سرپرسى سايکس نيز همچون ملکم يک نفر مأمور بود. وى از ارتش هند به خدمت کنسولگرى انگليس در کرمان و سيستان در شرق ايران و از نواحى حساس مرزي، درآمد و بخش اعظم زندگى خود را در جنوب شرقى ايران به سر برد. سايکس در نوشتن تاريخ ايران چندين انگيزه داشت. نخستين انگيزه وي، انگيزه فکرى بود. از زمان ملکم، تاريخ جامعى که حاوى تمامى نتايج و تحقيقات جديد باشد درباره ايران نوشته نشده بود. اما سايکس فکر نمى‌کرد که اين نکته تأليف تارخى ايران را من حيث تاريخ، توجيه کند. چون ايران نفوذ زيادى در ساير ممالک آسيائى و نيز با واسطه يونانيان در ممالک اروپائى اعمال کرده بود (سرپرسى سايکس، تاريخ ايران، چ سوم، ۲ ج (لندن، ۱۹۳۰) ج۱، ص Xl). سايکس اين عقيده را بارها در کتاب خود تکرار کرده است و او با اينکار نه تنها موضوعات خود را پيگرى کرده بلکه خوانندگان انگليسى زبان را نيز به خود واداشته است. مثلاً وى درباره زندگى اسکندر کبير و جنگ‌هاى صليبى گزارش مفصل ارائه کرده و در حاليکه درباره نخستين سفر انگليسى‌ها به ايران چند جمله بيش ننوشته است. (سايکس، ج۲، ص ۴۲).


شايد سايکس درصدد بوده تا کتاب عمده درباره مردمى که با دولت انگليسى ارتباط برقرار کرده بودند، تأليف کند. روش و شيوه سايکس از موضوعات آمده در تاريخ آن کاملاً روشن است. او پيش از همه اميد داشته که اين کتاب براى حکومت بريتانيا و پديد آورندگان افکار عمومى انگلستان مفيد فايده باشد. هدف دوم او اين بوده که تاريخ او براى دانشجويان تاريخ يونان و روم از ديدگاه ايران (و سايکس ادعا مى‌کرد که اين ديدگاه را به خوبى مى‌شناسد) سودمند باشد. سومين هدف سايکس اين بوده که تارخ وى به ايرانيان کمک کند تا ”عظمت و حشمت تاريخ خود را به خوبى بشناسد۱ه‌نظر مى‌‌رسد که چهارمين هدف سايکس در نوشتن تاريخ ايران، ايجاد انگيزه براى اصلاحات در ايران و پذيرش قرارداد (ظاهراً ۱۹۱۹) باشد. وى در کتاب خود مى‌نويسد که ”اميد پذيرش قرارداد را از دست نخواهم داد گو اينکه شرايط در ايران عليه آن سير مى‌کند. من به ايران جذب شدم تا واقعيتى را که يک دوست کهنه‌نکار و واقعى پيش آورده، دريابم. و دوره جديدى را شاهد باشم که نقش شايسته‌اى در گذشته پرعظمت آن داشته است ـ سايکس، ج۲، ص ۵۴۰“. سرانجام بايد گفت که يکى ديگر از انگيزه‌هاى سايکس، الهام‌پذيرى از جاذبه ”رمانتيکى ايران“ بود که باعث شد وى از خدمت در هند دست بکشد و راهى ايران گردد (سايکس، دوهزار ميل سفر در ايران، ص۱).


(۲ايکس، ج۱، ص xii. در کتاب ديگر سايکس هم يعنى تاريخ افغانستان (لندن، ۱۹۴۲، ج۲، ج۱، ص VIII مقدمه مشابهى وجود دارد. روش او در اين کتاب مهلم از روش چاپ نخستين او است. او در چاپ سوم اين روش را تصحيح کرده و توضيح مى‌دهد که منظور او کمک به ايرانيان است. ج۱، ص XIII. اما تاريخ او تا سال ۱۹۴۴ به فارسى ترجمه نشد. نگاه کنيد به: سايکس، ده هزار ميل سفر در ايران (لندن، ۱۹۰۲)، صX.


کتاب سايکس در دو جلد تنظيم شده است. جلد اول از آغاز تا اوايل عصر عباسى را دربر مى‌گيرد و جلد دوم از حدود سال ۸۰۰/۱۸۴ تا زمان تأليف کتاب را در شمول خود دارد. در جلد دوم آن، بخش مهم و بى‌وجهى به مسائل سده نوزدهم و بيستم و در مقايسه با تاريخ ملکم، بخش مهمى هم به فعاليت‌هاى خود سايکس در جنوب ايران در اثناى جنگ اول جهانى اختصاص يافته است. از اينرو ميزان مطالب کتاب او با ميزان مطالب کتاب ملکم مغايرت دارد. او در اثر خود، تاريخ فتوحات عربان را تا ظهور نادرشاه با اهميتى نه چندان درخور بررسى کرده است. اما تاريخ سده هيجدهم را به‌طور فشرده ارزيابى کرده و از اين حيث قابل مقايسه با تاريخ ملکم است و بحث مفصل خويش را معطوف به دوره معاصر کرده و در بحث از آن نيز همچون ملکم، صراحت لهجه دارد. سايکس برخلاف ملکم، تاريخ دوره خويش از مفصل بررسى کرده است. اين امر بى‌ترديد از تحول موقعيت سياسى ايران پس از جنگ جهانى اول منشاء گرفته که شبيه شرايط خاتمه جنگ‌هاى ناپلئونى بوده است. در اين زمان ديگر از تجاوز روسيه نگرانى در بين نيست. اما سايکس بيشترين تغيير را در تاريخ باستانى ايران روا داشته است. ملکم روايات افسانه‌اى ايران را از روى آثار مورخان عرب و ايرانى در مقايسه با روايات يونانى به‌کار گرفت. اما سايکس به شروع تمدن در دلتاى رودفرات پرداخت و به حکومت کوروش و داريوش يعنى حکومت‌هائى که از ديد ملکم پنهان مانده بود، پرداخت و ظهور تدريجى تمدن ايران را با توجه به اين ادوار عمده تاريخى نشان داد.


يکى از نکات چشمگير کتاب‌شناسى سايکس اين است که کتابى فراز آمده از آثار زبان‌هاى غيراروپائى نيست. خود سايکس زبان فارسى را خوب مى‌دانست و در تاريخ کرمان خود و نيز ده هزار ميل سفر در ايران از نسخه‌هاى خطى فارسى بهره جست. اما در تاريخ جامع خود برخلاف تاريخ ادبى ايران براون، از منابع ترجمه شده و دست‌دوم استفاده کرد. مثلاً از تاريخ واتسن براى تاريخ سده هيجدهم بهره گرفت. دومين نکته برجسته در خصوص منابع سايکس اين است که آنها گوئى تاريخ ايران را از يک منظر بيرونى نگريسته‌اند. ملکم، پخته و سنجيده، تاريخ ايران را از يک منظر درونى کاويد و تحرير کرد يعنى بسان يک نفر ايرانى آن را ديد. ولى اين وضعيت در زمان سايکس تغيير يافت. در مورد تاريخ باستانى ايران منابع مختلفى چون منابع آشوري، بابلى و يونانى به‌دست آمده بود و براى تاريخ ميانه ايران منابع عربى و براى تاريخ معاصر آن، منابع اروپائى زيادى در اختيار بود. اين تمايز با توجه به تاريخ ميانه ايران که بيشتر مورخان به عربى مى‌نوشتند همچنان پابرجا بود ولى واقعيت‌هاى زيادى کشف و استخراج شده بود.