مسائل مربوط به روزنامه غزوات هندوستان مولانا غياث‌الدين على ‌منشى يزدى گو اينکه متفاوت با مسائل مطروحه در آثار تاج سلمانى و نظنزى است ولى چندان پيچيده و بغرنج نيست. غياث‌الدين على که خود را از يک خانواده کهن يزدى و مرتبط با خسرو اول انوشيروان (۵۷۹-۵۳۱م.) امپراتور ساسانى مى‌دانست، همچون تاج سلماني، منشى و دبير دربار آل‌مظفر در عراق عجم تا برافتادن آنها به‌دست تيمور در سال ۷۹۵/۱۳۹۳ بود*. غياث‌الدين على‌ در حدود سال ۸۰۳/۱۴۰۰ در يزد نمونه‌هائى از ترسلات فارسى و عربى خود را به يکى از وابستگان تيمور نشان داد و با همين کار مورد عنايت خاص فاتح عام قرار گرفت. چندى بعد، تيمور از غياث‌الدين على خواست تا تاريخ نظامى مفصلى از فتوحات و سلطنت او با نثر فارسى ساده و روان تهيه کند. (غياث‌الدين على يزدي، ص ۱۳؛ منقول در بارتولد Sochineniya، ج۸، صص ۱۵۹، ۳۳۰).


* غياث‌الدين على يزدي، ص ۸، ۲۰۷. جعفربن محمدبن حسن جعفري، ص ۲۰-۱۲۰. احمدبن حسين‌بن على کاتب، ص ۷۰-۱۶۸.


اثر غياث‌الدين على ‌به پنج بخش ناهمگون و نامساوى تقسيم مى‌شود و شامل مسائل زير است: مقدمه (صفحات ۱ تا ۱۶ در چاپ زيمن - Zimin) بررسى کوتاهى از فتوحات تيمور تا سال ۸۰۰/۱۳۹۸ (صفحات ۱۶ تا ۴۴) روزنامه دوازده ماهه از يورش هندوستان (صص ۴۴ تا ۲۰۴) گزارشى از ساخت و بنيان مسجد سمرقند در ۴ رمضان ۸۰۱/۱۰ مى‌ ۱۳۹۹ (صص ۲۰۴ تا ۲۰۶) و يک قطعه پايانى (صص ۲۰۶ تا ۲۰۷). به‌نظر مى‌رسد که بخش‌هاى گوناگون روزنامه غزوات هندوستان در زمان‌هاى مختلف و با بهره‌گيرى از منابع و جو سياسى گوناگون نوشته شده و همين مسئله نوعى ناهماهنگى درونى در آن ايجاد کرده و همبستگى کلى کتاب، آنها را به‌هم پيوند داده است. اين ناهماهنگى و درهم ريختگى را مى‌توان در القاب و اسامى تيمور، فرزندان و نوادگان او در متن مشاهده کرد. مثلاً در مقدمه، از تيمورِ زنده صحبت مى‌کند ولى در سطور پايانى آن اشاره به تيمورِ مرده دارد. (غياث‌الدين على‌يزدي، صص ۱۰-۲۰۷) در بخش سوم از زنده بودن محمد‌سلطان نوه و وليعهد تيمور که دو سال پيش از تيمور در ۱۸ شعبان ۸۰۵/۱۳ مارس ۱۴۰۳ درگذشت، صحبت مى‌دارد (غياث‌الدين على يزدي، ص ۱۲۴) واين تاريخى است که بارتولد به‌عنوان تاريخ پايان تأليف روزنامه غزوات هندوستان نام مى‌برد (غياث‌الدين على يزدي، ص ۱۲۴) . ولى نظر بارتولد با برجسته‌نمائى شاهرخ به‌وسيله غياث‌الدين على چندان تطابق ندارد: او در بخش دوم شاهرخ را در ميان بازماندگان تيمور با عبارات ستايش‌آميز ولى از نظر گاهشمارى نادرست مى‌ستايد که در حمله دوم تيمور به مناطق مظفرى در سال ۷۹۵/۱۳۹۳ در کنار او بود. ”.. از ناصيه خجسته و ابروان فرخنده او نور سلطنت ساطع بود و از سيماى ملکوتى و چهره درخشان او علائم سلطنت پيدا...“ (غياث‌الدين على يزدي، ص ۳۶)؛ و در بخش چهار از شاهرخ صحبت مى‌کند که پس از مرگ تيمور به سلطنت رسيده است (غياث‌الدين على يزدي، ص ۲۰۷، بارتولد، جلد ۸، ص ۱۶۴). در اين بخش نيز از ”فتوحات درخشان“ او سخن مى‌راند و در واقع مى‌توان گفت که اين فتوحات با لشکرکشى او عليه اسکندربن‌عمر شيخ در سال ۸۱۷/۱۴۱۴ آغاز مى‌گردد. از اينرو غياث‌الدين على‌يزدى بخش‌هاى دوم و چهارم روزنامه غزوات هندوستان را برخلاف نظر بارتولد که بين سال‌هاى ۸۰۱/۱۳۹۹ مو ۸۰۵/۱۴۰۳ مى‌داند بايد در دهه پس از سال ۸۰۷/۱۴۰۸۵ تأليف کرده باشد.


