در دوره قاجار شاخه ديگرى نيز بر تاريخ‌نگارى ايران افزوده شد: خاطره‌نگارى و وقايع‌نگارى روزانه. در اين شاخه از تاريخ‌نگاري، وقايع از منظر يک‌نفر روايت مى‌شود. خاطرات سياسى بيشتر معطوف به وقايع روزانه است. تاريخ‌نگار وقايع‌ را با شيوه عينى و از زاويه ديد داناى کل و نگرنده بى‌طرف مى‌نويسد، در حاليکه خاطره‌نگار آنچه را ديده روايت مى‌کند. او در حقيقت فردى است در جلو صحنه وقايع. اسلوب نوشتارى يک اثر تاريخى هم با خاطره‌نگارى فرق دارد. يک اثر تاريخي، اسلوبى حماسى دارد و بى‌طرفى بدان حاکم است و شايد ارتباط عاطفى کمترى با خواننده برقرار مى‌کند. در حاليکه بين خاطره‌نگار و خواننده ارتباط عاطفى برقرار مى‌شود چون اثر خود را بسيار احساسى مى‌نويسد.


خاطره‌نگارى در دوره قاجار نضج پيدا کرد و آثارى پديد آورد که به لحاظ اشتمال بر وقايع تاريخى ارجى درخور دارند. مثلاً شرح زندگانى من از عبدالله مستوفى در سه مجلد انتشار يافت و تاريخ اجتماعي، ادارى و حتى اقتصادى دوره قاجار را از آغاز تا آخر به بحث و فحص گرفت و اطلاعات سودمندى در اين زمينه به‌دست داد. روزنامه خاطرات اعتمادالساطنه هم تا حدودى در اين مقوله مى‌گنجد. مهمتر از همه خاطرات سياسى‌امين‌الدوله است. اين خاطرات را امين‌الدوله يکى از اشراف و فرهيختگان دوره قاجار نوشته که مدت پنجاه سال از عمر خود را در خدمت شاهان قاجار به‌سر آورده است. اثرى است جذاب و خواندنى و به لحاظ نثر شيوا و آکنده از اطلاعات سياسى و اجتماعى که از دورن دربار ناصرى سر برمى‌کشد. اين اثر نشانه‌اى از کشمکش‌ها و دسايس و توطئه‌هاى افراد ذى‌نفوذ دربار عليه يکديگر است که همواره يکى از مهم‌ترين عوامل فساد دربارهاى ايران بوده است. (خاطرات سياسى امين‌الدوله، چاپ حافظ فرمانفرمايان، تهران، اميرکبير، ۱۳۵۱).


از اين زمره است خاطرات احتشام‌السلطنه از رجال متمول عصر قاجار. احتشام‌السلطنه مدت‌ها سفارت و وزارت داشت و خاطرات او بيشتر وقايع عصر ناصرى و مظفرى و به‌خصوص دوران مشروطه و بعد از آن را در شمول خود دارد. (احتشام‌السلطنه، خاطرات، به کوشش محمدمهدى موسوي، تهران، زوار، ۱۳۶۷). على‌خان ظهيرالدوله ملقب به صفاعليشاه از مريدان ميرزاحسن صفى‌عليشاه و داماد ناصرالدين‌شاه بود. چندى را در دربار ناصرى گذراند و در زمان محمد‌عليشاه حاکم گيلان بود ولى از مشروطيت حمايت کرد و از نظرها افتاد و در سال ۱۳۴۲هـ از دنيا رفت. وى مؤسس انجمن اخوت بود و در بعضى از فعاليت‌هاى روشنگرانه عهد مشروطه کوشندگى داشت. خاطرات و اسناد او آکنده از اطلاعات قابل اعتنا در باب دوره ناصرى و مظفرى و دوره مشروطيت است. (خاطرات و اسناد ظهيرالدوله، به ‌کوشش ايرج افشار، تهران، زرين، ۱۳۶۷).


خاطرات حاج سياح از لحاظ تاريخى و اجتماعى و به‌ويژه از حيث وصف مبارزات مربوط به نشر آزادى در ايران يگانه است. خود حاج‌سياح در اين خصوص از مردمان رابط و مؤثر بود. يکى از اخص فوائد خاطرات او اطلاعات مبسوط و تازه درباره ظل‌السلطان حاکم اصفهان است. از حاج سياح سفرنامه او به فرهنگ نيز انتشار يافته است.


شرح حال عباس‌ميرزا ملک‌آرا که با اهتمام عباس‌اقبال انتشار يافته؛ خاطرات و اسناد حسين‌قلى‌خان نظام‌السلطنه مافى در چند مجلد، خاطرات ممتحن‌الدوله، خاطرات سيدعلى‌محمد دولت‌آبادي، خاطرات و خطرات مهدى‌قلى‌خان هدايت و چندين کتاب از اين نوع به ‌سبب روشن‌سازى گوشه‌هائى از تاريخ اجتماعى و سياسى و ادارى اين دوران درخور اعتنا هستند.


