طاهر، سيستان را به ليث واگذار کرد و چون به قصد فارس خارج شد، سپاه طاهر که پيشاپيش آنان، على‌بن حسن درهمى يکى از سرداران مشهور او قرار داشت به نزد او آمده اظهار اطاعت کردند. آن روز ليث، لباده سرخ بر تن داشت و به همين دليل او را شير لباده لقب دادند. روز جمعه به ماه جمادى‌الاخر سال ۲۹۶هـ.ق در سيستان، فراه، کش و بُست خطبه به‌نام ليث خوانده شد. اولين اقدام ليث، مقابله با سبکرى بود زيرا سبکرى در حق ليث خيانت کرده، براى آزادى عمل، درصدد دور کردن او از حوزه عملکرد خود برآمده بود. علاوه بر اين، برادر خود، غالب را به زابلستان فرستاد تا مردم را عليه ليث برانگيزد. ليث در سال ۲۹۷هـ.ق محمدبن علي، برادر خود را به نيابت خود به حکومت سيستان گمارد و به طرف فارس لشکر کشيد و براى اينکه لشکرکشى او مخالفت با خليفه تصور نگردد، نامه‌اى براى على‌بن محمدبن فرات، وزير مقتدر خليفه عباسى فرستاد و اشاره کرد که به طلب سبکرى به آن جانب رهسپار شده، قصد تسخير ولايات بيشتر را ندارد. وزير جواب داد: ”سبکرى بنده شماست، اما ولايت سلطان خراب کردن نشايد، تا تو به طلب بنده خويش آئي“ (تاريخ سيستان؛ ص ۲۸۸). همين که ليث وارد شيراز شد، سبکرى به جانب ارجان گريخت. خليفه که حکومت سبکرى را در فارس ترجيح مى‌داد، سپاهى به فرماندهى مونس خادم به کمک او فرستاد و دستور داد: حسين‌بن حمدان، عامل قم نيز آنان را کمک رساند (الکامل فى‌التاريخ، ج۸، ص ۵۵). ليث پس از تحمل سختى‌هاى بسيار، ناگهان خود را در مقابل مونس و سبکرى يافت. سپاهيان ليث که خود را در مخاطره مى‌ديدند، فرار را ترجيح دادند. ليث يک تنه به جنگ پرداخت تا دستگير شد و مونس خادم او را بغداد فرستاد (الکامل فى‌التاريخ، ص ۵۶، فارسنامه ناصري، ج۲، ص ۲۱۳ و ۲۱۴).