پيگيرى نقل قول‌هاى منابع دوره غزنوى در آثار بعدى کار آسانى نيست. ناظم در مقدمه کتاب سلطان‌محمود راجع به منابع، تا حدودى اين وام‌گيرى‌ها را مشخص کرده و همين‌ کار او پايه‌اى براى تحقيقات مفصل شده است. بعضى از آثار را مى‌توان از اين منظر بررسى کرد. نظام‌الدين در کتاب درآمدى بر جوامع‌الحکايات محمد‌عوفى (لندن، ۱۹۲۹) منابع عوفى را که کتاب او را در زمان سلطان‌التُتمش (اِلِتمِش؟)۱ در دهلى (سلطنت در ۳۳-۶۰۷/۳۶-۱۲۱۱) نوشته، ارزيابى کرده است. بايد به نقل قول‌هاى عوفى از بخش‌هاى گمشده مجلّدات بيهقى و نيز دستورالوزراء تأليف سلطان‌ابراهيم‌بن مسعود اشاره کرد؛ دستورالوزراء در هيچ يک از آثار آن زمان ذکر نشده، اما علاقه ابراهيم به تشکيلات حکومتى و حکومت عادلانه، نام او را بر اين اثر اطلاق کرده است۲. خانم م. شفيع در مقاله خود با عنوان ”اطلاعاتى تازه درباره غزنويان“ در مجله Islamic Culture جلد ۱۲(۱۹۳۸) صص ۲۳۴-۱۸۹ از چندين داستان درباره غزنويان به نقل از آداب‌الملوک و کفايةالمملوک تأليف فخر مدبر مبارکشاه (طبق نسخه موجود در ايندياآفيس؛ نسخه موزه بريتانيا و ر.ا.س بنگال عنوان آداب‌الحرب و الشجاعه دارد)۳ صبحت مى‌دارد. فخر مدبر هم کتاب خود را همچون عوفى در زمان التتمش نوشت؛ اما مدعى است که از نسل امير بلکه تکين يکى از بازماندگان سبکتکين در حکومت غزنه و پدرزن محمود است از اين‌رو با خاندان غزنوى نسبت خويشى دارد. بنا به گفته ناظم (سلطان‌محمود، ص ۹) به‌نظر مى‌رسد که داستان‌هاى مربوط به محمود از بيهقى و يا از منابع مشابه آن دوره نقل شده است؛ اما ماهيت نظامى اين داستان‌ها بايد منشاء در اثرى غير ا اثر ديوانى بيهقى داشته باشد.


(۱) دکتر ج.آ. بويل در ۱۱ ژوئيه ۱۹۶۲ به نگارنده يادآور شد که حال تلفظ اِلِتمش يا ايل ـ اتمش چندان دور از ذهن نيست و حکمت بايور در Belleten ، ج ۱۴ (۱۹۵۰)، صص ۸۸-۵۶۷ بر آن تأکيد دارد؛ در مورد تلفظ ”التتمس“ نگاه کنيد به بارتولد در ZDMG جلد ۶۱ (۱۹۰۷)، صص ۳ - ۱۹۲.


(۲) نگاه کنيد به برخورد تحسين‌آميز ابن‌اثير با ابراهيم در تاريخ مرگ وي، چاپ تورنبرگ، جلد ۱۰، ص ۱۱-۱۱۰ (قاهره ۱۹۱۹، ۵۳-۱۳۴۸-۳۴ جلد ۸، ص ۸-۱۴۷) و داستان‌هائى درباره عدالت او در بعضى از کتب ادبى و نصيحت‌نامه‌ها.


(۳) به‌نظر مى‌رسد که بين نسخه فارسى اينديا آفيس سال ۶۴۷ (اته، ۲۷۶۷، مجموعه‌هاى ۶-۱۴۹۳) و نسخه موزه بريتانيا (ريو، جلد ۲، ص ۸-۴۸۷) تفاوت‌هائى باشد. نسخه ايندياآفيس فاقد حکايت ۱۷ منقول در شفيع (ص ۲۳۱ - نسخه موزه بريتانيا برگ ۱۸۴b ) است ولى در جاهاى ديگر بخش‌هاى اضافى دارد و در برگ‌هاى 31a-۳۰a داستانى وجود دارد که در متن نسخه موزه بريتانيا راجع به شريف ابوالفرج صديقى وزير سلطان ابراهيم و جد اعلاء نويسنده از سوى پدري، وجود ندارد.


منهاج‌الدين‌بن سراج‌الدين جوزجانى هم از خانواده‌اى است که نسبت خوبشى با غزنويان دارد. او طبقات ناصرى خود را در سال ۸- ۶۵۷/ ۶۰-۱۲۵۹ به‌نام سلطان ناصرالدين محمودبن التتمش نوشت. يکى از ويژگى‌هاى ارزشمند گزارش او درباره غزنويان (ترجمه ه.گ. راورتي، Bibliotheca Indica (لندن، ۹۹-۱۸۸۱))، رابطه‌اى است که وى در مورد حکمرانان ترک و غلام غزنه با پيشينيان سبکتکين قائل است. جوزجانى در اينجا از مجلدات بيهقى راجع به سبکتيکن يعنى بخش تاريخ ناصرى نقل مى‌کند و در آن بيقهى مدعى است که اطلاعات خود را درباره منشاء صحراگردى سبکتکين از محمود و از تاريخ مُجدَوَل امام ابوالقاسم محمد‌بن على‌عمادى گرفته است؛ هر دوى اين آثار امروزه از بين رفته است. او اطلاعات خود را درباره وقايع پس از مرگ محمود از ابونصر مشکان، به احتمال از طريق مقامات او (ترجمه، ج۱، صص ۶۹-۶۷، ۹۲) نقل مى‌کند. به‌نظر مى‌رسد که عمادى همان امير محمود عمادى‌بن امام سنجرى غزنوى باشد که در مجمل‌التواريخ در بخش غزنويان از او ياد شده است. (مجمل‌التواريخ، ص ۴۰۵، بنگريد به مقدمه بهار، صص لام، ها. بارتولد، ترکستان‌نامه، ص ۲۴).


سلطان‌محمود غزنوى باتوجه به نظام حکومتى خود، به ‌نحوى از انحا، قهرمان سياست‌نامه نظام‌الملک (۸۵-۴۰۸/۹۲-۱۰۱۸) شده، ولى برخلاف منابع پيشين، منابع نظام‌الملک را نمى‌توان تعيين کرد. در حقيقت منابع اين اثر پراهميت تاکنون بررسى نشده است و حتى متن انتقادى خوبى از آن در دست نيست با اينکه به حدود پنج زبان زنده دنيا ترجمه شده است (از سياست‌نامه چاپ‌هاى متعددى در دست است ابراهيم قفس‌اوغلو، ”بويوک سلجوقلو وزيرى نظام‌الملک نون اثير سياست‌نامه و تورکجه تور جمه سي“ در ترکيات مجموعه سي، جلد ۱۲ (۱۹۵۵) ص ۵۶-۲۳۱).


چند اثر ديگر در اين دوره که از منابع معاصر و يا نزديک به معاصر مايه گرفته‌اند عبارتند از:


کتاب رأس مال النديم ابن‌بابه؛ مجمع‌الانساب شبانکاره‌اي؛ نسائم‌الاسحار از يک نويسنده گمنام؛ و آثارالوزرا سيف‌الدين فضلي.