دروه قاجار از نظر گوناگون منابع غنى و پرمايه است. به ‌سبب دگرگونى‌هاى سياسى و اجتماعى ايران در هر گوشه آن واقعه‌اى نهفته و در خصوص آن وقايع نيز گزارش خاص خود ارائه شده است. مثلاً تاريخ دخانيه شيخ‌حسين‌کربلائى را در خصوص قضيه تنباکو نبايد مغفول گذاشت که يادداشت‌ها و خاطرات نگارنده در باب واقعه تنباکو است و کتاب او حاوى اطلاعات مفيدى است (زرين‌کوب، تاريخ ايران بعد از اسلام، ص ۱۱۶). يا کتابچه خانلرميرزا احتشام‌الدوله درباره جنگ ايران و انگليس در محمره (۱۲۷۳هـ) که اطلاعات سودمندى راجع‌به وضع نظام و احوال ادارى دولت ايران در آن زمان دارد. تاريخ بى‌دورغ از ظهيرالدوله هم در مورد قتل ناصر‌الدين‌شاه و جلوس مظفرالدين‌شاه از همين زمره منابع است. يادداشت‌هائى از زندگانى خصوص ناصرالدين‌‌شاه به قلم دوستعلى‌خان معيرالممالک مهم مشعر براطلاعاتى است. يادداشت‌هاى محمدولى‌خان تنکابني، يادداشت‌هاى ناصرالملک و سرگذشت شيخ‌ابراهيم‌زنجاني، همه در دريف نوع منابع هستند و گوشه‌هائى از تاريخ دوره قاجار را روشن مى‌سازند.


سفرنامه‌نويسى هم در دوره قاجار ـ از شاه گرفته تا رجال اين عصر ـ نضجى درخور گرفت. اين نوع سفرنامه‌ها را نيز شايد بتوان در حوزه وقايع‌نگاران روزانه برشمرد. ناصرالدين‌شاه در هر سفرى از خود يک سفرنامه به‌جا گذاشت. روزنامه سفر از تهران الى کربلا؛ روزنامه سفر همايون به مازندران از جمله آنها است وى نخستين شاه ايران است که در تاريخ معاصر سه بار راهى فرنگستان شد. روزنامه سفر فرنگستان در سه جلد ره‌آورد اين سفرها بود.


سفارت‌نامه خوارزم از رشحات قلم‌ رضاقلى‌خان هدايت (متوفى ۱۲۸۸هـ) گزارشى از سفارت نگارنده به خيوه در سال ۱۲۶۷هـ است (storey, II/342). ميرزا حسين‌خان‌بن عبدالله سرابى تبريزى جزء هيئت سياسى فرخ‌خان امين‌الملک غفارى به پاريس بود. او مخزن‌الاسفار را در اين باب تأليف کرد که گزارشى از مأموريت اين هيئت بود. مخزن‌السفار به مخزن‌الوقايع نيز شهرت دارد. سفرنامه مبارکه شاهنشاهي، سفرنامه مظفرالدين‌شاه به اروپا در سال ۱۹۰۰م است (lbid , 347). سفرنامه کلات از احمد مجدالاسلام کرماني، سفرنامه خوزستان از عبدالغفار نجم‌الملک نيز از جمله اين نوع سفرنامه‌ها مى‌تواند بود که در شناسائى احوال ممالک محروسه ايران در روزگار قاجار مطالبى درخور دارند.


غير از اين سفرنامه‌ها بايد از سفرنامه‌هاى رجال دوره قاجار به اروپا ياد کرد که در تنوير افکار اين دوران اطلاعات سودمندى دارند. از جمله اينها حيرت‌نامهٔ ميرزاابوالحسن‌خان ايلچى شيرازى در وصف سفر خود به لندن، يادداشت‌ها و گزارش سفرهاى ميرزا صالح شيرازى از نخستين دانش‌آموخته‌هاى اروپا در ابتداى سلطنت قاجاريه، سفرنامه گرمردوى به اروپا (۱۸۳۸م)، سفرنامه حسين‌خان آجودانباشى در سفر سفارتى خود به ممالک اروپائي، جملگى از سفرنامه‌هاى رجال قاجار به ممالک ديگر هستند.


چاپ و انتشار اسناد و مدارک ديوانى و سياسى اين دوران نيز نظر بعضى از محققان را به خود جلب کرد و مصدر انتشار شمارى از اسناد گرديد. ابراهيم صفائى از شمار افرادى بود که در اين زمينه چندين کتاب منتشر ساخت گرچه برخي، انتشار اسناد را از سوى اين شخص بى‌شائبه ندانسته‌اند. فريدون آدميت و هما ناطق شمارى از اندرزنامه‌ها و جزوه‌هاى سياسى و رساله‌هاى بعضى از نويسندگان اجتماعي، اسناد رسمي، مجموعه مدارک طبقه تجار و عرض حالت‌هاى طبقه عام هم مردم را همراه با تحليل‌هاى بايسته درباب تاريخ افکار و تأسيسات سياسى و اقتصادى جديد و حرکت اجتماعى ايران در دوره قاجار منتشر ساختند (آدميت - ناطق، افکار اجتماعي، سياسى و اقتصادى در آثار منتشر نشده دوران قاجار، تهران، پيام، ۱۳۵۶). مجموعه اسناد و مدارک فرخ‌خان امين‌الدوله به کوشش کريم ‌اصفهانيان و قدرت‌الله روشنى و کتاب يکصدو پنجاه سند تاريخى از جلايريان تا پهلوى از جهانگير قائم مقامى و يا مجموعه مفصلى از فرمان‌ها و قباله‌ها و بنچاق‌ها مربوط به استرآباد در مجلدات ششم و هفتم کتاب از آستارا تا استارباد تأليف مسيح ذبيحى و منوچهر ستوده تمامى در اين زمره مى‌گنجند. تاريخ‌نگارى دروه قاجار هنوز منتظر انتشار بسيارى ديگر از اسناد و مدارک و مجموعه‌هاى خطى موجود در کتابخانه‌هاى شخصى افراد است.