره بر ظفرنامه شامى دارد. (شمس‌الحسن، برگ ۱۰a). شمس‌الحسن که به شاهرخ، الغ‌بيک و اميرشاه ملک‌بن قليچ‌غاى تقديم شده دقيقاً از پايان وقايع آمده در ظفرناهم در رمضان ۸۰۶/مارس ۱۴۰۴ شروع نمى‌شود بلکه دوره پنج ساله بازگشت پيروزمندانه تيمور به سمرقند را در محرم سال ۸۰۷/ژوئيه ۱۴۰۴ تا عزل نهائى خليل‌سلطان از قدرت را در ذولقعده۸۱۱/ مارس ۱۴۰۹ دربر مى‌گيرد. از اينرو موضوع آن خاص است و ماهيت عمومى ندارد: يعنى مرگ تيمور و نابه‌سامانى بعد از آن، اعتلاء ناگهانى موقعيت شاهرخ در ميان بازماندگان تيمور و جانشينى او به‌جاى تيمور در خراسان و ماوراءالنهر. تاج سلمانى اين اثر را تحت‌نظر الغ‌بيک در سمرقند نوشت از اينرو به اوضاع شرق امپراتورى تيمورى اهميت قائل شده و در منازعات جانشينى سال ۸۰۷/ ۱۴۰۵ بر مشروعيت دواعى شاهرخ بر اى سلطنت تأکيد ورزيده است. يکى از مواردى که بيش از اندازه مورد توجه قرار گرفته داتسان ازدواج الغ‌بيک با دخترعموى خود آغابيکى در اواخر ربيع‌الاول ۸۰۷/سپتامبر ۱۴۰۴ است و در اين قطعه عروسى شاهزادگان ديگر تيمورى که همراه الغ‌بيک صورت گرفت، کاملاً مغفول گذاشته شده است (شمس‌الحسن، برگ‌هاى ۲۵a- ۱۴b. شرف‌الدين على يزدي، تهران ج۲، ۳۳۴؛ سفرنامه کلاويخو، ص ۱۶۸).


به‌نظر مى‌رسد که شمس‌الحسن کاملاً بر پايه اطلاعات شخصى و مستقل تاج‌ سلمانى و تجارب افراد ناظر بر وقايع همچون شاه ملک فراز آمده است؛ شاهدى در دست نيست که او از منافع مکتوب ديگر بهره گرفته باشد. از اينها گذشته، تکلف و طنطنه شمس‌الحسن با مثال‌هاى مکرر قرآني، و اشعار، لحن وراج او را در سايه قرار داده و در اين خصوص در تاريخ‌نگارى تيمورى شايد تنها غرض‌آلودگى ابن‌عربشاه بر او پيشى گرفته باشد. اشارات به ريشه‌هاى اجتماعي، مناسبات خانوادگى و خصوصيات شخصيتى بعضى از مخالفان سياست شاهرخ اطلاعات شخصيت‌نگارانه پرمايه و بى‌نظيرى را ارائه مى‌دهد و بر اهميت شمس‌الحسن هرچه بيشتر مى‌افزايد. مثلاً شمس‌الحسن تنها منبعى است که بر منشاء غلامى شخصيت‌هاى برجسته حکومت تيمور چون امير حاجى سيف‌‌الدين، امير اوچ‌قرا و خطاى بهادر تأکيد مى‌ورزد. (شمس‌الحسن، برگ‌هاى ۱۰۸b-۱۱۳a و نيز نگاه کنيد به مجموعه حافظ ابرو، برگ ۳۸۹b). تنها شرف‌الدين على يزدى است که از اثر تاج سلمانى تا حد و حجم محدودى بهره گرفته است.