تا قرن هفتم هجرى قسمت‌هائى از مازندران و گيلانى کنونى را که شامل نواحى جنوبى درياى مازندران و ارتفاعات البرز مى‌شد، طبرستان مى‌خواندند. اين اسفنديار حدود طبرستان را از شرق به غرب از دينار جارى تا به ملاط دانسته است (اين اسفنديار، محمدبن حسن، تاريخ طبرستان ص ۷۴) دينار جارى محلى بود در نزديکى تميشه يا کردکوى کنونى و ملاط نيز در جنوب هوسم يا رودسر کنونى قرار داشت۱. بدين‌گونه طبرستان شامل دشت و کوه و ساحل دريا بود که از ناحيهٔ ديلمان تا مرز تميشه وسعت داشت. شهرهاى مهم مناطق جلگه‌اى عبارت بودند از: آمل، ساري، تميشه، چالوس و ناتل. شهرهاى کلار، کجور و فريم از مهم‌ترين شهرهاى مناطق کوهستانى به‌شمار مى‌رفتند.


(۱) رابينو، هـ.ل؛ مازندران و استرآباد؛ ترجمه غلامعلى وحيد مازندراني، ص ۲۲ و ۲۴. على رزم‌آرا ”ملاط“ را در چهار کيلومترى لنگرود دانسته است. ر.ک رزم‌آرا، علي؛ فرهنگ جغرافياى ايران؛ ج۲، ذيل ”ملاط“.


سرزمين طبرستان از نظر جغرافياى طبيعى با مناطق ديگر ايران به‌طور کلى متفاوت بوده، هواى معتدل، آب فراوان و زمين حاصلخيز آن چهرهٔ خود را در وجود جنگل‌ها و مراتع و توسعهٔ کشاورزى نشان مى‌داد. در دورانى که کشاورزى رکن اساسى اقتصاد جوامع بود، محصولات کشاورزى اين سامان نسبت به ديگر مناطق از کميت و تنوع بيشترى برخوردار بود. بدين جهت، مردم طبرستان نه تنها به محصولات ديگر مناطق نياز نداشتند (تاريخ طبرستان، ص ۷۶) بلکه بخش عمدهٔ توليدات آنها به خارج از اين منطقه صادر مى‌گرديد. اين امر زمينهٔ شکوفائى و غناى اقتصادى آن ديار را فراهم مى‌ساخت.


وجود کوه‌هاى صعب‌العبور، رودهاى متعدد، جنگل‌ها و باتلاق‌هاى بسيار در سرزمين طبرستان، از جمله موانع طبيعى در ايجاد شبکهٔ راه‌هاى ارتباطى منظم بوده است. در داخل طبرستان مهم‌ترين راه‌ها از شهر مرکزى آن، يعنى آمل منشعب مى‌گرديده است. يک راه از آمل به طرف غرب در جهت ساحل تا ناتل و چالوس و از آنجا تا کوهستان ديلمان امتداد مى‌يافت. اين راه تا چالوس از مناطق هموار عبور مى‌کرد و سپس از ميان کوه گذشته، شهرهاى کلار و کجور را به ديگر نقاط متصل مى‌ساخت. راه ديگر از آمل به طرف شرق مى‌رفت و از شهرهاى مامطير (بابل امروزي) و سارى گذشته، به تميشه مى‌رسيد. تقريباً تمام راه از ميان دشت‌هاى هموار مى‌گذشت و به لحاظ وجود رودها و مسيل‌هاى متعدد اين مسير، پل‌هاى بسيارى در نقاط مختلف ميان راه تعبيه شده بود که در مرتبط ساختن اين مناطق به يکديگر نقش مهمى داشت.


دو راه طبرستان را به نقاط خارج از اين منطقه مرتبط مى‌ساخت که يکى از آنها در امتداد راه آمل به تميشه تا استرآباد و گرگان کشيده مى‌شد و از آنجا دو شاخه مى‌شد. يک شاخه به ‌سوى خراسان امتداد مى‌يافت و ديگرى به‌ سوى شمال و به دهستان مى‌رفت. راه ديگرى که طبرستان را به نقاط بيرون از آن متصل مى‌کرد، راه آمل به رى بود. اين راه از آمل به سمت جنوب کشيده مى‌شد و از ميان درهٔ هراز و گردنه‌هاى متعدد عبور مى‌کرد و سرانجام به رى منتهى مى‌شد. اين راه با وجود اينکه از کم ارتفاع‌ترين معابر امامزاده هاشم مرتفع‌ترين نقاط آن بود مى‌گذشت۲ به لحاظ کوهستانى بودن آن بسيار صعب‌العبور بود و براى عبور کاروان‌هاى تجارى و به‌ويژه دسته‌هاى نظامى مناسب نبود.


(۲) اصطخري، ابواسحاق ابراهيم، مسالک و ممالک، ص ۱۷۴. مقدسي، ابوعبدالله محمدبن احمد؛ احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ص ۳۷۲.