با وجود اين به‌نظر مى‌رسد دامنه و تأکيد اطلاعات بى‌نظير بخش دوم روزنامه غزوات هندوستان حاکى از آن باشد که غياث‌الدين على آن را به هنگام خدمت در دربار آل‌مظفر نوشته است. مثلاً او پيش از سال ۸۰۰/۱۳۹۸ لشکرکشى‌هاى تيمور را به عراق عجم با تفصيلات نسبتاً قابل ملاحظه و مسائلى که در ساير منابع ديده نمى‌شود، وصف کرده است. (غياث‌الدين على‌يزدي، صص ۲۳، ۳۰،۳۱) از اينها گذشته، گزارش قهرمانانه او از شجاعت شاه منصور مظفرى و مقاومت عبث او در مقابل تيمور در سال ۷۹۵/۱۳۹۳ که از تاريخچه‌هاى بعدى حذف شده، بايد مربوط به همين دوره از زندگى او باشد.


غياث‌الدين على در پايان اين بخش تأثيرپذيرى خود را از نظم و نثر بعضى از منشيان دربارى و علماء معاصر اعلام مى‌دارد ولى از نام و لقب اين نويسندگان ياد نمى‌کند (غياث‌الدين على يزدي، ص ۴۲، بارتولد، جلد ۸، ص ۱۵۹). اما او در آغاز بخش سوم که هسته اصلى روزنامه غزوات هندوستان است از روزنامه فتوحات هندوستان مولانا قاضى نصيرالدين عمر فرزند مولانا علاءالدين على نام مى‌برد (به مطالب آغازين اين جستار رجوع کنيد). طبق اشاره غياث‌الدين على در اين بخش، مولانا نصيرالدين عمر به خانواده علما تعلق داشت و مدت‌ها در خدمت حاکمان ماوراءالنهر، ترکستان و شرق ايران بود. (غياث‌الدين على‌يزدي، صص ۱۲۰-۱۱۹) خود نصيرالدين عمر در مقام کاتب، ديوانى و سپاهي، تيمور را در لشکرکشى به بلندى‌هاى افغانستان و شمال شبه قاره هند همراهى کرد. او پس از اين لشکرکشي، همراه ملازمان تيمور به ماوراءالنهر بازگشت و در آنجا تدارکات پى‌ريزى مراحل نخستينِ ايجاد مسجد جامع سمرقند را از نزديک ديد. گزارش او همچون گزارش غياث‌الدين على در اين نقطه خاتمه مى‌يابد و اثر او پس از آن کاملاً از منابع تيمورى ناپديد مى‌شود.


بدين ترتيب روزنامه فتوحات هندوستان او مستقلاً باقى نمانده، بلکه قطعاتى از آن در آثار نظام‌الدين على شامي، غياث‌الدين على يزدى و شرف‌الدين على يزدى آمده است. کتاب سه مورخ فوق و نصيرالدين عمر جز در يک جا با هم تطابق دارند: شامى با اينکه اطناب نثر نصيرالدين عمر را حفظ مى‌کند، ولى تمامى اشعارى را که در اثر غياث‌الدين على‌ يزدى و شرف‌الدين على يزدى ديده مى‌شود، نمى‌آورد. به‌علاوه، غياث‌الدين على يزدى دست‌کم در يک‌جا از صيغه اول شخص مفرد به‌صورت ”اين بندهٔ خاص“ استفاده مى‌کند. آن هم در جائى که نتوانسته از مطالب نصيرالدين عمر بهره بگيرد ـ البته شامى و يزدى اين اشتباه را مرتکب نمى‌شوند (نظام‌الدين على شامي، جلد ۱، ص ۱۸۱، شرف‌الدين على يزدي، تهران، جلد ۲، ص ۵۳-۵۱). بنابراين ـ چنانکه جدول موج نخست تاريخ‌نگارى تيمورى هم نشان مى‌دهد ـ بعيد نيست که شامى و غياث‌الدين على ‌يزدى به‌طور مستقيم از کتاب روزنامه فتوحات هندوستان بهره گرفته باشند در حاليکه شرف‌الدين على يزدى از آثار اين دور استفاده کرده ولى به احتمال زياد به اصل آن دسترسى داشته است.


بنابراين حافظ ابرو و شرف‌الدين على ‌يزدى به اطلاعات کاملى دست داشتند که تاريخچه‌هاى تاج سلماني، نطنزى و غياث‌الدين على يزدى با واسطه ظفرنامه شامى فراهم کرده بودند. آنها به روايات اضافى و منابع آرشيوى هم که به‌طور مستقل موجود نبود، دست داشتند؛ سرانجام، مجموعه‌اى از منابع روائى پيش از دوره سال ۸۳۴/۱۴۰۳ با اينکه از نظر فنى به موج نخست تاريخ‌نگارى تيمورى تعلق ندارد و حافظ ابرو و يزدى از آنها استفاده نکرده‌اند، ولى بايسته توجهى خاص هستند. اين آثار عبارتند از: رساله اسقف سلطانيه درباره تيمور و دولت او، گزارش‌هاى سفر کلاويخو و شيلتبرگر (Schiltberger) تراجم احوال ماينانلّى (Mignanelli) و ابن‌عربشاه، مباحثات ابن‌خلدون با تيمور در دمشق و گاهشمارى فصيح احمد خوافي. اين آثار هم در شکل‌گيرى موج نخست‌ سنت تاريخ‌نگارى دورنى تيمورى تأثيرى نداشتند، اما گنجينه‌اى از منابع مستقل و ارزشمند درباره دوره نخستين تاريخ تيمورى برشمرده مى‌شود.