جاذبه‌هاى طبيعى و جغرافيائى بى‌شمار اين سامان، همواره قبايل و جمعيت‌هاى مناطق ديگر را به سوى خويش مى‌خواند. از روزگاران بسيار دور اقوامى چون تاپوران، ماردان و کادوسيان که به ترتيب از شرق به غرب اين سرزمين اسکان داشتند، به اين منطقه آمده بودند. در دوره‌هاى بعد دائماً بافت جمعيتى منطقه دستخوش مهاجرت‌هاى طوايف و ايلات مختلف بوده است. از آنجا که قبايل از يکپارچگى درونى و همبستگى و اتحاد قبيلگى برخوردار بودند و خاندان‌هائى که در رأس اين قبايل قرار داشتند مظهر سياسى و اجتماعى محسوب مى‌شدند؛ مى‌توانستند تأثيرات سياسى و اجتماعى و اقتصادى فراوانى در آن سامان داشته باشند، به‌ويژه آنکه اين قبايل عموماً داراى قدرت نظامى متناسب خويش بودند و در مواقع ضرورى وارد عمل مى‌شدند که در اين صورت يا به دفاع از خويش مى‌پرداختند يا به منطقهٔ تازه‌اى هجوم مى‌آوردند يا در منطقهٔ زيست خود تسلط سياسى و نظامى به‌دست مى‌آوردند. به هر صورت، اعمال قدرت سياسى در دست رؤساى قبايل بود.


پراکندگى جغرافيائي، غناى اقتصادى و شرايط سياسى اين منطقه، موجب مى‌گشت تا شمار بسيارى از قبايل که با انگيزه‌ها و دلايل متفاوت به اين سرزمين کوچيده بودند بتوانند به زندگى خود در آنجا ادامه دهند۳. با اين همه، طبرستان به لحاظ ارتباط اندکى که با ساير جوامع داشت، وضعيت نسبتاً پايدارى را مى‌گذراند.


(۳) براى اطلاع بيشتر از وضع قبايل ساکن در طبرستان رجوع کنيد به: صابي، ابراهيم‌بن هلال؛ ”التاجى فى اخبار الدولةالديلميه“ اخبار ائمه الزيديه فى طبرستان و ديلمان و جيلان؛ ص ۱۴. بيهقي، ابوالحسن على‌بن زيد؛ تاريخ بيهق ص ۹۳. احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم. ص ۳۷۰. اصفهاني، حمزه؛ تاريخ سنى الملوک الارض و الانبياء، ص ۱۵۳.


مناطقى که با ساير جوامع همجوار هستند احمتال شرکت آنها در مناقشات خشونت‌آميز سياسى و فرهنگى بيشتر از مناطقى است که از نظر جغرافيائى منزوى هستند. طبرستان چون با دريا و کوه محصور گرديده است کم‌تر از ديگر مناطق مثل خراسان که به لحاظ موقعيت خاص جغرافيائى و اقتصادى آن مورد توجه اقوام سرزمين‌هاى اطراف خود، تأثير اندکى مى‌پذيرفت و به همان نسبت در مسائل ايشان، تأثير اندکى مى‌گذاشت. مجموع ويژگى‌هاى ياد شده، موجبات استقلال نسبى طبرستان را از روزگاران بسيار دور فراهم آورده بود و هرگاه حکومت مرکزى در ايران ضعيف مى‌شد، حکام طبرستان به‌صورت واحد سياسى مستقل عمل مى‌کردند و مشکلات بزرگى براى حکومت‌ها ايجاد مى‌کردند. البته توان رزمى مردم طبرستان اين امر را بيشتر تشديد مى‌کرد؛ زيرا اين مردم نه تنها پايدارى و استقامت را از کوه آموخته بودند، بلکه زندگى در پستى و بلندي، آنان را نيرومند و ورزيده و دلير گردانيده بود. گذشته از اين قبايل متعدد در جاى جاى اين سرزمين به‌علت رقابت و فزون‌طلبى معمولاً با هم در حال نزاع و جنگ به سر مى‌بردند و همين امر روحيه جنگاورى و سلحشورى را در ميان آنان پرورش مى‌داد. به همين سبب، از اعصار دور بخش عمده پياده نظام سپاهيان حکومت‌هاى مختلف، مردم همين منطقه بودند. اين امر علاوه بر تقويت نيروى نظامي، در ايجاد نوعى علاقه و دلبستگى مردم منطقه با حکومت‌هاى مرکزى مؤثر بود. ليکن در مواردى که حکومت‌هاى مرکزى ظالمانه عمل مى‌کردند، به‌علت وجود زمينه‌هاى فرهنگ سياسى در مردم، يعنى روحيهٔ استقلال‌خواهى و عدم تمکين نسبت به حکومت‌هاى مرکزي، تأثير معکوس مى‌بخشيد، چنانکه چهارهزار تن از ديلميان به هنگام جنگ سرنوشت‌ساز قادسيه با مسلمانان نجنگيدند.


اين نکته نيز شايان توجه است که نزاع‌هاى مداوم ميان قبايل و حکومت‌هاى محلي، همچنين علاقه به آزادى از سلطهٔ حکومت‌هاى غيربومى و حفاظت سرزمين‌هاى آنها در مقابل هجوم اقوام ديگر، ضرورت داشتن بعضى از استحکامات، نظير ديوار تميشه و خندق‌ها و قلاع متعدد در نقاط مختلف را موجب مى‌گرديد.